تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

وبلاگ «محمّد خاکساری» مدیر مسئول و صاحب امتیاز هفته نامه «قلم معلّم» و از موسسین کانون صنفی معلمان، در مورد تاریخچه فعالیت های صنفی معلمان ایران، کانون های صنفی و بیانیه های شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان

تاریخچه تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

وبلاگ «محمّد خاکساری» مدیر مسئول و صاحب امتیاز هفته نامه «قلم معلّم» و از موسسین کانون صنفی معلمان، در مورد تاریخچه فعالیت های صنفی معلمان ایران، کانون های صنفی و بیانیه های شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان

به مناسبت 11 اردیبهشت، سالروز وفات استاد محمد بهمن بیگی، پدر آموزش عشایر ایران


به مناسبت 11 اردیبهشت، سالروز وفات استاد محمد بهمن بیگی، پدر آموزش عشایر ایران


نویسنده: گودرز هوشمند ایمانلو

چهاردهم اسفند 1349در قالب دانش آموزان دانشسرای شیراز عازم فیروزآباد شدیم. گرگ ومیش صبح بود که از شیراز بیرون زدیم. کاروان ما را چند اتوبوس تشکیل داده بود. تیغ آفتاب بود که کوار را پشت سر گذاشتیم و به سربالایی گردنه موک رسیدیم. جاده شوسه بود. اتوبوس ها گرد و خاکی به راه انداخته و از هم فاصله گرفته بودند. به دشت موک رسیدیم. تک درختان بن و بادام در تمامی دشت پراکنده بودند. قله کله قندی در سمت چپ با اندک مه یی خودنمایی می کرد. هوا سرد بود و سوز داشت. اتوبوس ما آخرین اتوبوس بود. از دشت موک به سوی تنگاب سرازیر شدیم. در سر یکی از پیچ ها ماشین ترمز کرده و همگی پیاده شدیم. در آن سرمای صبحدم معلمی عشایری را با دانش آموزانش دیدیم. آنان تخته سیاه خود را به درختی چسبانده و آماده هنرنمایی بودند. من پنداشتم که شاید خانه و کاشانه شان در آن نزدیکی است. از بلندی به پایین نگریستم. تا چشم کار می کرد نه چادر ایلی بود و نه خانه گلی. معلوم بود از فاصله یی بعید و با پای پیاده خود را به مسیر کاروان ما رسانده بودند. فقط یک قاطر برای حمل تخته سیاه داشتند. آزمون از دانش آموزان کلاس اول در پای تخته سیاه شروع شد. چهار ماه و نیم از سال تحصیلی عشایری می گذشت. جالب اینکه کلاس اولی ها تمام حروف را خوانده بودند. کلمات چهار و پنج بخشی را با خطی زیبا بر تخته سیاه نگاشتند. در آن صبح سرد کلاس اولی ها با انگشتان گرم خود خطاطی ها کردند. خط آنقدر زیبا بود که آدمی می پنداشت همان دوران طفولیت خوشنویسانی همچون میرعلی تبریزی و میرعماد... هستند که در یک زمان و مکان گرد آمده و به دست معلمی عشایری سپرده شده اند. نوبت به کلاس دومی ها رسید. تمام کلمات را که بر آنان دیکته شد با خطی زیبا بر تخته سیاه نگاشتند و برای هر کلمه چندین هم خانواده گفتند و حتی با هم خانواده ها هم جمله ساختند. دبیر دانشسرا، تفریق با انتقال گفت. پسرکی پاره پوش با سرعت ماشین حساب حل کرد و برای تفریق صورت مساله ساخت. یادم می آید باقیمانده 1000010 بود. دبیر سماجت به خرج داد و مجددا پرسید از دورقم یک ویک کدام بیشتر است؟ فوری پاسخ شنید یک در مکان یکان میلیون. باز پرسید چقدر؟ پاسخ شنید 999990. ناگهان غریو و ولوله در شیخ وشاب افتاد. فریاد احسنت و آفرین تا بلندای قله مه گرفته کله قندی بالارفت. کلاس ها یکی پس از دیگری عالی عالی بودند. به یاد دارم کلاس پنجمی ها همنوا با باد سحر چنین سرودند: منم آرش، کمانداری کمانگیرم، شهاب تیزرو تیرم، مرا تیر است، آتش پر، مرا باد است فرمانبر، ولیکن چاره امروز زور و پهلوانی نیست، رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست. آموزگار بزرگ این دبستان کوچک آقای اشکبوس طالبی از پرورش یافتگان مکتب بهمن بیگی بود. همگان با اشک وبوس از آقای اشکبوس وداع کردیم وراه افتادیم. از موک به سوی فیروزآباد راه افتادیم. زمستان رفته اما بهار نیامده بود. هرچه پایین تر می رفتیم زمین خشک و بی آب و علف بود. از گله های بی شمار عشایری فقط 30 و 40 تا نرینه مانده بود. خشک خشکسالی بیداد کرده بود اطراف سیاه چادرها پر از مردار گوسفندان بود. بوی تعفن مردار فضارا آلوده کرده بود. ایلیاتی ها دل و دماغ گپ زدن نداشتند. مغموم و دلگیر بودند و زانوی غم در بغل داشتند. به تنگاب رسیدیم. آسمانش پر از کلاغ وکرکس بود. تعدادی لاشخور عظیم الجثه بر کنگره قلعه دختر آرمیده بودند. کلاغ و کرکس ها سوروسروری داشتند. از بلندی به سوی رودخانه شیرجه می رفتند به آب نرسیده بر می گشتند. بال وپر می زدند اوج می گرفتند ودر کمرکش کوه می نشستند و دوباره برمی خاستند. دسته جمعی سرود می خواندند. به جادشت رسیدیم. در چادر های سفید و گنبدی شکل مستقر شدیم. استاد رضاقلی ساز زد. دهلزن بر دهلش کوبید. صف دستمال بازی بچه های دانشسرا در دایره های بزرگ تشکیل شد. ناگهان جیپ آقای بهمن بیگی از دور نمایان گشت. ساززن گرمتر نواخت. دهلزن محکم تر کوبید. به این امید که مدیرکل در شادی شان شرکت کند. اما ورق برگشت. جیپ ترمز نکرده آقای بهمن بیگی بیرون پرید. دوچشمش دو کاسه خون شده بود. پیپش را محکم به زمین کوبید اول به خود ناسزا گفت سپس به اهالی دانشسرا. فریاد کشید: شما در میان این مردم قطحی زده درمانده زانوبریده خیمه شادی افراشته وآتش جشن افروخته وپای می کوبید؟ از چه کسی اجازه گرفته اید؟ ساز بر دهن رضاقلی خشک شده بود وچوبک های دهلزن در هوا ماند. صف دستمال بازی مانند مجسمه بین زمین و هوا معلق ماند. باز هم فریاد زد. باز هم پرخاش کرد. باز هم بد و بیراه گفت. نبود ناسزایی که نثار خود وشاگردانش نکرد. چون اندکی آرام شد از روزگار تلخ و تار عشایر گفت. نصیحت مان کرد. سخنانش از دل بر می خاست وبر دل می نشست. تازه فهمیدم که معلمی فقط یاد دادن الفبا نیست. تازه فهمیدم که هنوز عبای معلمی بر اندام نتراشیده ما گشاد است. آن روز فریاد قهرش را شنیدیم. گریستیم. آموختیم و نرنجیدیم. در فروردین 1350یک ماه پس از این جریان جناب بهمن بیگی یکی از امرای ارتش را برای بازدید از مناطق قحطی زده دعوت کرده بود ژنرال صاحب یال و کوپالی که دل به رافت و عطوفت نبسته و سر و دوشش به انواع مدال ها آراسته بود در حین بازدید از مناطق قحطی زده گویا در یکی از مدارس عشایری فرود می آیند. دخترکی ضعیف و لاغر اندام شعر همدردی با بینوایان سعدی را چنین می سراید. چنان قحطی سالی شد اندر در دمشق / که یاران فراموش کردند عشق... چنان آسمان بر زمین شد بخیل/ که لب تر نکردند زرع و نخیل... بخشکید سرچشمه های قدیم.
    حقا که درآن سیه سال ها ایلی که بر بهمن بیگی را داشت تکیه بر شاه کوه داشت. دردشت موک از شاگردان اشکبوس شنیده بودم که: چاره امروز زور و پهلوانی نیست: رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست. بی شک درآن ایام بهمن بیگی برای عشایر ایران همان آرش اساطیری بود. اما این بار نه در شکاف دامن البرز بلکه در دامن پرچین و شکن زاگرس. نه در هیبت پهلوانی کماندار بلکه در کسوت معلمی کتابدار. بی گمان استاد ما جناب آقای بهمن بیگی به کوی نیکنامی گذر خواهد کرد زیرا او در کویر خشک ایلات نهال کاشت. با خون دل آبش داد تا امروز مردم ایل طلادرو کنند. وی در اجاق سرد و خاموش ایلمان هیمه ریخت و امروز از دوردست ها پیداست رقص آن شعله ها. وی به دنبال دانش آموزان ایلی عمری بود آواره کوه وکتل ها. صادق ترین گواهش گردنه بیژن و سنگ و منگ وکتل پیرزن ها. بانگ رسای درس بدهید و درس بخوانیدش از شیراز تا تبریز از ایرانشهر تا پیرانشرهمه جا ورد زبان ها. اونی آن ساربان پیر و پاره پوش را برد به اوج قله ها. پس اوست لایق هر قیمتی در لفظ دری را. فریاد رسای بخوان و بخوانش از مقدس ترین فریادها. عشق به ایل وتبارش بالاتر از عشق فرهادها. گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش/ می گویم و بعد از من گویند به دوران ها. جرعه نوش آب زلال (قره قاج)

روزنامه   اعتماد    -    11    اردیبهشت     93

واهمه از شنیدن واقعیت ها


تاریخ : جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393
روز معلم در پیش بود. امسال هم می بایست مثل هر سال کاری می کردم. سال هاست که در هر شرایطی سعی می کنم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره استاد مطهری، از شهید ابوالحسن خانعلی که نامگذاری روز معلم به یاد و خاطره اوست؛ یادی بکنم.

امسال نیز از مدت ها قبل بفکر برگزاری مراسم جشن و سخنرانی پیرامون این روز افتاده بودم. از دو تن از همکلاسی هایم در دانشگاه آزاد شیراز کمک خواستم تا در برگزاری کمکم کنند. خانم مددپوری و آقای هاشمی از روابط اجتماعی و هوش هیجانی بالائی برخوردارند. 

با وجودیکه چندین سال است که علاوه در رسانه ها، در محیط های بسته نیز اینکار را انجام داده ام ولی اینبار استرس و دلهره عجیبی داشتم. استرس ناشی از بیان یک بحث منطقی و ترس از درگیری لفظی در میان جمعی از  دانشجویان ارشد ؛ به یک لطیفه بیشتر شبیه اشت تا یک واقعیت. ولی بهر حال باید پذیرفت واقعیت تلخ جامعه دانشگاهی ما.  

در ابتدای برگزاری مراسم ؛ هاشمی گفت : سبزواری ترا بخدا چیزی نگی که اسباب دردسر باشه. من در سازمان دفاع کار می کنم. دارم نون می خورم. در جوابش گفتم : این صحبت ها نه خلاف واقع است و نه خلاف مصالح نظام. در ثانی می توانید همکاری نکنید. به صرف حضور در مراسم بزرگداشت نه کسی متهم می شود و نه کسی محکوم. بیچاره مردم ما که از شنیدن هم واهمه دارند!!!!.

ترس از بهم ریختن جلسه، مرا به بیماری لرزش صدا مبتلا کرده بود. خوب نتوانستم حق مطلب را ادا کنم. انتشارات کیهان در جلد 13 کتاب نیمه پنهان ، تاریخ شهادت دکتر خانعلی را پنجم اردیبهشت کرده و من می خواستم حق حسین شریعتمداری را کف دستش بذارم. نشد ولی بهر حال به جماعت کارشناس بی خبر از اوضاع و وقایع پیرامون، علت نامگذاری این روز را حالی کردم. وقتی تعدادی از دانشجویان می پرسیدند که پس چرا صدا و سیما چیزی نمی گوید، گفتم اخبار تلویزیون کره شمالی زمانی اعلام کرد که این کشور قهرمان جام جهانی فوتبال شده و هیچ کس هم اعتراض نکرد!!!.

پس از من خانم دکتر محمدی، استادیار گروه و از اساتید دوست داشتنی، نقاشی خود را که هنگام صحبت کردن من کشیده بود ، به حضار نشان داد. او علت کشیدن نقاشی در حین مراسم را بی حوصلگی در هنگام شنیدن مطالب تکراری عنوان کرد.

ختم جلسه همچون افتتاح جلسه بر عهده مجری است. هاشمی دوباره سخن آغاز کرد . احساس گناه از شنیدن حرف های غیر قابل باور وی در رفتارهای این دوست عزیز هویدا بود. سعی می کرد به هر زبانی از نان آوران بر سر سفره اش تشکر کند. برایش یاد کردن از یک جوان تحصیلکرده با مدرک دکترا که برای احقاق حقوق صنفی معلمان در سال 1340 کشته شده بود ، مهم نبود. مهم نانی بود که از برکت جانبداری از یک طیف خاص بر سر سفره اش می نشست !. 

به دلم ماند که چرا از رسول ، محمود باقری، محمد داوری و عبداله مومنی و هاشم خواستار یاد نکردم. شاید سالی دیگر !!. حتی نتونستم از محمد بهمن بیگی ، صمد بهرنگی ، محمدعلی رجائی ، فرزاد کمانگر و . . . . .  یادی بکنم. آنهم شاید وقتی دیگر.

http://www.nmadrseh.blogfa.com/

بهار از شانه اردیبهشت بالا می آید ؟!

بهار از شانه اردیبهشت بالا می آید ؟!

 

به بهانه ی 11 و12 اردیبهشت روز کار خدمت و آموزش (کارگرمعلم)

       بهارازشانه اردیبهشت بالا می آید ؟!        

غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست   

ازتو شکفته گردد و بر تو کند نثار

ای باران مروت وراست کاری چرا نمی باری؟! سرزمین ما تشنه ی بارش آرام ونسیم همگرایی است. خرد ودانایی رابکارگیریم تا مدارا کنیم ومدارا شویم .

ای سکوت وبی عملی،عاقبت،روشن،همه گیروموثرتاساحل عدالت وآزادی وآبادی فریاد سبزت رابلند  سرخواهیم داد.ای زندانیان دربند وپرچم داران مبارزه برای عدالت وآزادی وقانون با شما همراه ایم. ای دنیای بشریت آگاه وانسانی باشما درراستای یک اندیشه ایم.کارگران معلمان، فرهنگیان آزادیخواهان دربند ومحبوس سلامتی وآسایش وآزادی راحق شما وهمه می دانیم. کودکان کار جوانان بیکار هموطنان کم درآمد زنان  مردان  کارگران زحمتکش  کشاورزان عزیز آموزگاران آموزنده،پرستاران مهربان، کارمندان وحتی کارشناسان کاردان ومردم دوست، روزهای 11 و12 اردیبهشت را درجای جای ایران عزیزبعنوان بهارکاروتلاش وآموزش وخد مت وهم یاوری وهم داستانی گرامی میداریم.

      معلمی که ترسانده شود وکارگری که ازسود کارش بهره مند نشود کارش با کمترین نتیجه وبدترین    آثاراجتماعی...

البته هرچه داریم ازاندیشه  کار تولید  آموزش  یادگیری  خرد وخدمت به انسانیت است . وزیبایی آن، زندگی خواهی ،هنر ،شادی و همراهی بادیگران می باشد و دوست داشتن وپذیرفتن حق آنان وکنش درراه آزادی وحقوق انسانی نتیجه است.

 براین اساس اندیشه استبداد وتمامیت خواهی وهمه ی حق خود پنداران را نیزبه عقل وانصاف ورعایت  درست وکامل قانون،آزادی وحقوق بشر فرامی خوانیم .

بی گمان،ملت ما درپیوندی سرافراز،رهایی طلب  شادمانه وآگاهانه آرام و بتدریج درسایه ی رشد ورسیدن به رهیافت های انسانی،گرانمایه گوهر آزادی وانتخاب، تلخی ها رادرهم خواهند ریخت تا با اصلاح زشتی ها به روزروشن امید برسند.

 

فرهنگیان گرامی،  معلمان آگاه                                                                                                     همچون شما ، با منتخبان وخدمتگذاران واقعی وقانونی کشوردرراستای حاکمیت ملی و حقوق اساسی همراه می شویم .اما ازغارت ودزدی ودروغ ونیرنگ وحیف ومیل اموال عمومی وتحمیل خواست شخصی وباندی وغیرقانونی بیزاریم وازچهره کریه سواستفاده ازقدرت، دیکتاتوری بی رحمی و ایده استبداد و خفقان که قانون وعدالت وحقوق اساسی ملت را بازیچه قراردهد وبا نظروعقیده وسلیقه ومنافع خودبه انحصاروغارت اموال وحقوق ملی بپردازد ، رویگردانیم .

 به مناسبت روز معلم و کارگرازمردم وهمکاران فرهنگی  یاوری  واززحمتکشان همراهی وازدولت حق حاکمیت ملی،     خد مت صادقا نه و گستره ای پویا  وبرون زا  شکوفنده وتاثیر گذاردرعرصه تلاش فرهنگی وآموزش می طلبیم  وپیگیررعایت درست وکامل قانون ورفع مشکلات تورم وتبعیض توزیع درآمد،عدالت درامانتداری دقیق اموال عمومی، جلوگیری ازتباه سازی فرصت ها وامکانات ملی وهمچنین بکارگیری واقعی تدبیرکارشناسانه وبرچیدن فضای امنیتی ورفتارها وخشونت غیرقانونی هستیم .معلمان زندانی،فرهنگیان تبعیدی واخراجی وشلاق خوردن معلم به جرم فعالیت صنفی واجتماعی،.... ومرگ کارگر وبلاگ نویس نمونه ی کوچکی از استدلال منتقدان برای نگرانی های مزبورا ست .                               

      قانون اساسی :  شکنجه وضرب شتم  ممنوع  بدیهی است  رویکرد قانون به مجرم بوده نه غیرمجرم 

اما ازتعامل شفاف  هوشمندانه  متمدنانه  برپایه استقلال با دنیای بشری، ملت ها وحتی دولتها وتوزیع حق امنیت قانونی وعادلانه برای همه حمایت می کنیم .اگردرمورد بحران اجتماعی وفضای موجود،نظرما رابخواهند، به نظرمی رسد اگرمعلمان  کارگران دانشجویان وروزنامه نگاران وکلاء ، فعالان اجتماعی زندانی  ومتهمان به جرم سیاسی تعریف نشده ودیگر زندانیان  سیاسی گمنام آزادشوند. حرمت ملت رانگه داشته ،شفاف وپاسخگوباشند.به اختلاس وسواستفاده وجرائم رسیدگی وجلوگیری نمائید.نظارت قانون وجامعه مدنی رابپذیرید. زیرا درجامعه مردم سالار "قدرت هیچ کس خارج از کمان ،انتخاب تا نظارت ملت  ، قابل توجیه حقوقی نیست.    ودرحاکمیت اراده ی ملی،   قدرت، ثروت،  یافته های گوناگون  حتی هدایا... امانت ملت است.

 

 

 

ایران کشور ثروتمندی است ومردم کار می کنند مالیات می دهند ودرآمد های هنگفت وبسیار غیرقابل کتمان است . درآمد نفت وغیره احمدی نژاد با تورم وبدهی های مانده وشرایط موجود وحرفهایش چه تناسبی دارد؟! لذا توزیع ناعادلانه سود ودرآمد کارگران وکارکنان دولتی وحقوق بگیران بخش خصوصی، کنترل شرکت ها و تراست ها ی وابسته به نحله های قدرت وثروت وحل تورم واجرای تامین اجتماعی همه گیر،توجه به بخش مهم کشاورزی ،حفظ سلامت عمومی ومحیط زیست ازجمله وظایف دولت است. اما درمقابل رشد تورم، خصوصی سازی اموال وسرمایه های ملی ، اخراج کارگران،عدم افزایش دستمزد متناسب زندگی وجلوگیری ازفعالیت اجتماعی صنفی وسندیکایی ونهادهای مدنی ، برخورد همراه باخشونت وغیرقانونی با  اعتراضات عمومی و فعالیت های کارگری ومجموعه های فرهنگی هنری ، تحمیل محدودیتهای افراطی      به زنان، تحمیل فشار بر رسانه ها وصاحب نظران ومشکلات فراوان وایجاد زمینه نگرانی های جمعی موجود و ناراحتی اقلیت هوشیار وفعالان سیاسی، دانشگاهیان وجامعه ی مدنی قابل قبول نیست.                                                                لذا ازمجلس نمایندگی ملت وازمردم،هوشمندی وانتخاب منتخبان لایق فروتن با صداقت ،  وپایبند به منافع ملی وکاردان ومتعهد به نظرملت انتظارمی رود. ازسوی دیگر، آرزوداریم با ،اجرای درست قانون، عدالت ورعایت آن واجرای حقوق بشروحقوق اساسی وداد ستاندن ازبی داد راشاهد باشیم .این که  کشورما بابخش بزرگی ازجهان دشمن دیده شود وسالها ازسوی نمایندگان جامعه جهانی متهم ومحکوم به بد رفتاری با مردم رنج کشیده خود ویا دخالت درامورداخلی دیگرکشورها بشود،شایسته نیست ! واقعا کشور دیگری استان کشورما است ؟! ضروری است به آزادی بیان وتاثیررسانه های آزاد وحرفه ای وبکار گیری درست وعلمی قانون ومنابع وامکانات ومنافع مالی وانسانی ملت و مدیریت کارآمد ونظام سیاسی درقامت جمهوریت نیز برسیم که حق مسلم ملت است.

12و11اردیبهشت روزهای هم اندیشی هم یاوری کار وهم دستی، آموزش وخدمت گرامی

 

ازفرهنگیان ومردم بزرگ ایران انتظارداریم که هوشمندانه ومسولیت پذیر آگاهانه باچشمانی بینا گوشهایی شنوا همراه با همه خواهی وهمه بینی درزمینه مسایل ومشکلات سرزمین پدران وفرزندانمان دقت ومشارکت آگاهانه وآینده سازداشته ،ودرپیوندی هم بسته ،بدورازدرون گریزی، ساده اندیشی خرافه وتک بینی به دفاع وحق خواهی همگانی  باتوجه به فرصت های تاریخی استوار باشیم. زیرا وجدان وانسانیت اجازه نمی دهدهیچ وظیفه وباری رابه رندی یاحتی نا گذیر روی دوش دیگری قراردهیم....                                                                          

ایران سرزمینی کهن برخوردارومتنوع است.لذا مدیریت تک بعدی،سرسخت وبی انعطاف ، باکاربرد متفاوت وغیردمکراتیک قدرت و قانون همراه با خشونت وبی رحمی و حیف ومیل وغارت اموال عمومی واستفاده ی ابزاری ازقانون وتوزیع ناعادلانه و غیر قانونی درآمد وامکانات، دخالت درحریم شخصی حق این مردم نیست. حتی توزیع  سبد کالاویارانه به این شکل را در شان ملت بزرگ ایران نمی دانیم.

نهادآموزش درتوسعه وپیشرفت وحتی انحطاط وگسست جامعه نقش مهمی دارد از این رو آموزگاران ودبیران وفرهنگیان فهیم وآگاه و فعالان صنفی وشورای هماهنگی کانون های معلمان سراسرکشور همچنان که بارها در اطلاعیه های منتشرشده خواستارعدم دخالت وگسترش انحصاری یا سیاست آدم سازی درنهاد آموزش وتحمیل ناکارآمدی بیشتردرتدوین واجرای طرحهای نظام آموزشی ورفع فضای امنیتی گزینشی درساختار آموزش بوده اند وبا ترویج آموزش طبقاتی و  گلخانه ای وتوزیع جزیره ای امکانات ومنابع وفربه ساختن منابع انسانی دراین نهاد با نیروهای بازنشسته و کهنه گرا وسیاسی موافقت نداریم .وبه ضرورت رعایت حقوق دانش آموزان دختر وپسردرشهروروستا ومناطق محروم وتغییرساختارواپسگرا والقایی آموختن باورداریم. ایجاد رشد با معیارهای علمی وشکوفایی فکرذهن واستعدادوخلاقیت دانش آموزان باتازه ترین مفاهیم ودستاوردهای انسانی ومفاهیم کاربردی زندگی اجتماعی وحرفه ای موثر ولازم است. حتی درک وآشنایی کامل و مقایسه ای درمورد آزادی،حقوق بشر،کار تولید خدمت و حقوق اساسی وبکارگیری متدهای آموزش علمی ورشد شادمانه وباطراوت نسل جوان آینده ازجمله حقوق اساسی آنان است وتحمیل  وانباشت ذهنی آموزه های اطاعت،ارادت،خود محوری،فرقه گرایی،ترس وخرافه، سلطه پذیری دانش گریزی وخردناپذیری در آموزش مدرن جایی ندارد. حتی القاء دشمن ستیزی، موهوم پروری ، سالوسی، گریزاز دنیا وکامیابی اززندگی،تظاهر،نمامی، شخصیت دوگانه وحتی تحمیل ذهنیت های اخلاقی دورماندن از نشاط هنر موسیقی...رابه ذهن وفکرکودکان نارواوظلم می دانیم.

           یاورکانون صنفی معلمان ایران

          همراه نسل جوان ودانش آموزان

          علی اصغرذاتی اردیبهشت 93

http://yavarzat.mihanblog.com/

نهاد صنفی- آموزشی،نیازمند ژرف اندیشی


نهاد صنفی- آموزشی،نیازمند ژرف اندیشی

مهدی بهلولی 

روزنامه آرمان،1 اردیبهشت 93

"به اعتقاد من،اگر مسئولان و مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش وظایف خود را به خوبی انجام بدهند،دیگر فعالیت بسیاری از انجمن های صنفی بی معنی می شود. من در هفته های اخیر نشستی با نمایندگان انجمن صنفی معلمان داشتم و هنگامی که آنان به نمایندگی از معلمان،مطالبات آنان را با حرارت زیادی اعلام می کردند،این جمله را به آنها گفتم : به اعتقاد من مسئولان و مدیران ارشد باید وظایف خود را به درستی انجام داده و به طور واقعی،پیگیر مطالبات به حق فرهنگیان باشند و در این صورت است که دیگر،انجمن صنفی،بی معنی می شود." (اسفندیار چهاربند،مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران،نشریه زمزمه،فروردین 93)

 این نگارنده در حسن نیت گوینده سخنان بالا،هیچ گمانی ندارد و بر این باور است که منظور ایشان،خرده از  کاستی های مدیریتی در آموزش و پرورش است؛سخنی درست که مورد تآیید بسیاری از فرهنگیان و کنشگران صنفی آنان هم می باشد.   با این رو اما،گونه ای ساده نگری به مسآله ی مهمی به نام "جامعه مدنی" و بایستگی و کارکردهای آن- همچنین دشواری های ساختاری مدیریتی در آموزش و پرورش- دیده می شود که نمی توان بر آن چشم پوشید. چنین می نماید که برداشت و درک ایشان از جامعه مدنی و نهاد صنفی،از پیچیدگی های نظری لازم برخوردار نیست. گویا ایشان تنها کارویژه نهاد صنفی را پیگیری خواسته های معیشتی می داند،و از این رو،هنگامی هم که مدیران آموزش و پرورش کار خود را به درستی انجام دهند نهاد صنفی،از بنیاد،فلسفه ی وجودی خود را از دست خواهد داد! اما باید دانست که "مطالبات به حق" فرهنگیان،از جمله خواسته های آموزشی،حقوقی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و سیاسی به شمار می روند؛خواسته هایی که همانند بسیاری از پدیده هایی جامعه انسانی،تفسیر یگانه  برنمی دارند و نمی توان آنها را تنها در یک چارچوب همه پذیر نشاند و تعریف کرد. خواسته های فرهنگیان،بّعدها و لایه های گوناگون دارد و از این رو همواره محل بحث و گفت و گو خواهند بود و فیصله بردار نیستند. حتی می توان گفت که این خواسته ها،با پیشرفت اجتماعی،مدنی و اندیشگی جامعه،پیچیده،ژرف و گوناگون تر می گردند و از این رو چالش برانگیزتر هم خواهند بود.

 شاید بد نباشد به نمونه ای اشاره کنم. یکی از خواسته های فرهنگیان- و البته همسو با بسیاری از مردم کشور- افزایش کیفیت آموزشی و بسترسازی برای آن است. خود فرادستان آموزشی هم این مساله را می پذیرند که آموزش ایران تا رسیدن به یک آموزش برتر و کیفی در جهان،فاصله های بسیار دارد. آزمون های جهانی همچون تیمز و پرلز و پیزا،و نتیجه های ضعیف دانش آموزان ایرانی در این آزمون ها نیز،نشان و گواهی دیگر بر همین مساله است. اما درخور درنگ،تعریف دگرگون و به روز شونده "آموزش و پرورش کیفی" است. کیفیت در آموزش و پرورش،درونه و معنای چندان ثابتی ندارد و از چند دهه گذشته تاکنون،دستخوش دگرگونی های چشمگیری شده است. در حالی که برخی- به ویژه ها کارگزاران آموزشی در سراسر جهان- از مفهوم کیفیت آموزشی،بیشتر،افزایش در نمره های آزمونی دانش آموزان را می فهمند برخی از واپسین سندهای آموزشی،و به ویژه سندهایی که از درون جامعه مدنی جهانی آموزش و پرورش برمی خیزد،در تعریف کیفیت آموزشی به موضوع هایی همچونآفرینشگری،کنکاشگری،سنجشگرانه اندیشی،همدردی،همدلی،دلیری،خودآگاهی،و هماهنگی با طبیعت تآکید می ورزند. روشن است که چنین تعریف های نو و همه سونگرانه ای،مایه ی چالش میان برخی دولت ها و نهادهای مدنی است.

در پایان،این نگارنده از کار به دستان آموزش و پرورش دولت یازدهم،انتظار باریک اندیشی بیشتر دارد. نباید فراموش کرد که یکی از بزرگ ترین کاستی های آموزش و پرورش ایران،ضعف در نظریه پردازی آموزشی و سستی اندیشگی است. بایسته  است که کارگزاران آموزشی دولت یازدهم،در صدد هرچه نیرومند و تازه تر ساختن گفتمان آموزشی خویش برآیند.

  http://bohluli.blogsky.com/



درخواست


درخواست

 

به نام خداوند جان و خرد

با خبر شدیم همکار در بندمان رسول بداقی به منظور اعلام اعتراض خود نسبت به رفتار خشن و خارج از قانون با زندانیان بند 350 اوین اقدام به اعتصاب غذا نموده است.

اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران اقدام مسئولانه این عزیز را ارج نهاده، نشانه ی روح والا و از خودگذشتگی او می دانند. لیکن در عین حال به دلیل شرایط نامناسب جسمی رسول، که اعتصاب غذا قطعاً به تشدید آن منجر می شود و همسو با برخی نهادهای مدنی و شخصیت ها از کلیه ی زندانیانی اعتصابی به ویژه رسول عزیز می خواهیم هرچه سریع تر به اعتصاب غذای خود پایان دهند. بدیهی است اعضای کانون همراه با سایر دلسوزان پی گیر اقدامات دولت و مسئولان ذیربط برای رسیدگی به این واقعه در خارج از زندان ها خواهند بود.

http://bohluli.blogsky.com/

                                                                                             

تهدیدی برای نفوذ کلام وزیر

روزنامه آرمان - دوشنبه 8/2/92


زمانی استنباط می‌شد که حق تشکیل مجلس معلمان، شعاری انتخاباتی است که در قالب منشور حقوق معلم گنجانده شده است.حفظ کرامت و شأن معلم همواره شعار کسانی بود که برای خالی نبودن عریضه، آن‌را مستمسک قرار می‌دادند. برای اولین‌بار دکتر فانی در برنامه پیشنهادی خود و در قالب اهداف رفتاری بر کرامت معلم صحه گذاشت و کشاندن معلم به نهادهای قضایی را دون شأن دانست و تشکل‌های معلمی را نه تهدید بلکه فرصت معنی کرد. نواندیشی دکتر فانی بارقه امیدی شد تا فعالان آموزشی و صنفی، امیدوارانه چشم به آینده دوخته و برای کمک به مسئولان مهیا شوند. این پیشگامی درحالی در سراسر کشور به وجود آمد که حتی یک تشکل صنفی اجازه سهم‌خواهی از دکتر فانی را به خود نداد. گرچه این امید در نظر، بسیار عملی ولی در عمل بسیار دست‌نیافتنی شد. حدیث مکرر کسب موقعیت دسته‌بندی‌های جناحی برای چندمین‌بار آزموده شد. معلمان فعال در عرصه مسائل صنفی و آموزشی بر این باور بودند که کارگزاران وزیر، برنامه پیشنهادی وزیر را مطالعه و عملکرد خویش را بر مبنای اصول قابل قبول وی، برنامه‌ریزی خواهند کرد. با شروع عزل و نصب‌ها و ارائه برنامه‌ها و تثبیت مدیران میانی در آموزش و پرورش، دوباره این باور شکل گرفت که در بر همان پاشنه می‌چرخد! تفکر برخورد با منتقد هیچ تغییری پیدا نکرده و معلمان همچنان مهجورند. فعالان صنفی که مشتاقانه و دلسوزانه مصاحبه‌ها و برنامه‌های وزیر را رصد می‌کردند و بعضا از فعالان ستاد انتخاباتی رئیس‌جمهور بودند، با نومیدی به حاشیه رفتند. مدیران کلی که در جلسات معارفه از تشکیل مجلس معلمان می‌گفتند، همکاری با فعالان صنفی را منوط به کسب رضایت وزیر دانستند. فعالانی که آماده شده بودند تا از دل و جان مایه بگذارند با مدیرانی رو‌به‌رو شدند گویا که از برنامه‌های وزیر اطلاع نداشتند. برخورد مدیران میانی آموزش و پرورش باعث شد تا ضرب‌المثل «خودکرده را تدبیر نیست.» نقل مجلس معلمان در اوقات استراحت باشد. اکنون این سوال پیش می‌آید که ملاک وزیر برای انتخاب مدیران کل و مناطق و ادارات چه بوده است؟ اگر ملاک، برنامه پیشنهادی وزیر است که در این صورت واحد ارزیابی و عملکرد باید گزارش عملکرد مسئولان را به‌صورت ماهانه و ... به وزیر اطلاع دهد. آیا نباید در گزارش واحد ارزیابی عملکرد، میزان تعامل مدیران با تشکل‌های معلمی مورد سنجش قرار گیرد؟ آقای وزیر چگونه می‌تواند از فعالان فرهنگی به‌عنوان فرصت یاد کند درحالی که، این افراد برای معلم نمونه شدن در پیچ و خم تأئید صلاحیت می‌مانند. آقای وزیر چگونه از تشکل‌های صنفی به‌عنوان فرصت یاد می‌کنند در حالی که، شایسته‌سالاری گمشده آموزش و پرورش است. آشنایان به سیستم مدیریتی آموزش و پرورش می‌دانند که مدیران آموزش و پرورش در سطح ادارات و استان‌ها در عرصه‌های اجتماعی و علمی ضعیف ظاهر شده‌اند. آیا شایسته نیست از پتانسیل موجود در تشکل‌های صنفی برای ارتقای سطح علمی مدیران آموزش و پرورش استفاده شود؟ آقای وزیر شما در جلسه مجلس اعلام کردید که در بین فرهنگیان نفوذ کلام دارید که البته چنین است اما، آیا اندیشیده‌اید که این نفوذ کلام، حاصل کدامین رفتار و اندیشه شماست و اگر روزی توسط کارگزاران تان خلاف آن ثابت شود، شما بیش از هرکس دیگر آسیب می‌بینید. آقای وزیر ممکن است شما امروز از ناحیه بعضی از جناح‌های سیاسی مورد هجمه قرار گیرید. مشکلی نیست. دعاگویی یک میلیون معلم برای یک عمر بس است. آقای وزیر باید از روزی ترسید که معتمدان شما که با برنامه‌هایتان آشنایی ندارند، سابقه نیک شما را بازیچه اهداف و آرزوهای خود قرار دهند.

عضو کانون صنفی معلمان شیراز

http://www.nmadrseh.blogfa.com/

حال و آینده آموزش و پرورش ایران


حال و آینده آموزش و پرورش ایران


حال و آینده آموزش و پرورش ایرانمؤلف مقاله امروز از اعضای پژوهشکده برنامه ریزی درسی و نوآوری های آموزشی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است و پیش از این انجام و یا سرپرستی ده ها پژوهش کشوری را عهده دار بوده است.
مشکلات اساسی آموزش و پرورش را می توان در دو گروه کلی (۱- مشکلات بیرونی ۲-شکلات درونی) به شرح زیر طبقه بندی کرد:
الف _ مشکلات بیرونی
توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم (که ایران نیز جزو آنها است) و تحولات روزافزون علوم و فناوری جوامع پیشرفته و در حال توسعه، متکی بودن هزینه های تعلیم و تربیت به دولت و افزایش سطح توقعات مردم برای مطالبه آن، کمبود منابع مالی برای ساخت، تجهیز و اداره مدارس و پیچیدگی روشهای جلب مشارکت مردم در امور تعلیم و تربیت را می توان جزو مشکلات بیرونی نظام آموزش و پرورش برشمرد که بسیاری از کشورهای جهان مثل کشور ما با آن مواجه هستند.پایین بودن سطح حقوق و دستمزد معلمان و عدم امکان جذب افراد مستعد و با سطح هوش بالا برای این شغل مهم (که همین امر موجب کم ارزش شدن شغل معلمی شده و حتی هوشمندان شاغل در مدارس را نیز تحت تأثیر قرار داده است.) سایه شوم و غول آسای کنکور سراسری بر نظام آموزشی کشور (به ویژه در دوره متوسطه)، که ناکارآمدی این دوره تحصیلی را به دنبال داشته است، نیز جزو مهمترین مشکلات بیرونی آموزش و پرورش محسوب می شود.
ب- مشکلات درونی
روشهای فعلی گزینش، جذب، تربیت و نگهداشتن نیروی انسانی شاغل در آموزش و پرورش، ناکارآمدی نظام انتخاب مدیران به ویژه در سطح ادارات آموزش و پرورش (اعم از ستادی، استانی و منطقه ای)، عدم پویایی در مدیریت آموزشگاه ها به ویژه در زمینه جلب مشارکت اولیا و معلمان برای اداره بهتر مدارس، ناکارآمدی نظام کنترل، نظارت و ارزشیابی علمی از برنامه ها، طرحها، روشها و عملکردها کم اثربخش بودن برنامه های درسی موجود، به علت مبتنی نبودن بر نتایج تحقیقات علمی و عدم انطباق با دانش و فناوری روز. پایین بودن سواد علمی معلمان و عدم انگیزه و علاقه آنها برای تدریس فعال در کلاسهای درس نبودن عشق به آموختن، محبت و روابط انسانی و صمیمی بین کادر مدیریت مدارس، معلمان و دانش آموزان و در نتیجه کمبود نشاط در مدرسه نیز از مهمترین مشکلات درونی آموزش و پروش است.
البته شاید دهها مشکل دیگر را بتوان احصا کرد، لیکن اگر آموزش و پرورش بتواند ظرف ۲۰ سال آینده همین ۱۲ مشکل بیرونی و درونی را حل کند، بی شک آموزش و پرورش ما از سال ۱۴۰۰ به بعد مسیر تحول کیفی را طی خواهد کرد.
ب _ ۱ _ ارتباط برنامه های آموزش و پرورش با برنامه های توسعه کشور
چند سال است که مدرسه محوری مطرح شده و برنامه هایی در جهت تحقق درازمدت این امر به اجرا گذاشته شده است. در حال حاضر مدیران مدارس به وسیله معلمان انتخاب می شوند. اما نمی توان گفت معلم در مدرسه سالار است. دانش آموز هم سالار نیست. بلکه بیشتر روزمره گی سالار است.
شوراهای دانش آموزی با انتخاب دانش آموزان ایجاد شده است، لیکن تا ایفای نقش شوراهای دانش آموزی در مدارس و مناطق، راه درازی در پیش است. اگر برنامه های جدید و دقیق زودتر تهیه و به مرحله اجرا گذاشته شود و از روزمره گی و عادت های نامطلوب پیشین زودتر عبور کنیم، به مدرسه محوری نزدیکتر خواهیم شد. هر چند کشور ما در ابعاد گوناگون توسعه نیافته است؛ لیکن به تجربه اثبات شده که بخشهایی که دارای درآمدهای اختصاصی هستند (مثل وزارت نیرو، پست و تلگراف و تلفن، وزارت صنایع و معادن، بازرگانی، شهرداریها و...) می توانند تا حدودی پاسخگوی بخشی از نیازهای ضروری مردم مثل آب، برق، تلفن، ارسال مراسلات، خودرو، مواد غذایی، آسفالت، فضای سبز، علایم راهنمایی و رانندگی و... باشند. لیکن بخشهای اجتماعی مثل آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کار و امور اجتماعی و مسکن و شهرسازی و... که فاقد درآمد هستند، به سختی قادر به تأمین حداقل نیازهای مردم هستند.البته در مقایسه کیفی ارایه خدمات و محصولات، چه بخشهای فاقد درآمد و چه بخشهای دارای درآمد، متأسفانه محصولات و خدمات ارایه شده، کمتر در حد استاندارد است.
به طور کلی در همان روستایی که دارای آب، برق، گاز، تلفن، خانه بهداشت و پزشک و مدرسه است کیفیت خدمات هیچ دستگاهی نسبت به دیگری رجحان ندارد. در این زمینه همه این خدمات به طور هماهنگ دارای نارساییهای هستند، که مدیریت و منابع انسانی بیشترین نقش را در کیفیت توسعه همه جانبه و پایدار به عهده دارد.بنابراین می توان گفت، برنامه های آموزش و پرورش به همان میزان در جهت توسعه همه جانبه و پایدار است، که برنامه های سایر بخشها است.
ب _ ۲ _ موانع آموزش و پرورش خلاق، کارآمد و پویا
هر گاه رویکرد طراحی برنامه های درسی (اهداف، محتوای آموزشی، روشهای یاددهی _ یادگیری، ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان، وسایل و امکانات آموزش) مبتنی بر توسعه همه جانبه و پایدار باشد؛ کادر مدیریت مدرسه و معلمان نیز ضمن طی آموزشهای ضمن خدمت در این زمینه در اجرای چنین برنامه هایی ذینفع باشند؛ و آنها که این برنامه ها را (با روشهای پیش بینی شده) اجرا نمی کنند متضرر شوند؛ از سوی دیگر با استفاده از همه وسایل ارتباط جمعی ارزش و منزلت اجتماعی پژوهش و پژوهشگر در جامعه تبلیغ و توجیه شود، با استفاده از روشهای تشویق و ترغیب، آنها که سعی خود را در اجرای برنامه های جدید به کار می برند با نظارت و ارزشیابی مستمر برنامه جدید، می توان به کارآیی و اثر بخشی این برنامه ها (که تربیت دانش آموز پژوهنده و خلاق هدف آن است) امیدوار بود.چگونه، می توان به شکوفایی نظام تعلیم و تربیت کمک کرد!دسترسی به آموزش و پرورش خلاق، کارآمد و پویا جزو آرمانهای همه مربیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت و به طور کلی آرزوی تحقق نیافته بسیاری از مردم جهان است.به نظر می رسد در اولین گام بهتر است مؤسسات پژوهشی در آموزش و پرورش، با استفاده از تحقیقی کیفی و همه جانبه، عوامل بازدارنده در راه نیل به چنین آموزش و پرورش آرمانی را شناسایی نمایند.متأسفانه این عوامل بازدارنده کم نیستند، از ایجاد رعب و وحشت بین کودکان در کلاس تا حیاط و دفتر مدرسه، از تهدید و بدزبانی با دانش آموز تا منزوی کردن او؛ از فشار برای تحمیل نظر تا ضرب و شتم کودک، از نصیحت و موعظه های تکراری (که اثربخشی خود را از دست داده) تا تحقیر دانش آموزان و هتک شخصیت آنها، از مسخره کردن صاحب هر ایده و نظر نو (ولو مضحک به نظر برسد) تا گذاشتن نمره صفر در کارنامه دانش آموز، همه و همه این رفتارها جزو موانع آموزش وپرورش خلاق، کارآمد و پویا است.
تأکید بر حفظ مطالب بدون درک مفاهیم (به ویژه در دوره های راهنمایی و متوسطه)، تدریس مستمر به روش سنتی سخنرانی بدون مشارکت دادن دانش آموزان در فرآیند یاددهی- یادگیری، عدم ارجاع کار گروهی به دانش آموزان نبودن شادی و نشاط در کلاس درس، ندادن فرصت برای جبران کاستیها، بروز استعدادها و علایق دانش آموزان، عدم ایجاد فرصت برای برقراری ارتباط عاطفی و صمیمی بین دانش آموزان و... و نظایر اینها همه عوامل بازدارنده برای تأمین آموزش و پرورش خلاق، کارآمد و پویا است.براساس نتایج چنین تحقیقی لازم است برنامه ای برای حذف عوامل بازدارنده خلاقیت تهیه و به اجرا گذاشته شود و همزمان به آنچه که در پاسخ به سؤال سوم گفته شد عمل شود.البته بخشی از مشکلاتی که در این مقاله مطرح شد، می تواند در برنامه چهارم توسعه (از طریق مواد قانونی، طرح ها و برنامه های اجرایی که کمیسیون آموزش، آن برنامه ها را تنظیم خواهد کرد) رفع شود.
۲- راه آینده
اگر برنامه های آموزش و پرورش در جهت تربیت انسان مطلوب در نظام مردم سالار دینی ایران باشد و توسعه ملی را، توسعه همه جانبه و پایدار با هویت اسلامی بدانیم، پس از اجرای ۱۱ ساله برنامه های درسی که حداقل دارای ۵ رکن (اهداف، محتوای آموزشی، روش های یاددهی- یادگیری، ارزشیابی از آموخته ها و وسایل و امکانات آموزش) است، انتظار می رود براساس هدفهای از پیش تعیین شده، شهروند تربیت شده ما ضمن آنکه «آمادگی حضور فعال در جامعه و بازار کار را دارد، مهارتهای زندگی شرافتمندانه را کسب کرده و واجد روحیه حقیقت جویی، مطالعه، بررسی، تفکر، تعمق، تحقیق، نقادی و ابتکار باشد، ارزش کار را بشناسد و آمادگی و توانایی برای احراز یک شغل مولد (که در آن استعداد و علاقه دارد) را داشته باشد.»همچنین، از فارغ التحصیل دوره متوسطه انتظار می رود متخلق به اخلاق اسلامی و عامل به احکام و ارزشهای دینی باشد. حس هنری داشته و زیبایی های آفرینش را درک کند، روحیه «مشارکت و مهرورزی، احترام به بزرگترها، آزادمنشی، صلح جویی، رعایت حقوق دیگران، همدردی، عدالتخواهی، آداب معاشرت و استقلال شخصی» داشته باشد. نظرات دیگر را تحمل کند و واجد صفات: «ترجیح منافع ملی، توجه به اموال عمومی، مفید واقع شدن، حب وطن، احترام به پرچم و سرود ملی، حب شخصیتهای ارزشمند» بوده و روحیه «نقادی، فداکاری، مقاومت، رقابت گروهی سازنده، مشارکت در بحث ها، مهارت حل مسأله، توانایی استدلال کردن، توانایی تشخیص» داشته باشد و بالاخره، «رفتار مناسب، رعایت حقوق همسایگان، مشورت، قضاوت، عادلانه، کنترل عواطف، رعایت نوبت، حفظ محیط زیست و...» نیز از دیگر صفات بارز اوست.زیرا همه آنچه گفته شد از طریق برنامه های درسی (که تجلی عینی آن بیشتر در کتابهای درسی است) به کودکان، نوجوانان و جوانان در مدارس آموزش داده می شود، اما واقعیت این است که بسیاری از این اهداف برنامه درسی به عللی تحقق نمی یابد. کشف علل ناکارآمدی نظام آموزشی کشور از طریق تحقیقات آموزشی و تربیتی همه جانبه میسر خواهد بود. زیرا در راه تربیت شهروند مطلوب (جوان دیپلمه مؤمن، عامل به احکام دین و توانا برای ایفای نقش فعال در جامعه)موانع زیادی وجود دارد. بخشی از آن خارج از کنترل وزارت آموزش و پرورش است که به علت تأثیر نامطلوب بر برنامه های این دستگاه مهم کشور، بایستی برای رفع این موانع چاره اندیشی کرد، به عنوان مثال بنابر آنچه که در بخش الف این مقاله آمد نیازمند اقدامات اساسی زیر است:
۱- ضرورت توسعه همه جانبه کشور.
۲- افزایش سطح حقوق و دستمزد معلمان برای جذب افراد مستعد و باهوش بالا برای این شغل مهم.
۳- افزایش اعتبارات مورد نیاز و به کارگیری متخصصان متعهد برای اصلاحات اساسی برنامه های درسی و ارتقاء سواد علمی معلمان.
۴- کاهش مشکلات اقتصادی مردم، مثل: گرانی مایحتاج زندگی، تورم و بیکاری، که اینها عوامل زشت و شومی هستند که بر فرآیند یاددهی- یادگیری تأثیر نامطلوب گذاشته و بسیاری از دانش آموزان و معلمان را دچار سستی و نگرانی از آینده مبهم کردهاست؛ لذا می بینیم که جوان ما در برابر این مشکلات خسته و فرسوده، عده ای به قصد استقلال مالی و یا کمک به معیشت خانواده مدرسه را ترک می کنند و برخی راه گم کرده و مسیری دیگر را می پیمایند که خلاف راه شهروند مطلوب شدن است.۵- براساس نتایج تحقیق درباره آسیبهای کنکور بر برنامه های درسی، روش گزینش و پذیرش دانشجو (کنکور) در حال حاضر یکی از مهم ترین موانع بهره وری نظام آموزشی کشور به ویژه در دوره متوسطه و پیش دانشگاهی است. به طوریکه هدف تک بعدی تست زدن بیشتر در مدت کمتر باعث عدم تحقق هدفهای آموزش و پرورش، بی اعتنایی نسبت به کتابهای درسی، گریز از روشهای یاددهی- یادگیری فعال و بی ارزش شدن امتحانات و ارزشیابی از آموخته های مدرسه ای و زوال فعالیتهای آزمایشگاهی، تحقیق، تفکر، ابتکار، خلاقیت و استفاده از وسایل سمعی و بصری شده است.
۶- استفاده نابجا از فناوری اطلاعات و ارتباطات و نبودن طرح و برنامه مناسب در کشورمان در این زمینه، باعث شده جاذبه های نگرش پلورالیستی جوامع مدنی که حکومت های غیردینی را تبلیغ و توجیه می کنند؛ بیش از پیش و به طور وسیع با کمک برنامه های خارجی و داخلی توسعه روزافزون یابد. بدیهی است بیشترین مخاطبان این نوع برنامه ها نوجوانان و جوانان کشور هستند، که آثار تبعی آن تاکنون ناهنجاریهای زیادی را در جامعه به دنبال داشته است.البته چه بخواهیم، چه نخواهیم، پدیده تکثرگرایی در حال گسترش است اما مگر نه اینست که مدعیان جامعه مدنی و متولیان پلورالیسم در غرب حتی حاضر نیستند یک دانش آموز دختر محجبه را تحمل کنند؛ پس چرا، برای خنثی کردن تهاجم فرهنگی دشمنانمان برنامه ریزی نکنیم. از طرفی مقابله با تهاجم فرهنگی فقط وظیفه آموزش و پرورش نیست (هر چند که فعالیتهای زیادی در جهت مبارزه با فرهنگهای وارداتی در مدارس انجام می شود).
۷- مانع دیگر عدم ارائه صحیح چهره ناب و زیبای اسلام است، که از طریق تکرار مطالب زائد و عملکرد ناصحیح برخی افراد که مردم از آنها توقع الگو بودن را دارند سر می زند.بدیهی است بد، سخت و خوف انگیز معرفی کردن اسلام و ارزشهای آن به مراتب اثر سوء بیشتری بر تربیت شهروند مطلوب دارد تا اینکه هیچ نگوییم.اصلح آن است که شرایطی به وجود آوریم تا جوانان ما خود با بررسی و تحقیق به آن ارزشها پی ببرند و عمل کنند. در چنین شرایطی، ضد ارزشهای حاصل از جوامع سکولار را می شناسند و آن را نقد می کنند. برای ایجاد چنین شرایطی نیاز به طرح ها و برنامه های مدبرانه است نه تکرار بی رویه نمایش سریالهای کم محتوا و فاقد ارزشهای متعالی انسانی در سیمای جمهوری اسلامی ایران.
۸- کاستی های رسیدگی به تعلیم و تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان در خانواده و واگذاری همه مسئولیت های تربیتی از سوی خانواده به مدرسه به علت مشغله زیاد اعضای خانواده.
۹- مشارکت ناچیز مردم و معلمان در اداره امور مدرسه.
علاوه بر این، مشکلات درونی آموزش و پرورش نیز کم نیستند که از روش انتخاب معلمان گرفته تا انتصاب مدیران (در سطوح گوناگون تصمیم گیری) را در برمی گیرد. همچنین، رویکرد برنامه های درسی برای تربیت شهروند مطلوب دارای اشکالات اساسی است و تا طی مسیر کمال راه درازی در پیش دارد.
پایین بودن انگیزه و علاقه معلمان برای حضور فعال، شاداب و مؤثر در کلاس های درس و عدم وجود روابط انسانی مطلوب بین معلمان، کادر مدیریت و دانش آموزان که مستلزم بازنگری و اصلاح است و بالاخره نبودن روش های سیستمی اثربخش در ارزیابی عملکرد مدارس، کارکنان و دانش آموزان نیز می تواند به عنوان موانع اصلی در تربیت شهروند مطلوب معرفی شود.لذا قبل از اتخاذ تصمیم در انتخاب رویکردی خاص برای تربیت شهروند مطلوب در جهت توسعه همه جانبه و پایدار، با حفظ هویت دینی، لازم است روش های رفع هر یک از موانع مورد بررسی قرار گیرد و طی یک برنامه درازمدت (به طوری که هر سال حداقل یک گام در جهت رفع موانع و ایجاد فرصت جدید برداشته شود) زمینه تربیت شهروند مطلوب فراهم گردد.
بی شک اصلاح به مرور برنامه های درسی و آماده سازی معلمان برای اجرای برنامه های جدید می تواند مهم ترین گام ها برای رفع موانع مهم در همه دوره های تحصیلی مدنظر قرار گیرد.در دوره های متوسطه و پیش دانشگاهی، مهم ترین مانع، روش فعلی گزینش و پذیرش دانشجو است که بسیاری از جوانان ما را از هرچه درس و معلم و مدرسه است بیزار و متنفر کرده، در حالی که راه حل آن در بند ۲ ماده ۲۵ راهکارهای برنامه سوم توسعه آمده وجود داشت، لیکن نه مجلس ششم و نه دولت هشتم به آن توجه نکردند. در بند ج ماده ۴۸ قانون برنامه چهارم با عبارتی مشابه آمده و دفتر پژوهش های مجلس نیز بر اساس آن بررسی علمی انجام داده، که امید است مجلس هفتم و دولت نهم آن را پیگیری و به سرانجام مطلوب برسانند. بی شک از طریق بها دادن به ارزشیابی های مدرسه ای تحت نظم ویژه به حساب آوردن توانایی های مهارتی دانش آموزان قابل رفع است. اما متأسفانه سازمان سنجش آموزش وزارت علوم حاضر نیست به این راه حل منطقی و علمی که از چهار سال پیش دولت تکلیف کرده عمل کند.در چنین شرایطی ما حداقل گام های اساسی را در جهت تربیت شهروند مطلوب برمی داریم. گام های بعدی برای تربیت شهروند مطلوب، نیز می تواند به مرور، پس از رفع موانع و با کمک دولت برداشته شود. شکی نیست که اگر آموزش و پرورش مورد حمایت قرار گیرد و برنامه های تحول در منابع انسانی آن تقویت شود، در درازمدت به این قابلیت نایل خواهد شد.اکنون این سوال مطرح می شود که: کدام خواسته های آموزش و پرورش در برنامه سوم تحقق یافته و کدام برنامه ها بایستی در برنامه چهارم گنجانده شود؟ پاسخ آن را با هم مرور می کنیم:
از آنجا که آموزش و پرورش بزرگترین دستگاه دولت است و هرگونه افزایش حقوق و دستمزد کارکنانش در فصل اول بودجه با ضریب میلیونی و هرگونه افزایش بودجه برای توسعه کمی و کیفی خدماتش به مدارس در بقیه فصول بودجه با ضریب چند ده هزار مواجه است. لذا دولت تاکنون نتوانسته است مشکلات مالی جاری آموزش و پرورش را پاسخگو باشد و همه ساله بودجه آموزش و پرورش با کسری چندصد میلیارد تومانی تنظیم می شود. لذا مسایل جاری و بحران های مالی آموزش و پرورش همواره مانع بزرگی برای تهیه برنامه های بلندمدت و آینده نگر در این دستگاه مهم دولت بوده است.به همین دلیل برای تأمین عدالت آموزشی و رسیدگی بیشتر به مناطق نیازمند و کمتر توسعه یافته، نیمی از مواد قانون برنامه سوم در بخش آموزش و پرورش به تأمین منابع مالی جدید، شامل معافیت های مالیاتی و اخذ عوارض از کالا و خدمات تقویت صندوق ذخیره فرهنگیان و استفاده از اجاره دریافتی از اماکن و فضاهای آموزشی (در فرصت هایی که از آنها استفاده نمی کند) اختصاص یافته است، که در بین آنها دو درصد سهم عوارض و عواید کالاها و خدمات موضوع بندهای ۲ و ماده ۱۳ قانون شوراهای آموزش و پرورش مصوب سال ۱۳۷۲ قابل توجه است، لیکن متأسفانه دولت فقط ۳۰ درصد از این درآمد را به آموزش و پرورش می دهد. جای تعجب و سؤال است که علی رغم اخذ این عوارض به نام «عوارض آموزشی» ، لیکن چرا دولت ۷۰ درصد سهم این عوارض را از آموزش و پرورش سلب کرده است؟! بنابراین، در برنامه چهارم توسعه لازم است:
۱- ۱۰۰ درصد وجوه دریافتی از محل عوارض مذکور صرف بهبود کیفیت آموزش مدرسه ای شود و در اختیار آموزش و پرورش قرار گیرد.
۲- برای نیل به آموزش و پرورش با کیفیت بهتر، پیشنهاد می شود در برنامه چهارم، به مرور آموزش و پرورش از احداث و توسعه مدارس جدید پرهیز کرده و مثل بسیاری از کشورهای جهان، توسعه آینده و اداره بخشی از مدارس کشور را به شهرداری ها، نهادهای غیردولتی، تعاونی ها و بخش خصوصی واگذار نماید. دولت نیز با حمایت مالی و امکانات (به ویژه از طریق افزایش سهم وام های احداث و اجاره واحدهای آموزشی، زمین و تجهیزات) این سیاست را پشتیبانی نماید.
۳- به موجب قانون اساسی، درست است که آموزش و پرورش دانش آموزان تا پایان دوره متوسطه رایگان است؛ لیکن اگر فرض کنیم فارغ التحصیل دوره متوسطه پس از ۵ سال نخست که در محلی اشتغال می یابد حاصل کار او (که آموزش های مدرسه ای در آن نقش داشته) باعث ارزش افزوده ای می شود که می توان آن را سود سرمایه گذاری دولت از طریق آموزش و پرورش رایگان تلقی کرد.
در چنین شرایطی اگر دولت ۵ درصد از سود سرمایه گذاری خود را که هر شاغل با کار کردن خود نصیب کارفرما می کند از کارفرما طلب نماید؛ هرچند سهم هر کارفرما مبلغ ناچیزی است، لیکن در جمع کل کشور مبلغ قابل توجهی خواهد شد که می تواند صرف بهبود کیفیت آموزش مدرسه ای شود. این روش حتی می تواند به دانش آموختگان آموزش عالی تسری داده شود و درآمد آن صرف بهبود کیفیت آموزش عالی کشور شود.
۴- علاوه بر این ایرانیان مقیم خارج کشور که از محل آموزش و پرورش و آموزش عالی رایگان دانش کسب شده را در اختیار خارجیان قرار می دهند، علاوه بر انجام تعهدات خود در مقابل آموزش رایگان، به خاطر ارزش دانش و فناوری آموخته که به سود کارفرمای خود می افزایند، لازم است به جای کارفرمای خارجی (متناسب با موقعیت محل اشتغال در ایران) از شاغل ایرانی سهمی را دریافت کرد.
این مبلغ، طی هر سال که وارد ایران می شود می تواند محاسبه و از وی دریافت گردد. البته با توجه به این که این سهم در ایران از کارفرمایان دریافت می شود و نمی توان از کارفرمایان خارج کشور سهمی دریافت نمود، برای آن که بر ایرانیان مقیم خارج کشور از طریق این قانون لطمه وارد نشود، مبلغ آن بر اساس محاسبات کارشناسی تعدیل شود.
۵- علاوه بر آنچه که در زمینه ارتقاء کیفیت آموزش و پرورش دوره های تحصیلی در فصل ۲۵ راهکارهای اجرایی برنامه سوم توسعه (مصوب هیأت وزیران) آمده و لازم است بسیاری از آنها در برنامه چهارم نیز تکرار شود؛ لازم است در برنامه چهارم و مواد و برنامه های اجرایی موارد زیر پیش بینی شود.
۶- افزایش میزان ۵ درصد اعتبارات فصل تحقیقات و ۲ درصد به اعتبارات فصل بودجه عمرانی به پروژه های شناسایی منابع مالی جدید در آموزش و پرورش و تهیه و اجرای آیین نامه های مربوط و برنامه ریزی برای توزیع و مصرف منابع این افزایش در فعالیت ها اختصاص یابد.
۷- ۱۵درصد بودجه فناوری اطلاعات کشور صرف ایجاد زیرساخت و تجهیز مدارس کشور به کامپیوتر و وسایل جانبی آن شود.
۸- پنج درصد بودجه فناوری اطلاعات کشور صرف آموزش مجازی معلمان برای ارتقاء سواد علمی و فناوری آنها گردد.
۹- نتایج دقیق امتحانات نهایی در پایه های اول تا سوم دوره متوسطه و امتحان نهایی در دوره پیش دانشگاهی و سیر فعالیت های علمی- پژوهشی و مهارت های فنی و حرفه ای ارزیابی شده دانش آموزان و ضریب پذیرش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به صورت غیرمتمرکز جایگزین روش گزینش و پذیرش فعلی دانشجو (کنکور) شود.
۱۰- رتبه بندی مدارس و کارآیی و مهارت های معلمان بر اساس درجات استاندارد.
منابع:
۱- حج فروش، احمد، آسیب های کنکور بر برنامه های درسی دوره های متوسطه پیش دانشگاهی و ارایه روش رفع آسیب ها.
۲- اهداف برنامه درسی در جمهوری اسلامی ایران.
۳- برنامه سوم توسعه جمهوری اسلامی ایران.
۴- سند چشم انداز و اهداف راهبردی برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران.

مهندس احمد حج فروش

منبع : روزنامه همشهری
http://vista.ir/article

مدیریت‌ اثربخش‌ جلسات‌ (ادارات ، شرکتها و مدارس)


مدیریت‌ اثربخش‌ جلسات‌ (ادارات ، شرکتها و مدارس)



‌امروزه‌ عواملی‌ چون‌ بزرگ‌ شدن‌ سازمانها، پیچیدگی‌ ساختار و فعالیتهای‌ آنها، افزایش‌ متغیرهای‌ محیطی‌ تاثیرگذار و... مدیران‌ را ناگزیر کرده‌ است. برای‌ انجام‌ بهتر وظایف‌ و اداره‌ موثر سازمان، از سایر اعضا کمک‌ بگیرند. بدین‌منظور، مدیران‌ معمولاً‌ جلساتی‌ را تشکیل‌ می‌دهند و با همفکری‌ و تعامل‌ درمورد موضوعهای‌ مطرح‌ شده‌ به‌ تبادل‌ اطلاعات‌ می‌پردازند یا تصمیماتی‌ را به‌ صورت‌ گروهی‌ اتخاذ می‌کنند. تشکیل‌ جلسات‌ نه‌ تنها منجر به‌ تبادل‌ اطلاعات‌ و اتخاذ تصمیمات‌ مطلوب‌ می‌شود بلکه‌ تا اندازه‌ زیادی‌ به‌ بهبود ارتباطات‌ و درک‌ متقابل‌ واحدها از همدیگر نیز کمک‌ می‌کند. البته‌ موارد مذکور درصورتی‌ صادق‌ است‌ که‌ جلسات‌ نیز همانند سایر فعالیتهای‌ سازمانی‌ از مدیریت‌ مناسب‌ برخوردار باشد وگرنه‌ تشکیل‌ جلسات‌ نه‌ تنها به‌ بهبود کارایی‌ و کارآمدی‌ سازمان‌ کمک‌ نخواهدکرد بلکه‌ به‌عنوان‌ یک‌ غده‌ سرطانی‌ موجب‌ اتلاف‌ منابع‌ و ایجاد تضادهای‌ درون‌ سازمانی‌ خواهدشد. در مقاله‌ حاضر ابتدا تعریفی‌ از جلسه‌ ارائه‌ می‌شود، سپس‌ انواع‌ جلسه‌ و ارکان‌ جلسه‌ همراه‌ با وظایف‌ آنها تشریح‌ خواهدشد در نهایت‌ ضمن‌ معرفی‌ موانع‌ و مشکلات‌ جلسات، توصیه‌هایی‌ را نیز برای‌ اثربخشی‌ جلسات‌ ارائه‌ خواهیم‌ کرد.



تعریف‌ جلسه‌ 
‌اگرچه‌ تعاریف‌ به‌ ظاهر متفاوت‌ از جلسه‌ ارائه‌ شده‌ است‌ با این‌ حال، این‌ تعاریف‌ از ارکان‌ مشترکی‌ برخوردارند. جلسه‌ را می‌توان‌ گردهمایی‌ دو نفر یا بیشتر از کسانی‌ تعریف‌ کرد که‌ دارای‌ هدفهای‌ مشترک‌ هستند و ارتباطات‌ (شفاهی‌ و یا کتبی) را وسیله‌ اصلی‌ نیل‌ به‌ این‌ اهداف‌ قرار می‌دهند (هینز: 1372). به‌ عبارت‌ دیگر، جلسه‌ گروهی‌ از افراد واحدهای‌ مختلف‌ سازمان‌ است‌ که‌ برای‌ انجام‌ وظایف‌ سازمانی‌ مشخص‌ به‌طور موقت‌ یا دائم‌ دور هم‌ جمع‌ می‌شوند(2001(VENTERS FELICIA:.
انواع‌ جلسه‌ 
‌جلسات‌ متفاوتی‌ در سازمانها برگزار می‌شود. گاهی‌ هدف‌ از جلسه‌ تبادل‌ اطلاعات‌ و گزارش‌دهی‌ است، گاهی‌ توجیه‌ و قانع‌ کردن‌ دیگران‌ برای‌ انجام‌ کار و گاهی‌ تصمیم‌گیری‌ درمورد یک‌ مساله‌ است. دویل‌ و استراوس‌ جلسات‌ را به‌ چهار نوع‌ زیر تقسیم‌ می‌کنند: (دویل، استراوس:( 1375) 
1-جلسه‌ حل‌ مساله: عبارت‌ حل‌ مساله‌ برای‌ افراد گوناگون‌ معنی‌ مختلفی‌ دارد. مشکل‌ به‌ موقعیتی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ نتوان‌ آن‌ را تغییر داد. مشکل‌ می‌تواند شامل‌ ابهام‌ درمورد یکسری‌ مقررات‌ جدید، نداشتن‌ نام‌ برای‌ محصول‌ و... باشد، آنچه‌ اهمیت‌ دارد این‌ است‌ که‌ وضعیت‌ موجود باید تغییر یابد. تا تمایلی‌ به‌ تغییر نباشد، مشکل‌ حل‌ نخواهدشد. یک‌ جلسه‌ حل‌ مساله‌ زمانی‌ خوب‌ جواب‌ می‌دهد که‌ تمایل‌ به‌ تغییر در جلسه‌ وجود داشته‌ باشد. 
-2 جلسه‌ تصمیم‌گیری: جلسه‌ حل‌ مسائل، جلسه‌ برخورد با مساله‌ است‌ و الزاماً‌ تصمیم‌گیری‌ نیست. درحالی‌ که‌ در یک‌ جلسه‌ تصمیم‌گیری‌ فشار برای‌ تصمیم‌گیری‌ نهایی‌ است. اگر سازمان‌ از ساختار سلسله‌ مراتبی‌ پیروی‌ می‌کند، جلسه‌ باید تصمیم‌گیرنده‌ نهایی‌ داشته‌ باشد. در این‌ جلسات‌ تعداد اعضای‌ گروه‌ نباید کمتر از 15 نفر باشد، تشکیل‌ جلسه‌ با حضور 30 نفر هم‌ امکان‌پذیر است. قبل‌ از هر جلسه‌ باید اطمینان‌ حاصل‌ شود که‌ همه‌ افراد از نحوه‌ تصمیم‌گیری‌ آگاه‌ هستند و آن‌ را قبول‌ دارند. در برخی‌ از موارد مدیران‌ قبل‌ از تشکیل‌ چنین‌ جلساتی، تصمیم‌ را خود اتخاذ می‌کنند و از افراد به‌طوری‌ صوری‌ استفاده‌ می‌کنند. در چنین‌ مواردی‌ بهتر است‌ به‌ جای‌ جلسه‌ تصمیم‌گیری‌ یک‌ جلسه‌ استفاده‌ از اطلاعات‌ تشکیل‌ شود و مدیر تصمیم‌ خود را بگیرد. 
3 -جلسه‌ گزارش‌دهی‌ و اطلاع‌رسانی: درصدی‌ از جلسات‌ اداری‌ مخصوص‌ گزارش‌دهی‌ و استفاده‌ از اطلاعات‌ است. هدف‌ مدیران‌ از برگزاری‌ چنین‌ جلساتی، برقراری‌ اعتماد و حصول‌ اطمینان‌ از انجام‌ کارهاست. مبادله‌ اطلاعات، حکم‌ اکسیژن‌ برای‌ هر سازمان‌ اداری‌ است. ازطریق‌ مبادله‌ اطلاعات‌ است‌ که‌ کارکنان‌ می‌توانند مشکل‌ سازمان‌ خود را حل‌وفصل‌ کنند. یک‌ مدیر از راه‌ مبادله‌ اطلاعات، قادر است‌ از تمام‌ دانشها، اطلاعات، تجربیات‌ و عواطف‌ اعضای‌ خود به‌ منظور پیشبرد اهداف‌ سازمان‌ استفاده‌ کند. درنتیجه‌ عدم‌ اطلاع‌رسانی، سوءظن‌ دربین‌ اعضاء سازمان‌ پرورش‌ می‌یابد و گاهی‌ به‌ حوادث‌ ناهنجار می‌انجامد. مبادله‌ اطلاعات‌ عمودی‌ که‌ از بالا به‌ پایین‌ صورت‌ می‌گیرد نسبت‌ به‌ مبادله‌ اطلاعات‌ افقی‌ که‌ میان‌ مقامات‌ همسطح‌ جاری‌ است‌ از اهمیت‌ بیشتری‌ برخوردار است. (ماحوزی: 1379) 
4 -جلسه‌ ارزیابی‌ (بازخور)): پویایی‌ جلسات‌ بازخور، متفاوت‌ از جلسات‌ گزارش‌دهی‌ است. در چنین‌ جلساتی‌ افراد زیادی‌ اظهارنظر و پیشنهاد ارائه‌ می‌کنند. این‌گونه‌ جلسات‌ ارزشمند است‌ چرا که‌ هریک‌ از افراد فرصت‌ مشارکت‌ و گوش‌ دادن‌ به‌ نظریات‌ دیگران‌ را دارد. برخلاف‌ جلسات‌ گزارش‌دهی، جلسات‌ بازخور باید سازمان‌یافته‌ و برنامه‌ریزی‌ شده‌ باشد.

ارکان‌ جلسه‌ و وظایف‌ آنها 
‌در رویکرد سنتی‌ اداره‌ جلسه، ارکان‌ جلسه‌ را به‌ سه‌ دسته‌ رئیس، دبیر و عضو جلسه‌ طبقه‌بندی‌ می‌کنند ولی‌ در رویکرد تعاملی‌ که‌ یک‌ روش‌ جدید در اداره‌ جلسات‌ محسوب‌ می‌شود، به‌ منظور اجتناب‌ از اثر نامطلوب‌ رئیس‌ در جلسه، رکن‌ چهارم‌ به‌ عنوان‌ مجری‌ جلسه‌ اضافه‌ شده‌ است. بنابراین، ارکان‌ جلسه‌ عبارتند از مجری، دبیر، رئیس‌ و عضو جلسه‌ که‌ همگی‌ در یک‌ سیستم‌ خود تصحیحی‌ در جلسه‌ ایجاد تعادل‌ می‌کنند. (دویل، استراوس: 1375)

مجری‌ جلسه‌ 
‌مجری‌ عضوی‌ است‌ بی‌طرف‌ که‌ درنظریات‌ جلسه‌ مشارکت‌ نکرده‌ و در ارزیابی‌ آنها نقش‌ ندارد بلکه‌ نقش‌ او فقط‌ کمک‌ به‌ گروه‌ در متمرکزساختن‌ انرژیها در زمینه‌ وظایف، جلوگیری‌ از برخورد شخصی‌ در گروه‌ و ایجاد فرصت‌ مشارکت‌ برای‌ کلیه‌ افراد است.
دبیر جلسه: دبیر فردی‌ بی‌طرف‌ و غیرارزیابی‌کننده‌ است. وظیفه‌ وی‌ نوشتن‌ نقطه‌نظرات‌ اساسی‌ افراد در خلال‌ جلسه‌ است. دبیر عین‌ جملات‌ افراد را یادداشت‌ می‌کند. البته‌ هدف‌ این‌ نیست‌ که‌ همه‌ مطالب‌ کلمه‌ به‌ کلمه‌ گزارش‌ شود. فعالیت‌ دبیر نباید موجب‌ کندی‌ سرعت‌ جلسه‌ شود. این‌ گزارش‌ را حافظه‌ گروهی‌ می‌گوییم‌ و به‌عنوان‌ گزارش‌ موردقبولی‌ از آنچه‌ واقعاً‌ اتفاق‌ افتاده‌ تلقی‌ می‌شود. 
اعضای‌ جلسه: اعضای‌ جلسه‌ مشارکت‌کننده‌ فعال‌ در جلسه‌ هستند. مسئولیت‌ اعضای‌ جلسه‌ این‌ است‌ که‌ بگذارند دبیر و مجری‌ نقش‌ بی‌طرف‌ خود را ایفا کنند و اعضای‌ جلسه‌ باید مراقب‌ باشند که‌ نظرات‌ افراد به‌طور صحیح‌ گزارش‌ شود. اعضای‌ گروه‌ علاوه‌ بر اینکه‌ انرژی‌ خود را صرف‌ وظیفه‌ خود می‌کنند، مراقب‌ هستند که‌ مجری‌ امکان‌ مشارکت‌ همه‌ را در بحث‌ فراهم‌ کند. 
رئیس‌ جلسه: در روش‌ سنتی، رئیس‌ جلسه‌ همزمان‌ اداره‌کننده‌ جلسه‌ نیز محسوب‌ می‌شود. ولی‌ در روش‌ تعاملی، رئیس، جلسه‌ را اداره‌ نمی‌کند بلکه‌ عضو فعال‌ آن‌ است. رئیس‌ تمام‌ تصمیمات‌ نهایی‌ را می‌گیرد. درصورتی‌ که‌ پیشرفت‌ جلسه‌ رضایت‌بخش‌ نباشد، می‌تواند محدودیتهایی‌ وضع‌ کند و درمورد نقطه‌نظرات‌ خود به‌طور فعال‌ بحث‌ کند. رئیس‌ می‌تواند اعضای‌ گروه‌ را به‌ قبول‌ وظایف‌ ترغیب‌ سازد و یا ترتیب‌ جلسه‌ دیگر و با گروه‌ دیگر را بدهد و یا با رسانه‌ها در تماس‌ باشد.
موانع‌ و مشکلات‌ جلسات‌ 
‌جلسات‌ یکی‌ از پیچیده‌ترین‌ فعالیتهایی‌ است‌ که‌ انجام‌ می‌پذیرد. موفقیت‌ و شکست‌ آنها درگرو تجزیه‌وتحلیل‌ آنچه‌ انجام‌ شده‌ و انجام‌ نشده‌ است.محققان‌موانع‌ومشکلات‌ جلسه‌رادر6 عنوان‌طبقه‌بندی‌می‌کنند.(دویل،استراوس:1375) 
1 -توجه‌ اعضای‌ جلسه‌ به‌ موضوعهای‌ مختلف‌ در یک‌ زمان: جلسه‌ ترکیبی‌ از افراد متعدد است‌ و هر فرد دارای‌ علائق، مشکلات‌ و اولویتهای‌ خاص‌ خود است. بنابراین‌ طبیعی‌ است‌ که‌ به‌ هنگام‌ جلسه، ذهن‌ هریک‌ از حضار به‌ مورد خاصی‌ معطوف‌ شود. یکی‌ از مهمترین‌ موانع‌ جلسات، همین‌ موضوع‌ است. 
2 -مغشوش‌ شدن‌ موضوع‌ جلسه‌ با فرایند آن: برای‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ مرکز توجه‌ مشترک، گروه‌ باید برروی‌ آنچه‌ که‌ باید در جلسه‌ بحث‌ شود و همچنین‌ چگونگی‌ این‌ بحث‌ به‌ توافق‌ برسند. تمایز بین‌ محتوی‌ (مشکل، عنوان‌ یا صورتجلسه) و فرایند (روش، متد) دشوار، اما حیاتی‌ است‌ و عدم‌ توجه‌ به‌ آن‌ یکی‌ از علل‌ عدم‌ موفقیت‌ جلسات‌ است. 
3 -برخورد شخصی‌ و مشکل‌ تراکم‌ گفتگو در جلسه: اغلب‌ افراد تمایل‌ دارند به‌ سرعت‌ به‌ جریان‌ گفتگوی‌ جلسه‌ واردشده‌ و نقطه‌نظرات‌ خود را مطرح‌ کنند. این‌ موضوع‌ منجر به‌ بروز مشکل‌ تراکم‌ گفتگو در جلسات‌ می‌شود که‌ خود منجربه‌ منحرف‌ شدن‌ جلسه‌ از هدف‌ اصلی‌ خود می‌گردد. برای‌ حل‌ این‌ مشکل، لازم‌ است‌ که‌ فردی‌ جریان‌ متعادلی‌ از مکالمه‌ را برقرار کرده‌ و افراد را از برخوردهای‌ شخصی‌ با یکدیگر برحذر دارد. 
-4 روشن‌ نبودن‌ نقشها و مسئولیتها: یکی‌ از مهمترین‌ موانع‌ جلسات‌ موثر، روشن‌ نبودن‌ مسئولیتها و نقشهای‌ افراد شرکت‌کننده‌ در جلسه‌ است. تنها راه‌حل‌ این‌ موضوع‌ تعریف‌ دقیق‌ نقش‌ و مسئولیت‌ هریک‌ از حضار جلسه، قبل‌ از تشکیل‌ آن‌ است. 
-5 سوءاستفاده‌ از قدرت‌ توسط‌ رئیس‌ جلسه: وقتی‌ مدیر در موضوع‌ جلسه‌ای‌ ذینفع‌ است، تقریباً‌ غیرممکن‌ است‌ آن‌ را بدون‌ مداخله‌ و دستکاری‌ اداره‌ کند. حتی‌ اگر مدیر نخواهد گروه‌ را تحت‌ تاثیر خود قرار دهد با اشارات‌ غیرکلامی‌ از افرادی‌ حمایت‌ می‌کند که‌ از عقاید او دفاع‌ می‌کنند. تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ مدیرانی‌ که‌ جلسات‌ را خود اداره‌ می‌کنند، تمایل‌ دارند که‌ فعال‌ترین‌ فرد جلسه‌ باشند و تقریباً‌ 60% از وقت‌ جلسه‌ را به‌ خود اختصاص‌ می‌دهند. به‌ همین‌ علت‌ مشارکت‌ افراد در جلسه‌ پایین‌ می‌آید. بنابراین، در بیشتر جلسات‌ سازمانهای‌ سلسله‌ مراتبی‌ که‌ با روش‌ سنتی‌ اداره‌ می‌شوند. مدیر با بیشترین‌ اختیار و قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ معمولاً‌ رئیس‌ جلسه‌ است‌ که‌ نقشهای‌ متعددی‌ را در یک‌ لحظه‌ ایفا می‌کند. مثل‌ مسابقه‌ای‌ که‌ یک‌ فرد هم‌ داور و هم‌ کاپیتان‌ تیم‌ است.
‌راه‌حل‌ این‌ مشکل‌ جداکردن‌ نقش‌ فرایند از نقش‌ قدرت‌ و تصمیم‌گیری‌ است. بدین‌ترتیب‌ که‌ مدیر مسئولیت‌ تصمیم‌گیری‌ و درگیر شدن‌ با موضوع‌ را بپذیرد و وظایف‌ مربوط‌ به‌ فرایند را به‌ فرد دیگری‌ (مجری) تفویض‌ کند. 
6 -گرایش‌ افراد به‌ یکسان‌ فکرکردن: جنیس‌(JANIS) یکی‌ از صاحبنظران‌ موضوع، تمایل‌ گروهها برای‌ یکسان‌ فکرکردن‌ را <گروه‌ فکری> می‌نامد و دلایل‌ زیر را درمورد اینکه‌ چرا <گروه‌ فکری> ایجاد می‌شود، ذکر می‌کند: 
-1 اگر شما با رئیس‌ یک‌ شرکت‌ بزرگ‌ و بااهمیت‌ و یا اعضای‌ گروه‌ مهم‌ تصمیم‌گیری‌ برخورد داشته‌ باشید، متوجه‌ می‌شوید که‌ آنها این‌ احساس‌ را دارند که‌ <ما هر کاری‌ را می‌توانیم‌ انجام‌ دهیم‌ چون‌ افراد خوبی‌ هستیم‌ و بنابراین، تصمیمات‌ ما نیز درست‌ خواهدبود>. همین‌ احساس‌ در گروه‌ به‌ صورت‌ حس‌ قدرت‌ و اهمیت‌ جمعی، کاملاً‌ مشخص‌ است‌ و یکی‌ از نگرشهای‌ خطرناکی‌ است‌ که‌ منجر به‌ تصمیمات‌ خطرناکی‌ می‌شود; 
2 -هرقدر که‌ فرد به‌ سطوح‌ بالاتر سازمان‌ ارتقا می‌یابد، بیشتر از واقعیتهایی‌ که‌ در سطوح‌ پایین‌تر سازمان‌ و یا بیرون‌ آن‌ اتفاق‌ می‌افتد، جدا می‌شود. زیرا ارزشهای‌ سازمان‌ بر افراد تاثیر می‌گذارد و در یک‌ فرایند طبیعی‌ غربال، صرفاً‌ افراد مشابهی‌ به‌ بالای‌ سازمان‌ راه‌ پیدا می‌کنند. بنابراین، مدیران‌ سازمان‌ هر روز با نقطه‌نظرات‌ مشابهی‌ سروکار دارند و ممکن‌ است‌ فکر کنند که‌ هرقدر در سازمان‌ ارتقاء می‌یابند، اطلاعات‌ صحیح‌تر و نظرات‌ افراد متخصص‌ و متنوع‌تری‌ را دریافت‌ می‌کنند، اما به‌ لحاظ‌ وجود این‌ فیلترها (یعنی‌ گفتن‌ آنچه‌ که‌ دیگران‌ می‌خواهند بشوند) واقعیت‌ درست‌ برعکس‌ این‌ است; 
-3 هرقدر در گروه‌ حس‌ به‌هم‌ پیوستگی‌ و اعتماد وجود داشته‌ باشد، افراد احساس‌ راحتی‌ بیشتری‌ برای‌ ابراز مخالفت‌ خواهند داشت‌ که‌ البته‌ این‌ امر تا نقطه‌ای‌ صدق‌ می‌کند. از آن‌ حد به‌ بالا، افراد با خود می‌گویند که‌ اگر اعتراضی‌ کنند، کار گروه‌ پیچیده‌تر می‌شود. برای‌ بسیاری‌ از افراد احساس‌ تعلق، اهمیت‌ بیشتری‌ از اتخاذ بهترین‌ تصمیم‌ در گروه‌ دارد; 
-4 وقتی‌ که‌ گروه‌ با هم‌ رشد می‌کنند، یکسری‌ باورهای‌ مشترکی‌ در افراد شکل‌ می‌گیرد و هرکسی‌ این‌ باورها را زیرسوال‌ ببرد به‌عنوان‌ مزاحم‌ تلقی‌ می‌شود و فشار بر او زیاد می‌شود و به‌ جای‌ تشویق‌ ابراز نظرات‌ مختلف، افراد را به‌ سازش‌ وامی‌دارند; 
5 -وقتی‌ که‌ اعضا گروه‌ شامل‌ مدیراجرایی‌ ارشد و کارکنان‌ می‌شود. وفاداری‌ و حمایت‌ یکی‌ از دلایل‌ دیگری‌ است‌ که‌ افراد را از انتقاد بازمی‌دارد; 
-6 وقتی‌ که‌ اشتیاق‌ زیادی‌ برای‌ توافق‌ در گروه‌ وجود داشته‌ باشد، هر نوع‌ نشانه‌ مخالفت‌ ممکن‌ است‌ نادیده‌ گرفته‌ شود. و اگر یک‌ عضو درمورد موضوعی‌ سکوت‌ کند برای‌ دیگر اعضا موافقت‌ تلقی‌ می‌شود; 
-7 گروه‌ فکری‌ وقتی‌ ایجاد می‌شود که‌ گروه‌ تحت‌ فشار برای‌ تصمیم‌گیری‌ باشد (مثلاً‌ تا ساعت‌ 5 باید تصمیمی‌ گرفته‌ شود); 
8 -مواردی‌ که‌ افراد مایل‌ نیستند که‌ رهبر گروه‌ زیر سوال‌ قرار گیرد. این‌ هم‌ یکی‌ از راههایی‌ است‌ که‌ منجربه‌ گروه‌ فکری‌ می‌شود.
‌یکی‌ از بهترین‌ راهها برای‌ جلوگیری‌ از پیامدهای‌ گروه‌ فکری، حصول‌ اطمینان‌ از این‌ است‌ که‌ اعضای‌ جلسه‌ غیرمتجانس‌ هستند. به‌عبارت‌ دیگر باید مطمئن‌ شد که‌ افراد با نقطه‌نظرات‌ مختلفی‌ در جلسات‌ تصمیم‌گیری‌ و حل‌ مساله‌ حضور دارند. در بسیاری‌ از جلسات‌ سازمانها سلسله‌ مراتبی‌ افراد ثابتی‌ شرکت‌ می‌کنند (مدیر و کارکنانش). وقتی‌ که‌ همه‌ افراد از یک‌ بخش‌ باشند و سابقه‌ و تجربه‌ مشابهی‌ هم‌ داشته‌ باشند و این‌ افراد برای‌ جلسات‌ گزارش‌دهی‌ و استفاده‌ از اطلاعات‌ بسیار مناسب‌ هستند. اما وقتی‌ مشکلی‌ بروز می‌کند باید از افراد دیگری‌ دعوت‌ شود. مدیر نه‌ تنها باید از <گروه‌ فکری> جلوگیری‌ کند بلکه‌ باید از فواید مشارکت‌ و همکاری‌ هم‌ بهره‌ ببرد. به‌عبارت‌ دیگر اگر مدیر اجازه‌ دهد نوع‌ مشکل‌ یا مساله، اعضای‌ گروه‌ را تعیین‌ کند به‌طور طبیعی‌ یک‌ گروه‌ نامتجانس‌ انتخاب‌ می‌شود. هرقدر گروه‌ نامتجانس‌تر باشد، نیاز بیشتری‌ به‌ روشن‌ کردن‌ و سازمان‌ دادن‌ نقشها و فرایندها هست.
از سایر مشکلات‌ جلسات‌ می‌توان‌ به‌ موارد زیر اشاره‌ کرد: 
1 -مشخص‌ نبودن‌ اهداف‌ و انتظارات: یعنی‌ برای‌ افراد جلسه‌ مشخص‌ نباشد که‌ چرا دعوت‌ شده‌اند و چه‌ کاری‌ باید انجام‌ دهند; 
-2 وجود مشکلات‌ و مسائل‌ حل‌ نشده‌ای‌ درمورد قدرت‌ و اختیار: یعنی‌ مشخص‌ نباشد که‌ آیا افراد جلسه‌ قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ دارند; 
3 -اجتناب‌ از مساله: افراد جلسه‌ معتقد باشند که‌ هیچ‌ مشکلی‌ وجود ندارد;
4 -نگرش‌ منفی: افراد جلسه‌ باور داشته‌ باشند که‌ نمی‌توانند درمورد مساله‌ کاری‌ انجام‌ دهند و تلاش‌ برای‌ حل‌ آن‌ زیرسوال‌ باشد; 
-5 مشکل‌ ارتباطی: افراد جلسه‌ به‌ صحبتهای‌ دیگران‌ گوش‌ نکنند و یا از صحبتهای‌ آنها چیزی‌ متوجه‌ نشوند; 
6 -عدم‌ وجود محیط‌ مناسب: فضای‌ جلسه‌ به‌ صورتی‌ باشد که‌ افراد نتوانند به‌ راحتی‌ صدای‌ دیگران‌ را بشنوند و یا آنها را ببینند; 
7 -تضادهای‌ شخصی‌ و فقدان‌ صداقت‌ در جلسه.
‌همچنین‌ یک‌ بررسی‌ که‌ از 635 نفر مدیر به‌عمل‌ آمده، نشان‌ می‌دهد که‌ مدیران‌ از 75% جلساتی‌ که‌ در آنها حضور یافته‌اند ناراضی‌ بودند. دلیل‌ نارضایتی‌ آنان‌ در  زیر خلاصه‌ شده‌ است.(هینز: 1372)

درصد نارضایتى  جلسه
 

خارج شدن بحث از موضوع جلسه
آمادگى ضعیف
مشخص نبودن اثربخشى
نشنیدن مطالب
پرحرفى شرکت کنندگان
طول مدت جلسه
فقدان اشتراک مساعى

83
77
74
68
62
60
51


 علت‌ نارضایتی‌ مدیران‌ از جلسات‌  اقتباس‌ از: ماریون‌ هینز، 14:1372


توصیه‌هایی‌ برای‌ اثربخشی‌ جلسات‌


‌جلسات‌ بی‌حاصل‌ احتمالاً‌ بزرگترین‌ عامل‌ اتلاف‌ وقت‌ در موسسات‌ دولتی‌ و بازرگانی‌ است. نتایج‌ یک‌ بررسی‌ که‌ در مجله‌ وال‌استریت‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است، نشان‌ می‌دهد که‌ در نقاط‌ مختلف‌ جهان، مدیران‌ عالی‌ و میانی‌ سازمانها به‌طور متوسط‌ در هفته‌ حداقل‌ 17 ساعت‌ از وقت‌ خود را در جلسات‌ سپری‌ می‌کنند. این‌ درحالی‌ است‌ که‌ آنها اظهار می‌کنند تنها 56% از جلساتی‌ که‌ در آن‌ حضور داشتند مفید بوده‌ و بیش‌ از 25% جلسات‌ غیرضروری‌ بوده‌ و می‌توانست‌ ازطریق‌ مکالمه‌ تلفنی‌ یا ارسال‌ یک‌ یادداشت‌ این‌ کار انجام‌ گیرد. باتوجه‌ به‌ این‌ آمار و ارقام‌ می‌توان‌ اظهار کرد که‌ اگر جلسات‌ زائد در سازمانها حذف‌ شود، حداقل‌ 25% از زمانی‌ که‌ صرف‌ جلسات‌ می‌شود کاهش‌ می‌یابد و همچنین‌ می‌توان‌ با مدیریت‌ اثربخش‌ بقیه‌ جلسات‌ (75% جلسات) 20% دیگر از زمان‌ صرف‌ شده‌ در جلسات‌ را کاهش‌ داد. درنتیجه‌ با برگزاری‌ جلسات‌ اثربخش‌ می‌توان‌ زمان‌ صرف‌ شده‌ توسط‌ مدیران‌ در جلسات‌ را از 17 ساعت‌ در هفته‌ به‌ 10 ساعت‌ کاهش‌ داد. (1999JIM HICKMAN:( 
‌جلسات‌ بخش‌ ناگزیری‌ از محیطهای‌ کاری‌ مدرن‌ است‌ ولی‌ برگزاری‌ آنها باید ضروری‌ تشخیص‌ داده‌ شود و مفید باشد در غیر این‌ صورت‌ به‌ هیچ‌وجه‌ نباید جلسه‌ تشکیل‌ شود. از توصیه‌های‌ زیر برای‌ اثربخشی‌ جلساتتان‌ استفاده‌ کنید. (2001WIGGINS DAVE:( 
اهداف‌ جلسه‌ را مشخص‌ کنید: درطول‌ مدت‌ جلسه‌ چه‌ کار انجام‌ خواهید داد.
هدفتان‌ چیست‚ برای‌ برگزاری‌ جلسه‌ باید اهداف‌ مشخص‌ و واضحی‌ داشته‌ باشید. به‌عبارت‌ دیگر آیا هدف‌ شما از تشکیل‌ جلسه‌ تصمیم‌گیری‌ درمورد موضوعی‌ یا حل‌ مشکل، آموزش، اطلاع‌رسانی‌ و غیره‌ است. هرنوع‌ جلسه‌ای‌ که‌ می‌خواهید تشکیل‌ دهید باید اطمینان‌ حاصل‌ کنید که‌ همه‌ افراد شرکت‌کننده‌ در جلسه‌ درباره‌ موضوع‌ جلسه‌ اتفاق‌نظر دارند، به‌ عبارت‌ دیگر موضوع‌ جلسه‌ باید برای‌ همه‌ افراد روشن‌ و واضح‌ باشد. برگزاری‌ جلسات‌ بدون‌ اهداف‌ مشخص‌ و روشن، تلف‌ کردن‌ وقت‌ گرانبهاست. 
دستورجلسه‌ تنظیم‌ کنید; تقریباً‌ دلیل‌ شکست‌ همه‌ تلاشها ناشی‌ از عدم‌ برنامه‌ریزی‌ آگاهانه‌ است‌ و جلسات‌ نیز از این‌ قاعده‌ مستثنی‌ نیستند. قبل‌ از اینکه‌ هرکسی‌ موضوعی‌ را به‌ جلسه‌ تحمیل‌ کند. یک‌ دستور کلی‌ برای‌ جلسه‌ تهیه‌ کنید. به‌عبارتی، فهرست‌ همه‌ موضوعهایی‌ که‌ نیاز به‌ بحث‌ درباره‌ آنها هست‌ و مقدار زمانی‌ که‌ هریک‌ از موضوعها به‌ خود اختصاص‌ خواهد داد، مشخص‌ کنید. 

شرکت‌کنندگان‌ در جلسه‌ را محدود سازید: معمولاً‌ وقتی‌ تعداد شرکت‌کننده‌ افزایش‌ می‌یابد، جلسه‌ کم‌بازده‌ می‌شود. بنابراین، موقع‌ تصمیم‌گیری‌ در مورد تعداد افراد شرکت‌کننده‌ در جلسه، سخت‌گیر باشید. اینکه‌ چه‌ کسانی‌ باید به‌ جلسه‌ دعوت‌ شوند بستگی‌ دارد به‌ توانایی‌ افراد در کمک‌ به‌ موضوع‌ جلسه‌ و نیاز افراد به‌ آگاهی‌ از موضوعهایی‌ که‌ در جلسه‌ مطرح‌ می‌شود. مدیر باید افرادی‌ که‌ قادر نیستند نظر قاطع‌ بدهند آنها را به‌ جلسه‌ دعوت‌ نکند. همچنین‌ مدیر باید اطمینان‌ حاصل‌ کند که‌ آیا حضور همه‌ شرکت‌کنندگان‌ درتمام‌ طول‌ مدت‌ جلسه‌ واقعاً‌ ضروری‌ است. اگر چنین‌ نیست، به‌ جای‌ اینکه‌ برخی‌ افراد در کل‌ زمان‌ جلسه‌ حضور داشته‌ باشند می‌توان‌ آنها را به‌عنوان‌ شرکت‌کنندگان‌ نیمه‌وقت‌ در جلسه‌ دعوت‌ کرد. 
بر موضوعهای‌ دستورجلسه‌ تمرکز کنید: معمولاً‌ جلسات‌ موقعی‌ مفید و اثربخش‌ می‌شود که‌ توجه‌ افراد به‌ موضوعهای‌ دستورجلسه‌ تمرکز شود. موقعی‌ که‌ جلسه‌ از موضوع‌ اصلی‌ خود منحرف‌ شد و افراد درباره‌ موضوعهای‌ غیرمرتبط‌ صحبت‌ می‌کنند، باید رئیس‌ جلسه‌ به‌طور سریع‌ و مو‌دبانه‌ جلو ادامه‌ این‌ صحبتها را بگیرد; 
وقت‌شناس‌ باشید: اگر قرار است‌ جلسه‌ای‌ در ساعت‌ 8 شروع‌ شود، آن‌ را درست‌ سر ساعت‌ 8 شروع‌ کنید. برخی‌ افراد عادت‌ بدی‌ دارند و دیر به‌ جلسه‌ می‌آیند. اینکار باعث‌ می‌شود افرادی‌ که‌ سر وقت‌ در جلسه‌ حضور یافته‌اند منتظر آنهایی‌ باشند که‌ بدقول‌ و بی‌ملاحظه‌ هستند. وقتی‌ افراد بدانند که‌ جلسه‌ به‌ موقع‌ شروع‌ می‌شود در آن‌ صورت‌ اغلب‌ سروقت‌ به‌ جلسه‌ خواهندرسید. 
زمان‌ اتمام‌ جلسه‌ را تعیین‌ کنید: جلسات‌ نه‌ تنها باید به‌ موقع‌ شروع‌ شود بلکه‌ باید به‌ موقع‌ نیز تمام‌ شود. معمولاً‌ محدودیت‌ زمان‌ یک‌ احساس‌ فوریت‌ ایجاد می‌کند و این‌ باعث‌ می‌شود افراد شرکت‌کننده‌ در جلسه‌ بر روی‌ موضوعهای‌ جلسه‌ تمرکز شوند و از صحبتهای‌ بیهوده‌ اجتناب‌ کنند; 
زمان‌ جلسه‌ را تعیین‌ کنید: بهترین‌ زمان‌ برای‌ برگزاری‌ جلسات‌ ساعت‌ 11 صبح‌ و 4 بعدازظهر است. احتمال‌ تمرکز افراد به‌ موضوعهای‌ جلسه، قبل‌ از ناهار و دور و بر زمان‌ اتمام‌ کار بیشتر است. با وجود این، سعی‌ کنید از برگزاری‌ جلسات‌ درست‌ بعداز ناهار اجتناب‌ کنید. بیشتر افراد بعداز صرف‌ ناهار با کاهش‌ انرژی‌ مواجه‌ می‌شوند. همچنین‌ بهترین‌ زمان‌ برای‌ تعیین‌ وقت‌ جلسه‌ بعدی، پایان‌ جلسه‌ است. به‌ جای‌ اینکه‌ برای‌ اعلام‌ جلسه‌ آتی‌ از دعوت‌نامه‌ یا تلفن‌ استفاده‌ کنید، موقعی‌ که‌ همه‌ افراد در جلسه‌ هستند، زمان‌ و مکان‌ جلسه‌ بعدی‌ را تعیین‌ کنید; 
جلسه‌ را بدون‌ وقفه‌ اجرا کنید: هرگز اجازه‌ ندهید در جلسه‌ وقفه‌ای‌ ایجاد شود مگر اینکه‌ وضع‌ اضطراری‌ به‌وجود آید. هر دقیقه‌ وقفه‌ای‌ که‌ در جلسه‌ ایجاد می‌شود، یک‌ دقیقه‌ از وقت‌ گرانبهای‌ هریک‌ از افراد شرکت‌کننده‌ در جلسه‌ هدر می‌رود; 
بلند شوید و ایستاده‌ صحبت‌ کنید: اگر شما نیازمند یک‌ جلسه‌ کوتاه‌ هستید که‌ بیش‌ از ده‌ دقیقه‌ به‌ طول‌ نمی‌انجامد سعی‌ کنید ایستاده‌ جلسه‌ را اجرا کنید. یک‌ رابطه‌ای‌ بین‌ راحت‌ بودن‌ و بیشتر صحبت‌ کردن‌ وجود دارد و افراد درحالت‌ ایستاده‌ نسبت‌ به‌ حالت‌ نشسته‌ احساس‌ راحتی‌ کمتری‌ می‌کنند; 
مکان‌ مناسبی‌ برای‌ جلسه‌ انتخاب‌ کنید: محل‌ جلسه‌ بر روی‌ چگونگی‌ کارکرد جلسه‌ تاثیر دارد. محل‌ مناسب‌ جلسه، جلسه‌ خوبی‌ را تضمین‌ نمی‌کند، اما اتاق‌ جلسه‌ نامناسب‌ به‌ بدشدن‌ جلسه‌ کمک‌ می‌کند. در انتخاب‌ مکان‌ جلسه‌ راحتی‌ رفت‌وآمد اعضا، محیط‌ و فضای‌ جلسه‌ از لحاظ‌ سروصدا، نور، دما و تمرکز حواس‌ را موردتوجه‌ قرار دهید. (نصر اصفهانی): 1379

جمع‌بندی‌ 
‌با گسترش‌ و پیچیده‌تر شدن‌ ساختارها و فعالیتهای‌ سازمانها، شیوه‌ تشکیل‌ جلسات‌ و اداره‌ موثر آنها نیز پیچیده‌تر شده‌ و خود به‌عنوان‌ فن‌ و مهارت‌ خاصی‌ درآمده‌ است‌ که‌ سطوح‌ مختلف‌ مدیران‌ ناگزیر از اکتساب‌ این‌ فن‌ و مهارت‌ هستند. آشنایی‌ با فنون‌ و روشهای‌ تشکیل‌ جلسه‌ و استفاده‌ موثر از آن‌ به‌عنوان‌ یکی‌ از عوامل‌ موفقیت‌ و نفوذ مدیران‌ در سازمان‌ درآمده‌ است.
‌عدم‌ موفقیت‌ جلسات‌ معلول‌ عوامل‌ متعددی‌ است‌ که‌ درمجموع‌ در چگونگی‌ اعمال‌ مدیریت‌ خلاصه‌ می‌شود. برنامه‌ریزی‌ قبلی، تهیه‌ به‌ موقع‌ دستور کار، انتخاب‌ اعضای‌ مناسب‌ و کارآمد، تخصیص‌ مکان‌ و تسهیلات‌ لازم، زمان‌ مناسب، استفاده‌ موثر از وقت، تعیین‌ اهداف‌ جلسه، تبیین‌ مسائل‌ و مشکلات‌ درجلسه، تعیین‌ ضوابط‌ و مقررات‌ برای‌ مدیریت‌ جلسه‌ و ارزشیابی‌ جلسه‌ از عوامل‌ موثر در بهبود کیفیت‌ و اثربخشی‌ جلسات‌ محسوب‌ می‌شود. نیل‌ به‌ مقصد مذکور مستلزم‌ تجهیز مدیران‌ به‌ روشهای‌ مناسب‌ اداره‌ جلسات‌ است .www.zibaweb.com

منابع‌ و ماءخذ 
1 - حقیقی، محمدعلی‌ - علیمردانی، محمد مهدی‌ (1377)، <الگوهایی‌ برای‌ تنظیم‌ وقت‌ مدیریت>، انتشارات‌ موسسه‌ فرهنگی‌ نشر عالم، چاپ‌ اول.
2 - دویل، میشل‌ و استراوس، دیوید (1375)، <چگونه‌ جلسات‌ را اداره‌ کنیم>. ترجمه‌ فلورا سلطانی‌ تیرانی، انتشارات‌ سازمان‌ مدیریت‌ صنعتی، چاپ‌ اول.
3 - رضایی‌نژاد، عبدالرضا (1375)، <دستنامه‌ مدیران>، انتشارات‌ موسسه‌ خدمات‌ فرهنگی‌ رسا، چاپ‌ اول.
4 - ماحوزی، مهدی‌ (1379)، <فن‌ رهبری‌ کنفرانس‌ و اداره‌ جلسات>، مرکز نشر تحقیقات‌ قلم‌ آشنا، چاپ‌ دوم.
5 - نصراصفهانی، علی‌ (1379)، <مدیریت‌ رفتار گروهی>، انتشارات‌ جهاد دانشگاهی‌ واحد اصفهان، چاپ‌ اول.
6 - هینز، ماریون‌ (1372)، <روشهای‌ موثر در اداره‌ جلسات>، ترجمه‌ مهدی‌ ایران‌نژاد پاریزی، انتشارات‌ مرکز آموزش‌ بانکداری، چاپ‌ دوم.
- JIM, HICKMAN (9991), "THE MAKINGS OF A GOOD MEETING" RAWAT7 PUBLICATIONS.
- VENTERS, FELICIA (1002), "CULTURAL CONVERGENCE", THE MEETING8 .19-NO2PROFESSIONAL DIGITAL, SEPTEMBER, VOL 
- WIGGINS, DAVE (1002), "HOW TO HAVE SUCCESSFUL MEETING (01 TIPS9 FOR MARKING YOUR NEXT GATHERING MORE EFFECTIVE), SUCCESSFUL .518- NO 4MEETINGS JOURNAL, VOL 

صمد عالی: کارشناس‌ بخش‌ مشاوره‌ و تحقیق‌ سازمان‌ مدیریت‌ صنعتی‌ نمایندگی‌ آذربایجان‌

آیا معلمان می توانند در مدیریت مدارس مشارکت کنند؟

آیا معلمان می توانند در مدیریت مدارس مشارکت کنند؟
تجدید نظر در شیوه انتخاب مدیران
مصطفی میرزاییان
مدرسه محیط پویا ویک پروسه پیچیده آموزشی وتربیتی است. محیطی که در آن سرمایه انسانی از گروه سنی کودک تا جوان برای ساخت فردایی بهتر آماده می شوند . همان گونه که مدرسه می تواند در رشد وبا لندگی سرمایه انسانی نقش مثبت داشته باشد، می تواند به عقب ماندگی وهرز نیروی کار وتولید جامعه وانحراف سرمایه انسانی بینجامد. ازاین رو مدرسه را نمی توان با شیوه محیط هایی که با نظام دستوری ویک سویه اداره می شود، اداره کرد. در حال حاضر عناصر دخیل در مدرسه سهم بایسته ای در اداره آن ندارند. تمام مسئولیت ها بر عهده یک نفر به نام مدیر گذاشته شده است . معلمان وسایر کارکنان در مدیریت مدرسه نقش ناچیزی دارند . ومردم ...
آیا می توان مدارس را به شیوه دیگری اداره کرد.؟آیا می توان معلمان را در چرخه انتخاب مدیران مدارس مشارکت داد واز آنها در نظام آموزشی همکاری بیشتری طلب کرد.؟‌ 
جوهری از معلمان صاحب قلم در عرصه آموزشی در رابطه با انتخاب مدیران توسط معلمان می گوید:
"این مسئله - انتخاب مدیران توسط معلمان- در چندین سال قبل طرح شد. معلم ها و روزنامه ها هم در این رابطه مطالبی نوشتند. اگر اشتباه نکنم در زمان وزارت آقای حاجی بود. مقرر شد تا انتخاب مدیران در مدارس انجام شود . همسر من، معلم منطقه 12 بود. در مدرسه آنها انتخابات گذاشتند. می خواهم بگویم صرف مشارکت فایده ندارد باید فرهنگش را هم ایجاد کرد. آن سال همسرم به اتفاق سایر همکاران به معلمی برای مدیریت مدرسه رای دادند. گویا مدیر وقت منطقه هم در این انتحابات شرکت داشتند. چه شد؟ آرا را در مدرسه گرفتند ولی آنجا نشمردند، بردند اداره بعد گفتند فلا‌نی انتخاب شده. من فکر نمی کنم تنها با اتکا به یک بخشنامه یا دستور انتخاب مدیران به شیوه آرای معلمان محقق شود.لوازمی می خواهد که یکی از آنها احترام به رای معلم ونظارتی است که برای همه امکان پذیر باشد."
خانم علی پور از معلمان مقطع ابتدایی در رابطه با مدرسه به عنوان یک محیط آموزشی واداره جمعی آن می‌گوید:"من پاسخ سوال شما را به درس کتاب مدنی سال چهارم ابتدایی ارجاع می دهم . در آنجا به دانش آموز می گوییم مدرسه یک اجتماع است. در این اجتماع چندین نفر با مسئولیت های مختلف همکاری می کنند. معلمان، دفتر داران، مدیران که ناظم هم در این گروه است . ولی از همه مهم ترنه تنها از نقش دانش آموزانی در این محیط سخنی نمی گوییم در این تعریف که نوعی آموزش مفاهیم اجتماعی و زندگی جمعی است، القا می‌کنیم،تنها وظیفه یک نفر اداره مدرسه است وبقیه باید با او برای اداره بهتر مدرسه همکاری کنند نه مشارکت، مشارکت دستوری همکاری اجباری است نه مشارکت دلسوزانه و دو طرفه. "
چه کسانی برای تعلیم وتربیت ما تلا‌ش می کنند؟ آن ها را نام ببرید؟
جواب می دهد:"معلم با دل سوزی به ما درس می دهد و ما را تربیت می کند. او بهترین راهنمای ما در مدرسه است. ناظم با همکاری دانش آموزان ومدیر کمک می کند تا کار های مدرسه بهتر ومنظم تر انجام شود. حال مدیر چه نقشی دارد.؟ ما به دانش آموزان راست نمی گوییم یعنی واقعیتش را بیان نمی کنیم. در حالی که مدیر همه کاره مدرسه است می گوییم مدیر با همکاری کارکنان مدرسه برنامه کار مدرسه را تنظیم می کند. شما به معنای عمیق وجنبه های تربیتی این تعریف توجه کنید. ناظم مجری برنامه های مدیر است معلم هم باید در اجرای برنامه های که مدیر تنظیم کرده مشارکت نمایند. اینجا شما انتخابات نمی بینید. در همان کودکی به بچه ها یاد می دهیم یکی برنامه ریز است وبقیه مجری . در حالی که در هیچ مدرسه ای مدیر همه برنامه را تنظیم نمی کند. اگر بخواهیم همین تعریف را ملا‌ک قرار دهیم مشارکت همگانه ومساوی تحقق نمی یابد. در همین تعریف که کودک از آغاز ورود به اجتماع ساختمان ذهنی اش تحت تاثیر آن تعاریف شکل می گیرد، تغییر اساسی نیاز است.ما به او می آموزیم، اداره مدرسه عملا‌ بر عهده مدیران گذاشته می شود ومعلم صرفا نقش تدریس کننده دلسوز متون ومفاهیم کتاب های درسی را برعهده گرفته است. در حالی که عملا‌ مدیران نمی توانند بدون کمک معلمان وسایر همکاران ،در اداره مدارس موفق باشند.مدرسه یک اجتماع پیچیده است که باید همه در اداره آن مشارکت کنند همان گونه که معلمان نمی توانند بدون مدیران در اداره مدرسه موفق باشند."
خانم علی پور در ادامه می افزاید :"اداره مدرسه یک تعامل دو طرفه است. ولی عملا‌ این تعامل آن گونه که باید وشاید تحقق نمی یابد.در مدیریت یک سویه از معلم کمترین استفاده می شود. نقش معلم از اول مهر ماه است تا پایان امتحانات آخر سال است . به محض پایان امتحانات از چرخه مدرسه خارج می شود در حالی که مدیران به نوعی تا آغاز سال تحصیلی جدید با مدرسه وکار های آن در ارتباط هستند. اینجا هم به آنها ( مدیران) ظلم شده است. لذا آنها حق خود می دانند تا اختیار بیشتری داشته باشند."
"تغییر باید از کجا آغاز شود؟" ‌ 
"سیستم فعلی انتخاب مدیران واداره مدارس توسط وزارت آموزش وپرورش تهیه وتدوین شده است لذا اگر هم نیاز به دگر گونی دارد باید از بالا‌ انجام شود. با ید قوانین وتعاریف را دگر گون ساخت اما آرام و پی در پی . 
معلم ها از اول مهر تا پایان سال تحصیلی در چرخه مدرسه ایفای نقش می کنند وبعد از آن منتظر آغاز سال تحصیلی جدید می مانند. همین امر موجب تفاوت وتمایزات کار کردی میان نقش آنها ودیگر دست اندر کاران مدرسه می شود ." ‌ 
قدرتی از مدیران مدارس ابتدایی می گوید:"اصولا‌هر چیزی که آدم ها وضع کرده اند قابل تغییر است.ما پیوسته در جهانی زندگی می کنیم که تغییرات بخش اصلی آن است. مدیریت بهینه یعنی تغییر متناسب با تحولا‌ت جامعه وجهان. مدرسه وقوانین نطام آموزشی مثل بسیاری از دست آورد های بشر ، ساخته شده دست آد م است لذا قابل تغییر است. من با این تغییر کاملا‌ موافق هستم. مدیریت وظیفه سنگینی است که تا آن را نداشته باشید به مشکلا‌ت ونگرانی های آن واقف نمی شوید. البته نقش معلمان نیز زیاد می شود. باید این گروه از همکاران هم نقش مضاعف را بپذیرد.متاسفانه ذهنیت معلمان از کار ووظیفه‌شان تناسبی با اداره جمعی مدارس ندارد. اغلب آنها کارشان را به نوعی جدای از کلیت مدرسه می بینند. شرکت آنها در برخی برنامه ها به خاطر بخشنامه های اداری است. من این نوع مشارکت نا خواسته را بار ها از زبان ونگاه آنها دریافته ام. ‌ 
"فکر نمی کنید در شیوه جدید از اختیارات شما به عنوان مدیر کاسته می شود و بانوعی اعتراض وتداخل کار همراه شود. ؟"
"خیر. مگر روزی که تقسیم کار فعلی در مدارس اتفاق افتاد برای همه قابل قبول بود. این تغیرات هم قطعا با مخالفت وسختی پذیرش ازسوی برخی معلمان ومدیران مواجه می شود."
خانم نصیری از دبیران علوم اجتماعی که چند سالی در مدارس راهنمایی شاغل بودند، معتقداست :" اغلب مدیران با این تغییر مخالفت می کنند. الا‌ن مدیران مدارس از اختیارات وامتیازات متفاوتی نسبت به معلمان بهره مند هستند. قطعا با این امتیازات زندگی کرد ه اند. امتیازات اجتماعی ومادی را نمی توان یک شبه داد ویک شبه هم گرفت. باید تغییرات را آرام آرام ایجاد کرد."
"مدیران چه امتیازاتی دارند؟"
"اصولا‌ مدیر شدن امتیازاتی دارد اگر امتیاز نداشت چرا باید برای انتخاب آن این همه آیین نامه وبخشنامه صادر کرد. حتی رئیس جمهور هم در آیین نامه انتخاب مدیران نقش داشته اند.اما در رابطه با امتیازات مدیران ، آنها می توانند در انتخاب معلمان مدارس نفش کلیدی داشته باشند. حقوقشان بیشتر از معلمان است. آزادی عمل بیشتری دارند . همه کارکنان یک مدرسه به او جواب پس می دهند اما او تنها به اداره پاسخگوست. مدیری می تواند امسال شما را در لیست معلمان مدرسه اش بگذارند یا شما را به اداره معرفی کنند.امسال فرمی برای مدارس ارسال کردند که معلمان برای مدارس ودر سال تحصیلی جدید بر اساس امتیاز بندی انتخاب شوند. بخش اساسی این امتیاز بندی به سابقه معلم باز می گردد ولی مدیریت مدرسه حق دادن چند امتیاز را دارد با همین امتیاز او می تواند در تغییر محل خدمت معلمان نقش اساسی داشته باشد. همین یک امتیاز به همه امتیازات معلمی ارجحیت دارد. البته بحث ارزشی نمی کنم ولی مدیر این اختیار را دارد.اگر چه در مقابل هر اتفاقی که در مدرسه بیفتد یقه او را می گیرند خون از دماغ دانش آموزی بیاید مدیر باید جواب پس بدهد. ولی این سیستم مشارکتی وبهینه ای در اداره مدرسه نیست. شاید بسیاری ازاختلا‌فات در محیط مدرسه، از این تفاوت ها نشات بگیرد. شما با من متفاوت هستید چون امکان واختیاراتی را به شما داد ه ا ند ومن از آن امکانات واختیارات محرومم . سرنوشت کاری من دست شماست الا‌ن مازاد شدن یک معضل جدی برای معلمان یه شمار می رود. در حالی که همه ما در اداره یک محیط مشخص وظایفی را انجام می دهیم که مدرسه نام دارد. زمانی که کار ها با امتیازات متفاوت همراه می شود بین آدم ها مشارکت وهمدلی به همان میزان از بین می رود. زمانی که شما دست بالا‌ دارید ومن دست پایین ،دیگه نمی شود توقع داشت من با شما همکاری کنم. اسم این را نمی شود گذاشت همکاری. من ناچارم وشما مختارید.من اگر بتوانم حرف خودم را به کرسی می نشانم این خصلت همه ما آدم هاست مگر اینکه اثبات شود کار شما یعنی بقا ورفاه من است. آنگاه من با شما همدلی می کنم و همه کارهم می شویم."
"شما فکر می کنید باید امتیاز ها را از بین برد پس اداره مدارس چگونه می شود؟ آیا شیوه مشارکتی وانتخابی مدیریت مدارس کار اداره مدارس را با مشکل وهرج ومرج مواجه نمی سازد؟"
"چرا هرج ومرج مگر اداره شورایی یک محیط اجتماعی هرج ومرج است. شورای شهر یک نمونه است.همان گونه که بسیاری ازکشور ها توانسته اندبرخی سازمان های اجتماعی را به شیوه شورایی اداره کنند مانیزمی توانیم مدارس را به شیوه شورایی اداره کنیم . ما هم در دینمان به این مسئله شوراها اشاره شده هم در تجارب اجتماعی موفقیت جهان شاهد نمونه های موفقی از اداره شورایی هستیم. اما باید به این نکته توجه کرد که اداره شورایی مدارس ، با تفاوت درتوزیع امکانات وامتیازات واختیارات سامان نمی گیرد. باید یک تعادل وبرابری نسبی در وظایف واختیارات ایجاد کرد بعد به جای اداره متکی بر فرد ،مدیریت متکی بر جمع را جایگزین آن ساخت. روشن است که من زمانی در این تعامل شرکت می کنم که مدرسه را مال خودم تصور کنم. وجامعه هم همین طور. اگر مدرسه وکارکنان آن را متعلق به خودش ببیند نه مال این مدیر یا آن فرد یا دولت بهتر وبیشتر همکاری می کند."
"منظورتان انجام انتخابات برای انتخاب مدیران است؟"
"بله می توان مدیریت مدارس را به شکل انتخاباتی وبه شیوه هیئت مدیره ای اداره کرد. معلمان ومدیران هرسال انتخابات داخلی برگزار کنند یا دوسالی یک با ر یا حتی بیشتر. اگر بشود که دانش آموزان وخانواده ها را در این فعالیت اجتماعی مهم وارد ساخت عملا‌ به مفاد بسیاری از دروس مدنی و شعار های اجتماعی ودینی تحقق بخشید ه ایم. مگر ما پیوسته نمی گوییم بچه ها را باید احترام کرد باید به مردم میدان داد، خوب چه میدانی بهتر از مدرسه و چه مشارکتی مناسب تراز اداره مدرسه ."
مردمی سازی به جای خصوصی سازی
سعیدی از فرهنگیانی که هم تجربه معلمی و هم همکاری با انجمن اولیا را در سابقه خود دارد، می گوید:"
یک سال پسرم در مدارس اقلیت ها درس می خواند. رفتم مدرسه برای کمک به وضع درسی بچه. کلی هم ازاولیا آمدند. مدیر آمد و گفت خیلی کار خوبی است. رای دادیم که نماینده ای برای کنترل بیشتر بچه ها ورسیدگی به درس ومشقشان وهمکاری بیشتر با مدرسه انتخاب کنیم. آقایان وقتی نخواهند وزمانی که شما تنها برای دادن کمک مالی به مدرسه دعوت می شوید عملا‌ این طر ح ها روی کاغذ مفید خواهد بود وبس. باید من حق رای واعتراض داشته باشم. دولت هرساله شعار خصوصی سازی می دهد. یک بار هم بگویند مردمی سازی . می گویند ولی عملا‌ شعار است. بیایند اولیا را به شکل عملی وجدی در اداره مدارس مشارکت دهند چرا تنها انتخاب مدیر. فردا می گویند انتخاب معلم ، چرا این کار رازیر بنایی انجام ندهند. اگر مدرسه خانه ماست باید برادرانه ومادرانه وانسانی عمل کرد اگر شعار باشد نتیجه ای نخواهد داشت."
به نطر می رسد شیوه انتخاب مدیران واداره مدارس کشور، روشی یک سویه است که مشارکت واقعی معلمان در انتخاب مدیران ومداخله مردم در امر تربیت وآموزش را به دنبال نداشته است. اگر نگوییم بسیاری، اما اغلب نا هنجار های اجتماعی از مدارس آغاز می شود. نطفه اش در کلا‌س های ومدرسه بسته می شود اگر چه می تواند از بیرون نیز مورد تهاجم ناهنجاری های اخلا‌قی وآموزشی قرار بگیرد. با چنین فرضی، در گیر شدن عملی همه عناصر دخیل در مدرسه ومردم در محیط آموزشی وتربیتی، امری ضروری واجتناب‌نا پذیرخواهد شد. تحول آموزشی واداری بهینه مدارس برعهده همه عناصر دخیل در مدرسه از جمله دانش آموزان ، پدران ومادران، معلمان ومدیران است.
تنها با کمی تعمق در شیوه یک سویه انتخاب مدیران واداره یک طرفه مدارس از سوی مدیران بالا‌ دست وعدم مشارکت معلمان دراین عمل اجتماعی، بخش عمده نیروی اجتماعی را در اداره بهینه مدارس؛ کنار زد ه ایم. معلم که می تواند مشارکت پیوسته در تمام سال داشته باشد عملا‌ خود را در چرخه مدرسه در محدوده تنگ تدریس وآزمون 9 ماهه تعریف می کند.
مردم جز در انتخاب تشریفاتی نمایندگان انجمن واولیا یا دعوت به کمک به مدرسه نقش وتعریفی پویا برای خود تصور نمی کنند. چه کسانی بهتر از معلمان به کاستی های تربیتی واداری واقف هستند.؟ آنها تمام ساعات مدرسه را با دانش آموزان در ارتباط اند. لذا بهتر از هرکس دیگری می توانند در ارتقای سطح کیفی تربیتی وآموزشی نقش آفرین باشند . یاد آوری این نکته ضروری است که مشارکت یک دعوت محتر مانه نیست . یک وظیفه وحق است که باید با تجدید نظردر اداره مدارس، زمینه عملی شدن این حق ووظیفه اجتماعی وانسانی را محقق ساخت. ‌ 
شاید یکی از عوامل دست نیافتن به سطح آموزشی وتربیتی شایسته وبایسته ، تداخل حق ووظیفه اجتماعی با دعوت توام با تعارف وشعار عاری از عمل است. زمانی معلم و پدران ومادران در ساخت بهتر محیط های تربیتی وآموزشی مشارکت واقعی می کنند که آنها در یابند تنها را برای صرف شنیدن ویا کمک دعوت نشد ه اند. مشارکتی که تحقق آن برای توسعه همه جانبه وساخت فردایی بهتر،اقدامی بسیار ضروری است
http://gharani1.blogfa.com/

حق برخورداری انسان از آموزش و پرورش در برنامه توسعه پس از 2015(بخش دوم)


حق برخورداری انسان از آموزش و پرورش در برنامه توسعه پس از 2015(بخش دوم)


دو ماهنامه ی چشم انداز ایران، شماره ی84،اسفند 92 و فروردین 93
برگردان: محمدرضا نیک نژاد

توضیح : متن پیش روی شما،بخش دوم از سفارش نامه ی شانزده نهاد مدنی - آموزشی جهان به سران کشورهای حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل در مهر 92 است که در آن،سران کشورها به توجه بیشتر به آموزش و حق برخورداری از آن فراخوانده شده اند. این سفارش نامه ده بند است که بند نخست آن با مقدمه ای از مترجم در بخش پیش منتشر شد. بخش دوم - بنده...ای دوم و سوم - آن را با هم می خوانیم.
2- حکومت ها وظیفه- مندند و باید حقوق بشر،از جمله حق برخورداری از آموزش و پرورش را ارج گزارند،و از آن پاسداری و پیروی نمایند.
این اصل به تقویت سامانه های آموزش و پرورش دولتی اشاره دارد،که در برابر تعهداتی که دولت ها در قبال اسناد گوناگون حقوق بشر پذیرفته اند،مسئول اند. این سندهای قانونی،حکومت ها را وامی دارد تا به عنوان نهادهای وظیفه- مند،پاسداشت، پاسداری و تحقق حق برخورداری از آموزش را رعایت کنند. نکته ی بسیار مهم آن است که تعهد حکومت ها به تضمین آموزش و پرورش رایگان،اجباری و فراگیر،دست کم در آموزش دوره ی مقدماتی و رفته رفته فراتر از آن، یعنی دبیرستان و آموزش عالی را در برمی گیرد. شرط آموزش رایگان بی چون و چراست،بی توجهی به آن،تحقق حق آموزش را به خطر می اندازد و می تواند عملا سخت پسرونده باشد. همچنین پذیرفتن حکومت ها به عنوان نهادی وظیفه- مند،به پاسخگویی جدیِ ساز و کارهای دولتی اشاره دارد. پاسخگو دانستن دولت ها در برابر پیمان ها و تعهدهای خویش،بر پایه ی قوانین حقوق بشراست. همچنین این پاسخگویی به فراهم سازی آموزش و پرورش خصوصی به گونه ای سامان می بخشد که می بایستی تحت بررسیِ دقیقِ کنترلِ دولتی قرار گیرد. برای آن که برخورداری از حقوق،معنا داشته باشد،باید راهکارِ موثر برای جلوگیری از تجاوز به آن فراهم باشد،آنچنان که شهروندان حق داشته باشند خسارتشان را از دولت درخواست نمایند و بتوانند این کار را با بکارگیری ساز و کارهای دادگاه های عادلانه ی ملی،منطقه ای یا جهانی انجام دهند.
3- حق برخورداری از آموزش با تولد آغاز می شود و مادام العمر است. 
آموزش باید در سطح ملی،چه در محیط های روستایی و چه شهری،در فضایی امن و با شرایط و زیر ساخت های شایسته و بدون هیچ مانع جغرافیایی،تبعیض یا ماهیت اقتصادی فراهم و در دسترس باشد. این دسترسی باید در سراسر چرخه ی آموزش به گونه ای برابر فراهم گردد. حق آموزش،نخستین روزهای کودکی،دبستان،دبیرستان،فنی و حرفه ای و آموزش دانشگاهی را در بر می گیرد. افزون بر این شامل سوادآموزی،آموزش بزرگسالان با چشم اندازی از یادگیری در همه ی عمر را نیز شامل می شود. به رسمیت شناختن این که برخورداری از حق آموزش از زادن آغاز می شود،به تقویت و پاسداشتِ حقوق کودک و دیگر حقوق وابسته به آن کمک می کند. اراده ی سیاسی برای پاسخگویی به همه ی مراحل و ابعاد حق آموزش،باید به گونه ای شفاف در برنامه های آموزشی و توسعه ی پس از 2015 توضیح داده شود. در عین حال باید در آن برنامه ها اهمیت برقراری پیوند میان آموزش های رسمی،نارسمی وغیر رسمی مورد تاکید قرار گیرد.
http://niknezhadmr.blogsky.com/

بررسی کارائی طرح انتخاب مدیران توسط معلمان مدرسه


چکیده

این تحقیق در شهرستان مرند انجام گرفته است در این پژوهش 388 نفر از معلمان نمونه آماری را تشکیل می دهند روش مطالعه در این پژوهش تحقیق توصیفی از نوع علی ومقایسه ای می باشد . ابراز اصلی پژوهش ، پرسشنامه بسته پاسخ است .  برای جمع آوری داده ها به مدارس مراجعه گردید ه پرسشنامه ها در اختیار معلمان قرار داده و نحوه تکمیل کردن پرسشنامه ها وعلت تحقیق به آنان توضیح داده شد . برای آزمون فرضیه ها وتوصیف ها داده ها از روشهای آماری آزمون x2,t (خی دو ) جداول فراوانی، میانگین ، انحراف معیار ، واریانس نمودارهای ستونی وهیستوگرام استفاده گردیده است.

مقدمه :

مدیرت یک از ابعاد زندگی اجتماعی است که از آغاز زندگی اجتماعی به اشکال متعددی وجود داشته است از زمانی که انسانها زندگی گروهی را آغاز نمودند برای گریز از بی نظمی وتامین نیازها افرادی به عنوان سرگروه پیدا شدند. می توان گفت سرگروه همان مدیر است که به اعضای گروه نظم می بخشد وکارهای افراد را در جهت رسیدن به اهداف گروه رهبری می کند که از دیر باز به صورت سنتی وجود  داشته است.

با پیشرفت زندگی اجتماعی روابط اجتماعی پیچیده گردید ومسائل و مشکلات جدیدی پدیدار شد که متناسب با آن مدیران کار آزموده وارد عمل شدند با آغاز انقلاب صنعتی علم مدیریت به تدریج جهت پاسخگویی به نیازهای جامعه صنعتی رشد و توسعه می یافت و افراد برای بر عهده گرفتن مدیریت ، به علم مختص آن مجهز می شوند این روند همچنان ادامه پیدا کرده و روز به روز فنون خاص مدیریت جهت پیشبرد هر سازمانی ابداع می گردد تا آن سازمان هر چه بهتر و بیشتر بتواند  اهداف  خود را عملی سازد.

بدون شک مدیر هر سازمانی نقش کلیدی آن را برعهده دارد به شرطی که به فن مدیریت مجهز باشد . به نظر می رسد مجهز بودن به فن مدیریت هر چند که لازمه نقش مدیریت است اما کافی نیست . مدیر می تواند اعضای سازمان را در جهت نیل به اهداف سازمان رهبری کند، بین اعضای گروه همکاری ایجاد کند ، کارکنان را  درامور سازمان مشارکت دهد که در بین اعضای آن سازمان مقبولیت ومحبوبیت داشته باشد . برای رفع این مشکل از سال 1381 در مدارس   کشورطرح انتخاب مدیران توسط معلمین آغاز شده است. به نظر می رسد این اقدام بتواند مقبولیت و محبوبیت مدیران را بالا بوده و مدارس بتوانند هر چه بیشتر در جهت رسیدن به اهداف سازمان جامه عمل بپوشانند .

آزمودنیها یا شرکت کنندگان:

این پژوهش به شیوه توصیفی واز نوع علی – مقایسه ای صورت گرفته است .

برای تعیین حجم نمونه ابتدا مدارسی که دارای مدیران انتخابی بودند مشخص شده سپس مدارسی که از نظر اقتصادی واجتماعی مشابه با آنها بوده مشخص گردید. سپس از بین معلمان آنها 400 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه در بین آنان تکمیل گردید . تعداد نممونه از طریق فرمول زیر بدست آمده است.

بعد از تکیمل پرسشنامه ها 12 مورد به جهت خالی بودن و علامت زدن به بیش از یک خانه در جوابها حذف گردیده است . بنابر این حجم نمونه در این پژوهش 388 نفر بوده است .

جدول شماره (1) پراکندگی معلمان بر اساس دوره تحصیلی

دوره تحصیلی

فراوانی

درصد فراوانی

ابتدایی

راهنمایی

متوسطه

156

125

107

2/40

2/32

6/27

جمع

388

100

 

ابراز مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه بسته پاسخ می باشد سئوالات بر اساس طیف کیلرت وچند جوابی تنظیم گردیده است پرسشنامه حاوی 26 سوال بوده وبی نام می باشد  در ابتدای پرسشنامه توضیحاتی جهت جلب پاسخگویان واهداف تحقیق آورده شده است.

پرسشنامه محقق ساخته است . در ساخت پرسشنامه از الگوی پیشنهادی درجهت خود سنجی مدیران (سلطانی،1377) و مهارت انسان مدیران واندازه گیری میزان آن(سلطانی ،1377) وتمرین خود سنجی مدیران (پرداختچی،1377) نیز استفاده شده است برای تعیین روائی ابزار اندازه گیری آن را در اختیار دو تن از صاحب نظران قرار داده وبرای تعیین روائی سازه ه ای  نتایج پژوهش با نظریه های ارائه شده وسایر تحقیقات مرتبط مقایسه گردید ه است.

برای تعیین اعتبار وسیله اندازه گیری روشهای متعددی وجود دارند . چون ابزار از چند ین مجموعه سوال تشکیل شده  وسوال هم وزن نیستند وپرسشنامه ها بی نام هستند به همین علت از آلفای کرانباخ استفاده شده است.

ابزار اندازه گیری متناسب با سئولهای وفرضیه ها ی پژوهش و با توجه به معرفهای متغیرها در تغریف عملیات تنظیم گردیده است.

 

شیوه اجرا

بعد از مشخص شدن مسئله پژوهش اهداف مطالعه مطابق مسئله وبا توجه به تحقیقات انجام یافته تعیین گردید . بر اساس اهداف مطالعه وتحقیقات انجام شده  نظریه های روانشناسی فرضیه های ارائه شده است تعاریف عملیاتی متغیرهای فرضیه ها در زیر آمده است.

کارایی میزان : در این پژوهش کارایی مدیران از طریق معرفهای مشارکت معلمان در امور مدارس رضایت معلمان از مدیر مدرسه شایستگی مدیران از نظر معلمان وپیشرفت تحصیلی مدرسه سنجیده می شود .

معرفهای کارایی خود نیازمند معرفهای درجه دوم هسند که در زیر آوزده می شود .

مشارکت دادن معلمان در امور مدرسه :مشارکت  معلمان از طریق معرفهای پذیرش متقابل  نظرات ، فرصت اظهار نظر در امور مدرسه همکاری وهمفکری معلمان مفید بودن شورای معلمان درحل مشکلات استفاده از نظرات معلمان درانجام وظایف شغلی و روابط انسانی تقویت روحیه گروهی سنجیده می شود.

رضایت معلمان از مدیر مدرسه : رضایت معلمان از طریق معرفهای خودداری ازتحمیل نظرات به معلمان بدون تعصب قضاوت کردن در مقابل معلمان عدم استفاده از زور وتهدید توسط مدیر با احترام برخورد کردن ایجاد محیط صمیمی در مدرسه استفاده از تشویق وتحسین منطقی مهربان بودن با معلمان سنجید می شود.

 

شایستگی مدیران از نظر معلمان : شایستگی مدیران از طریق معرفهای منظم بودن وبموقع حضور یافتن در سرکار رسیدگی به نحوه تدریس معلمان آگاهی به اصول وفنون مدیریت اهمیت دادن به پیشرفت تحصیلی مدرسه وفراهم آوردن فرصت های یادیگری دوری از تحمیل نظرات عدم استفاده از تهدید برقراری روابط انسانی صحیح  استفاده از تشویق در انجام ظایف شغلی معلمان همکاری و همفکری با معلمان استفاده از عقاید ونظرات معلمان تقویت روحیه گروهی در معلمان تامین امکانات مورد نیاز معلمان در امر تدریس سنجیده می شود.

پیشرفت تحصیلی مدرسه : پیشرفت تحصیلی از طریق در صد قبولی مدرسه در خرداد 1383 سنجیده شده است .

لازم به توضیح است که مدارس ابتدایی با یکدیگر مدارس راهنمایی با هم و مدارس متوسطه نیز باهم بطور جداگانه از لحاظ پیشرفت تحصیلی مقایسه خواهند شد.

نتایج

فرضیه های تحقیق با روشهای آماری متناسب با متغیر ها مورد آزمون قرار گرفت ومیزان همبستگی متغیرها با یکدیگر تعیین گردید. در خلال آن متغیرهای تعدیل کنندعه در رابطه با طرح انتخاب مدیران مورد بررسی قرار گرفت .

فرضیه ها ی تحقیق عبارتنداز:

1-        مشارکت معلمان در امور مدارسی که دارای مدیران انتخابی هستند بیشتر از مدارسی است که دارای مدیران انتصابی هستند .

2-                    رضایت معلمان از مدیران انتخابی بیشتر از مدیران انتصابی است .

3-                    مدیران انتخابی توسط معلمین شایستگی بیشتری از مدیران انتصابی از نظر معلمان دارند .

4-        پیشرفت تحصیلی مدارس که دارای مدیران انتخاب هستند بیشتر از مدارس است که دارای مدیران انتصابی هستند .

5-                    کارایی مدیران انتخابی با مدیران انتصابی متفاوت است .

فرضیه اول ، سوم ، چهارم و پنجم رد شده وفرضیه دوم تائید شده است

بحث ونیتجه گیری:

با توجه به نتایج حاصله از پژوهش از نظر معلمان مدیران مدارس (انتخابی وانتصابی) از جهت مشارکت رضایت شایستگی کارائی در سطوح بالایی قرار دارند بیشتر معلمان معتقد هستند که مدیران بهتر است توسط خود معلمان انتخاب شوند . مردان نسبت به زنان تمایل بیشتری به انتخابی بودن مدیران دارند .

مشارکت ورضایت معلمان شایستگی وکارائی مدیران وپیشرفت تحصیلی دانش آموزان متغیرهای هستند که در ارتباط با انتخابی یا انتصابی بودن مدیران مورد بررسی قرار گرفتند در بین این متغیرها رضایت معلمان با انتخابی یا انتصابی بودن مدیران رابطه معنی داری دارد . البته تفاوت میانگین رضایت معلمان از مدیران خیلی ناچیز می باشد .

یافته های این پژوهش باتحقیقات دیگری که در این زمینه صورت گرفته هماهنگی دارد.

باصر (1379) و ثروتی (1381) وعشقی (1382) به این نتیجه دست یافته اند که اکثریت معلمان معتقد هستند که مدیران مدرسه انتخاب شوند . پژوهش حاضر نیز این امر را تائید کرده است بر اساس یافته اهای باصر(1379) معلمان زن کمتر از معلمان مرد نسبت به مشارکت درانتخاب مدیر علاقه نشان می دهند. و براساس یافته های ثروتی (1381) بین نظر معلمان زن ومرد نسبت به طرح انتخاب مدیران تفاوت معنی داری مشاهده نشده و هردو گروه با اکثریت معتقد به شیوه گروهی بودند . نتایج یافته های این تحقیق نیز نشان میدهد که زنان نسبت به مردان تمایل  کمتری نسبت به انتخابی بودن مدیران از خود نشان می دهند با این حال اکثریت هر دو گروه با انتخابی بودن مدیران موافق هستند عشقی(13829 به این نتیجه دست یافته است که معلمین معتقدند که مدیران انتخابی در جلب رضایت معلمان و ابجاد تفاهم وهمکاری بین آنان موفق ترند . یافته های این پژوهش نیز نشان می دهد که معلمان رضایت بیشتری از مدیران انتخابی نسبت به مدیران انصابی دارند . عشقی (1382) معنی داری مشاهده نشده است . یافته های این تحقیق نشان می دهد که بین کارائی مدیران انتخابی وانتصابی تفاوت  معنی داری وجود ندارد یافته های ثروتی(1381) نشان مید هد که علی رغم اجرای شیوه نامه جدید انتخاب مدیران در بیشتر موارد نظر اداره پررنگ وتعیین کنند ه بوده است مصاحباتی که درحین تکمیل پرسشنامه ها با معلمین صورت می گرفت در بیشتر مدارس که دارای مدیران انتخابی بودند معلمین از  نحوه برگزاری ناراضی بوده و اذعان می نمودند که اداره در انتخاب مدیر مدرسه نظر خود را تحمیل نموده یا برای مدیریت تنها یک نفر کاندیدا بوده است .

مطابق نظریه اقتضای فیدلر در رهبری کمک رهبر به اثر بخشی گروه هم به ویژگی های خ ود رهبر بستگی دارد وهم به مساعد بودن شرایط وموقعیتها باتوجه به اینکه شرایط و موقعیتهای مدارس تقریباً‌مشابه بوده وعوامل متعددی از قبیل اجتماعی اقتصادی سیاسی ضوابط اداری محدودیتهایی برای مدیران ایجاد می کند واین امر تاحد زیادی از بروز استعدادهای ذاتی مدیران ممانعت به عمل می آورد واز طرف دیگر به نظر می رسد در ساخت اداری انگیزه لازم برای مدیران در نظر گرفته نشده است ایراد گرفتن از مدیران کافی نیست بلکه باید پاداشهایی متناسب با میزان موفقیت مدیران مطابق ملاکهای عینی ومنطقی داده شود در این حالت است که مدیران تفاوتهای خود رانشان خواهند داد به همین علت نیز تفاوت معنی داری بین مشارکت شایستگی کارائی مدیران وجود ندارد .

مطابق نظریه تعاملی هلدنر (1985) معتقذ است رهبری یک خیابان دو طرف است .

فرآیندی است از نفوذ متقابل بین رهبران وپیروان در یک موقعیت معین این رویکرد رهبری تبادلی تاکید می کند که رهبران وپیروان با یکدیگر تعامل دارند واینکه رهبران اثر بخش باید به طرقی رفتار کنند که نیازهای پیروان آنان بر آورده شود اگر مردم احساس کنند که فرصتی برای بیان عقاید خود دارند بیشتر احتمال دارد که ازرهبران حمایت کنند(تایلر و همکاران 1985) .

بنابر نظریه تعاملی، مدیران انتخابی مورد علاقه معلمان بوده و بین مدیر معلمان نفوذ متقابلی وجود دارد . به همین علت نیز رضایت از مدیران انتخابی نسبت به مدیران انتصابی بیشتر است .

منابع

1-باصر . ناصر.(1379) بررسی نظرات کادر اداری ومدیران و.معلمین در مورد شرایط انتخاب مدیرپژوهشکده تعلیم وتربیت تبریز.ص112.

2-پرداختچی ، محمد حسن.(13779 تمرین خود سنجی مدیران فصلنامه مدیریت در اموزش وپرورش،17،صص45،50.

3-پی رابینز، استیفن (1374) مدیریت رفتار سازمانی (علی پارسائیان مترجم) تهران : وزارت امور خارجه (1911).

4-ثروتی گرگری، اسداله (1381) بررسی نظرات معلمان در مورد شیوه نامه جدید انتخاب مدیران آموزش وپرورش جلفا.

5-ریتزر، چورج (1374) نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر(محسن ثلاثی ، مترجم). تهران : انتشارت علمی .

6-عشقی ، قاسم .(1382). بررسی دیدگاه معلمان دوره ابتدایی پشت به انتخاب مدیران مدارس توسط کادر مدرسه پایان نامه کارشناسی ارشد. مدیریت شمال غرب کشور.

7-سرمد، زهره ، وبازرگان ، عباس ، وحجازی ، الهه .(1378) روشهای تحقیق در علوم رفتاری.تهران : نیل.

8-سلطانی ، ایرج (1377،زمستان ) الگویی پیشنهادی در جهت خود سنجی مدیران . فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش ، 20 صص37 ، 41.

9-سلطانی ، ایرج (1377،بهار) مهارت انسانی مدیران مدارس واندازه گیری میزان آن فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش ،17،صص29،34.

10-سلیقه دار ، لیلا (1381) مدیریت و مشارکت رشد مدیریت مدرسه 3،صص4.5.

11-علاقه بند ، علی(1377 ، زمستان ) جو سازمانی مدرسه فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش..صص4و13.

12-کریمی ، یوسف (1379) روانشناسی اجتماعی تهران : ارسباران .

13-میرکمالی ، سید محمد (1379) روابط انسانی در آموزشگاه تهران : نشر یسطرون .

14-نیکنامی، مصطفی (1375،پاییز) مفاهیم کارایی اثر بخشی مدیران مدارس .فصلینامه مدیریت در اموزش و پرورش ، 15،صص14و1  9.

15-هومن ، حیدر علی (1371) .، پایه های پژوهش در علوم رفتاری .تهران : دیبا

  

به نقل از وبلاگ پژوهشگر مرند

http://1388marand.blogfa.com/

حکم ظالمانه محمد توکلی را نقض کنید

حکم ظالمانه محمد توکلی را نقض کنید

(محمد توکلی به دلیل مشکلات ناشی از تبعید سه روز در هفته در خانه معلم اقامت دارد.)

حقوق معلم - اسماعیل عبدی:
      محمد توکلی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان استان کرمانشاه با حکم ظالمانه -هیات تخلفات اداری استان کرمانشاه- به تغییر محل جغرافیایی از کرمانشاه به استان لرستان(تبعید) محکوم شده و پس از بیست و چهارسال خدمت صادقانه حالا به ناچار سه روز در هفته را در خانه معلم بروجرد اقامت دارد.زیرا ایشان به دلیل برخی مشکلات ،نتوانسته خانواده خود را به برجرد بیاورد و از اسفند ماه ، هرهفته مسیر کرمانشاه - بروجرد را طی کرده و دور از خانواده اش به تدریس می پردازد.
       این معلم ارزشمند عضو شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان کشور در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ، خوش بینانه در ستاد آقای روحانی به عنوان قائم مقام ستاد در استان کرمانشاه فعالیت نمود تا شاید با استقرار دولت تدبیر و امید گره از مشکلات معلمان کشور باز شود.که بارها و بارها از زبان دولتمردان شنیده شد که تشکل های صنفی فرصت هستند نه تهدید.
      او پیشتر و در بین همکاران صنفی می گفت: پس از آمدن آقای روحانی ،همه زندانیان فرهنگی از جمله رسول بداقی ، سید محمود باقری و محمد داوری آزاد می شوند و احکام  تبعید معلمان از جمله نبی الله باستان فارسانی، علی صادقی و من(محمد توکلی) نقض خواهد شد. 

(لطفا به ادامه مطلب بروید)

     ایشان را هیات بدوی تخلفات اداری آموزش و پرورش کرمانشاه به  دلیل تحریک همکاران و دانش آموزان به همکاری نکردن با مدیریت آموزش و پرورش کرمانشاه و تحریک به تعطیلی مدارس وانتشار پیامک دعوت به تجمع در صورت پرداخت نشدن مطالبات فرهنگیان به یکسال تبعید محکوم کرد.این حکم در فروردین 92 به ایشان ابلاغ شده بود و با اعتراض وی به شعبه 1 تجدید نظر هیات تخلفات وزارتخانه جهت بررسی و صدور رای فرستاده شد.این هیات به ریاست حسن تهرانی حکم بدوی را تایید و محل جغرافیایی تبعید را استان لرستان و خارج از مرکز استان تعیین کرد.
    این حکم قطعی  طی نامه ای از سوی معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارتخانه آموزش و پرورش و با امضای مدیر کل امور اداری و تشکیلات وزارتخانه به سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه فرستاده شده است
.

      حقوق معلم ضمن ارج نهادن به زحمات این معلم ارزشمند و اعلام حمایت از ایشان امیدواراست مسئولان با رفع تبعید از محمد توکلی،نبی الله باستان فارسانی و علی صادقی به وعده های انتخاباتی خود عمل کنند.

http://bield.ir/

توسعه یاپیشرفت اجتماعی

توسعه یاپیشرفت اجتماعی
توسعه یعنی قدرتمندشدن،متحول گردیدن،به برتری رسیدن.
  
فرهنگیان نیوز - تدبیر:

توسعه یاپیشرفت اجتماعی
توسعه یعنی قدرتمندشدن،متحول گردیدن،به برتری رسیدن.
ابعادتوسعه میتوانداجتماعی،اقتصادی،سیاسی،فرهنگی،بین المللی وانسانی باشد.
اصول ثابت توسعه که درتمامی کشورها وسازمانها یکسان است عبارتند از:
1.بافت و توانایی‌های فکری سازماندهی هیأت حاکم؛ اگر جامعه‌ای بخواهد، توسعه پیدا کند، باید انتخاب کند و تصمیم بگیرد. این انتخاب و تصمیم از سوی هیأت حاکم صورت می‌گیرد و وقتی هیأت حاکمه تصمیم به توسعه گرفت، از امکانات و قدرت فکری و سازماندهی خود برای تشریح حرکت، بسیج نیروها و حمایت همه‌جانبه استفاده می‌کند. در این راستا، بافت‌ هیأت حاکمه و روحیه‌ی غالب بر آن، معرّف اجماع نظر و یا اختلاف نظر خواهد بود. جوامعی که از نظر مادّی توسعه یافته‌اند و یا به‌شدت در حال توسعه هستند، به‌نسبت موفقیّتشان از اجماع نظر در میان جناح‌های گوناگون هیأت حاکمه برخوردار بوده و هستند.
2.توجه به علم؛ نهادی‌شدن علم در یک جامعه، استدلال، مطالعه، تحقیق، بحث و گفتگو ، اندیشه و روحیه‌ی علمی را به‌دنبال می‌آورد. یک جامعه‌ی علمی منطق عینی را جایگزین روش‌های عوامگرایانه می‌کند و زمینه‌های اندیشه منظّم و عمل و عکس‌العمل استدلالی و روحیه تحقیق و پژوهش را فراهم می‌ نماید. در چنین جامعه‌ای، انسان از ذهن‌گرایی و تصحیح‌ناپذیری به‌سوی عینیّات، محاسبه بهبود و انتقادپذیری حرکت می‌کند و توسعه، با ابزار علم حاصل می‌شود.
البته مراد از علم این است که مشاهدات، قضاوت‌ها، اجرائیات، ارتباطات و تصمیم‌گیری‌ها، استدلالی، عینی و منطقی باشند و حتی‌المقدور از اعمال نظرهای غیرتخصصی و کار سلیقه‌ای دور بمانند.
3.نظم؛ اقدامات توسعه جامعه، شدیداً به‌نظم و ترتیب در تمامی شئون زندگی وابسته است.

4.آرامش اجتماعی و فردی؛ جامعه‌ای دارای آرامش اجتماعی است، که در تمامی سطوح آن روح تصحیح‌نگری و تصحیح‌پذیری نهادی شده باشد. مراد از آرامش اجتماعی، وجود و تداوم ارزش‌ها و ابزاری است، که حرکت تکاملی و تصحیحی یک جامعه به طرف وضع مطلوب را میسّر می‌کند. اما آرامش فردی اطمینانی است که افراد یک جامعه در قبال موقعیّت خود و موقعیّت جامعه در خود احساس می‌کنند.

5.نظام قانونی؛ به‌واسطه وجود یک سیستم قانونی محکم، به ثبات مستقل و عادلانه که حامی افراد در کسب امکانات، امتیازات و حقوق قانونی باشد، افراد، روحیه کار، فعالیت و مسئولیت‌پذیری، پیدا می‌کنند.

6.نظام آموزش؛ در اجتماعی که در آن مراکز آموزشی و پژوهشی، به‌تربیت کادر متخصص و علمی و ایجاد نوآوری می‌پردازند، توسعه جدیت یافته، نوآوری، ابداع، نظریه‌پردازی و حرکت از وضع موجود به مطلوب، چه در ذهن و چه در عمل اهمیّت پیدا می‌کند.

7.فرهنگ اقتصادی؛ برای حدوث توسعه، ایجاد فرهنگ اقتصادی در جامعه لازم است؛ که این فرهنگ عناصری همچون دقّت در کار، قانون‌پذیری، ‌عمل در حدود اختیارات، توجّه به نظم و سازماندهی و مقدّم شمردن اهداف مملکتی، بر اهداف گروهی و شخصی را شامل می‌شود. در جوامع توسعه‌یافته، کارکردن، تولید و نهایت بهره‌برداری از زمان و مکان، از جمله ویژگی‌‌های فرهنگی است، که به‌صورت نهادی در خدمت اقتصاد قرار گرفته‌اند.
توسعه و ارزش‌های اجتماعی
در مورد رابطه ارزش‌های موجود در یک جامعه با توسعه،‌ دو دیدگاه فکری وجود دارد:
در دیدگاه اول، برای حصول نوسازی درجامعه لازم است ارزش‌های نو به‌مقیاس وسیع‌تری وجود داشته باشد.این گروه، مدعی است که قیود خانوادگی مانع پیدایش خطرپذیری نو است؛ همان‌طور که تنبلی، قضا و قدری بودن به‌معنای غیرصحیح و عوامانه‌ی آن ، راحت طلبی، اسراف بر قناعت و ...، به‌نوبه‌ی خود، از موانع نوسازی هستند. این انسان‌ها هستند که با ارزش‌های مناسب، نهادهای توسعه‌ای را ایجاد کرده و در نتیجه جامعه به‌سمت توسعه رهنمون خواهد شد.
در دیدگاه دوم، وقتی فرصت‌ها و انگیزه‌ها در غالب نهادهای مناسب شکل گرفت، ارزش‌های مناسب و مهم‌تر، از آن کردار متناسب پدید آمده و آن‌گاه توسعه محقق می‌شود. بنابراین نهادهای مناسب توسعه‌ای با ایجاد فرصت‌ها و انگیزه‌ها، سبب تحقق ارزش‌های مناسب در جامعه شده و جامعه توسعه می‌یابد. پس آن‌چه اول از همه لازم به‌نظر می‌رسد، ایجاد نهادهای توسعه‌ای است. از جمله آن‌ها می‌توان به مقررات اداری پیچیده اشاره کرد؛ که موجب پایین آمدن نرخ سرمایه‌گذاری می‌شود.
برخی صاحب‌نظران معتقدند، که نظر صحیح این است که هم ارزش‌های متناسب با توسعه بر نهادهای اجتماعی اثر گذاشته و مسیر توسعه را هموارتر می‌کنند و هم نهادها بر ارزش‌های مناسب مؤثرند و نمی‌توان ضرورتاً یکی را مقدّم و دیگری را مؤخّر دانست؛ هرچند شواهد نشان می‌دهند، مادامی که هیچ تحوّلی در تفکر و اندیشه‌ی جامعه حاصل نشود، انتظار تحوّلات اساسی تا حدودی دور از واقع است.بنابراین بایدهم اندیشه هارانوسازی کردوهم نهادتوسعه ای ایجادنمود.
توسعه یاپیشرفت اجتماعی رابطه تنگاتنگی باتوسعه اقتصادی دارد.
توسعه اجتماعی منافع خصوصی شهروندان راتقویت می کند،کیفیت زندگی رابالامی برد،جامعه مدنی راسرزنده می کند،چگونگی گذراندن اوقات فراغت است وظرفیت شادابی رابالامی برد.

موسسه بین المللی پیشرفت اجتماعی درسال2013ازمجموع132کشورجهان ایران راازنظرشاخص های توسعه یاپیشرفت اجتماعی دررتبه94قرارداده است.
کشورهای نیوزلند،سوئیس،ایسلند وهلندبترتیب رتبه اول تاچهارم راکسب کرده اند.
شاخص های این موسسه عبارتندازدسترسی به آب سالم، حداقل سرانه مسکن15متر،حداقل 9کلاس سوادبرای همه شهروندان ،دسترسی به بهداشت ودرمان باحداکثر6%درآمدسرانه،برابری درقبال قانون،کارآمدی بیمه های اجتماعی،کنترل مهاجرت نخبگان،تولیدناخالص شادی،کنترل جمعیت و...

دکترعباس حاتمیwww.drhatamy.blogfa.com

مدرس دانشگاه

http://www.farhangiannews.ir/

بی‌خانمانی دبیر بازنشسته آموزش و پرورش

بی‌خانمانی دبیر بازنشسته آموزش و پرورش
در حاشیه تهران‌گردی رئیس شورای شهر تهران، امروز معلم بازنشسته آموزش و پرورش مشاهده شد که به دلیل عدم پرداخت اجاره‌اش، اثاثیه‌اش در خیابان‌ ریخته شده بود.
  
فرهنگیان نیوز - تدبیر:

 گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، تهران‌گردی احمد مسجد‌جامعی رئیس شورای شهر تهران امروز با حواشی روبه رو بود.

یکی از حواشی تهران‌گردی امروز رئیس شورای شهر تهران، مشاهده بی‌خانمانی یکی از دبیرهای بازنشسته آموزش و پرورش بود.

این دبیر بازنشسته آموزش و پرورش با مدرک لیسانس بیولوژی کسی بود که به دلیل عدم توان پرداخت اجاره‌اش توسط صاحبخانه‌اش بیرون انداخته شده بود.

وی با اشاره به اینکه در سال 42 مدرک لیسانس بیولوژی خود را گرفته بود، گفت: پس از کسب مدرک در سال 54 از دانشگاه به دلیل سوابق مبارزاتی اخراج شدم.

این دبیر بازنشسته آموزش و پرورش با بیان اینکه هم‌اکنون به دلیل پرداخت اجازه از خانه و کاشانه‌ام بیرون شده‌ام، گفت: حدود 10 ماه است که نتوانستم کرایه ماهیانه 600 تومانی را پرداخت کنم.

به گزارش فارس احمد مسجد‌جامعی رئیس شورای شهر تهران پس از گپ و گفت‌وگو با دبیر بازنشسته آموزش و پرورش به شهردار منطقه 7 دستور داد اقدامات لازم را برای اسکان این دبیر بازنشسته به همراه همسرش انجام دهد.

http://www.farhangiannews.ir/

براساس ابلاغیه رئیس جمهور، در سال 1393 ایجاد هرگونه موسسه و شرکت دولتی، توسعه تشکیلات داخلی دستگاه‌های اجرایی و صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد ممنوع شد.


ه گزارش مهر، حسن روحانی رئیس جمهور و رئیس شورای عالی اداری در فروردین ماه جاری مصوبه شورای عالی اداری در خصوص برنامه عملیاتی اصلاح نظام اداری در سال 1393 را برای اجرا به تمامی وزارتخانه ها، موسسات، شرکت ها، نهادهای عمومی غیر دولتی و استانداری ها ابلاغ کرده است. 

      شورای عالی اداری در یکصد و شصت و دومین جلسه مورخ 1392/12/14 در راستای تحقق سیاست های کلی نظام اداری به پیشنهاد معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور «برنامه عملیاتی اصلاح نظام اداری در سال 1393» منبعث از نقشه راه اصلاح نظام اداری مصوب را به شرح متن و جدول پیوست (ممهور به مهر دبیرخانه شورای عالی اداری)، تصویب نمود. 

      ماده 1- دستگاه های اجرایی مکلفند؛ نسبت به برنامه ریزی و اجرای برنامه عملیاتی مذکور مطابق برنامه زمان بندی، اقدام نمایند. 

      ماده 2- در سال 1393 ایجاد هر گونه موسسه و شرکت دولتی، توسعه تشکیلات داخلی دستگاه های اجرایی و صدور احکام بازنشستگی پیش از موعد ممنوع می باشد. 

      موارد استثناء با رعایت راهبردهای فصل دوم قانون مدیریت خدمات کشوری، به پیشنهاد معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور و تایید رئیس جمهور اتخاذ تصمیم می شود. 

      ماده 3- معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور مکلف است؛ ضمن نظارت بر اجرای برنامه عملیاتی و اعمال نتایج پیشرفت در نظام ارزیابی عملکرد دستگاه ها، گزارش عملکرد اجرای برنامه را هر چهار ماه یک بار به رئیس جمهور و شورای عالی اداری و حسب ضرورت در دولت ارایه نماید.

http://bf20.ir/

      ب

10 سال پیش در چنین روزی ... 27 فروردین 83

10   سال   پیش در چنین  روزی ...

27   فروردین         83


به نام خداوند جان و خرد


تاریخچه اعلام موجودیت تشکل های صنفی معلمان ایران

  

سیزدهمین بیانیه- تهران دانشکده فنی شریعتی خانی آبادنو

26 -27 فروردین 83

 

   پس از تحصن یک هفتهای معلمان که از روز 26/12/82 انجام گرفت تشکل‌های صنفی در دانشکده ی فنی شریعتی گرد هم آمدند. موضوع جلسه چگونگی اجرای مصوبات بیانیه یزد بود که مصوبات آن :

1-  تجمع در ادارات آموزش و پرورش در 13 اردیبهشت ماه روز معلم

2-  از تاریخ 15 الی 17 اردیبهشت ماه 83 از رفتن به کلاس خود داری کنند.

3-  در صورت تحقق نیافتن خواسته ها روبروی آموزش و پرورش... از فرصت امتحانات استفاده گردد.

 

   طبق معمول گردهمایی تشکل صنفی معلمان، ابتدا تشکل هر شهر گزارش خود را می خواند. از گزارشات این گونه احساس می شد که تشکل ها تحت فشار شدید و تهدید قرار گرفته اند زیرا اختلافات پدید آمده در جلسه این را نشان داد. از آموزش و پرورش خبرآوردند که :

 

نمایندگان 4 وزارت خانه 1- آموزش و پرورش 2- سازمان مدیریت و برنامه ریزی 3-  وزارت کشور  4- وزارت اطلاعات، آمادگی خود را برای گفت وگو و مذاکره اعلام نموده اند.

تشکل های صنفی پذیرفتند و از آنها خواستند که به جلسه ی گردهمایی بیایند ولی ایشان اعلام کردند: از هر تشکل یک نماینده به باشگاه فرهنگیان بیاید. تعدادی از تشکل ها مخالفت کردند و گفتند :

< آنها به ما بی احترامی می کنند، چرا در جمع ما حاضر نمیشوند> بالاخره پس از بحث و
گفت و گو ها رای گیری به عمل آمد و سرانجام نمایندگان تشکل ها به باشگاه فرهنگیان رفتند.

 

عده ای از مسئولان می دانستند که اگر در دانشکده ی فنی، محل گردهمایی حضور پیدا کنند مورد پرسش و پاسخ قرار خواهند کرفت. تاکید داشتند که جلسه در مکان دیگری برگزار شود. در جلسه ی باشگاه فرهنگیان نماینده ی وزارت آموزش و پرورش جدول شماره 11 که مقایسه ی حقوق و مزایای مقاطع مختلف در سال 83  نسبت به سال 82 بود را به نمایندگان تشکل ها نشان دادند که جدول آن بعداً به مدارس ارسال شد.

 

  حقوق و مزایای دیپلم- فوق دیپلم- لیسانس- فوق لیسانس و میزان افزایش 83 نسبت به 82 مشخص شده بود. از طرف دیگر وزارت کشور و نیروهای امنیتی فشار می آوردند که اگر بخواهید بیانیه ی یزد را اجرا کنید، مجوز تمام کانون ها را باطل خواهیم کرد. از آن جایی که همیشه معلمان به حرف مسئولان اعتماد داشتند و قول و قرار آنان را قبول می کردند بالاخره پذیرفتند که مصوبه ی یزد را به حالت تعلیق در آورند.

 

تشکل ها در بیانیه ی صادره خواستار رفع توقیف قلم معلم شدند. قرار شد تجمع یک روزه در ادارا ت آموزش و پرورش (روز معلم) انجام شود. سال 83 آغاز تهدیدها، دستگیری ها و احضار فعالان صنفی معلمان بود. آن سال بر تشکل ها بسیار سخت و ناگوار گذشت. دیگر هفته نامه ی قلم معلم وجود نداشت که گزارشات را اطلاع رسانی کند. از طرف دیگر جناح راست و چپ ما را محکوم
می کردند و تشکل ها را به صورت جدی حمایت نکردند. شاید امروز از تاریخ درس بگیرند.

 

<در حاشیه ی جلسه خاطره ای گفتنی است: در حالی که در چمن دانشکده ی فنی شریعتی نمایندگان تشکل ها جمع بودند تا بیانیه را مهر و امضا کنند. از ما خواسته شد اولین ماده ی بیانیه را که تجمع در ادارات آموزش و پرورش بود حذف گردد. این امر آن چنان مورد مخالفت تشکل ها قرار گرفت که اکثریت گفتند: بیانیه را پاره خواهیم کرد و به شهرهایمان باز می‌گردیم> بالاخره کوتاه آمدند. درحالی که عده ای نگران و عده ای امیدوار بودند، بیانیه ی زیر صادر شد :


بیانیــــــه


به نام خداوند جان و خرد

 

مرزبانان ملک و معرفت، معلمان عزیزدرود بر شما


همکاران و نمایندگان شما در تشکل های صنفی فرهنگیان کشور ضمن تقدیر از مشارکت جمعی و اتحاد حق مدارانه و زنده ی شما در حرکت های اعتراضی سال 82 بخصوص تحصن اسفند ماه که سبب گردید تا سال 83 را با عزت و افتخار آغاز نماییم و جایگاه معلمی را ارتقا بخشیدید.

پاسخ شما به بیانیه ی اسفند ماه و دست کشیدنتان از تدریس و نرفتن به کلاس را دست آورد
ذی قیمتی می دانیم که در تاریخ جاودانه خواهد ماند. لذا به درخواست نمایندگان دولت و برای فرصتی بیشتر به آنان برای رسیدگی به خواسته های فرهنگیان و همچنین تصویب دستورالعمل های جدید قطعی و لازم الاجرا در باره ی افزایش حقوق فرهنگیان و با توجه به حساسیتی که نسبت به سرنوشت آینده سازان کشور داشتیم و داریم موارد زیر را جهت تنویر افکار عموم و فرهنگیان کشور تصویب نموده اعلام می نمائیم
:

 

1.  به تعلیق افتادن تصمیمات متخذه در اطلاعیه ی همایش یزد تا زمان برگزاری نشست تشکل ها در گیلان مرداد ماه 1383 به منظور بررسی اقدامات مسئولان مربوطه در پاسخ به
خواسته های برحق فرهنگیان.

2.  حضور یک روزه‌ ی همکاران در ادارات آموزش و پرورش مناطق 19 گانه ی تهران و در مراکز استان ها حضور در سازمان های آموزش و پرورش و در شهرستان ها حضور در ادارات آموزش و پرورش از ساعت 8 تا 12 صبح روز 13 اردیبهشت ماه 1383 به منظور جذب آرای همکاران برای تصمیم گیری در نشست مرداد.

3.  رفع توقیف از نشریه قلم معلم < تنها تریبون فرهنگیان کشور> را به عنوان نشانه ی حسن نیت  مسئولان قلمداد کرده و خواهان آزادی انتشار هرچه سریع تر آن هستیم.

 

 

   امیدواریم مسئولان کشور این تصمیم تشکل های صنفی را به فال نیک گرفته و برای آخرین بار و به شکل قاطع پاسخگوی درخواست های به حق فرهنگیا ن باشند. در پایان تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور اعلام می دارند که تصمیم های فوق فقط در صورت استمرار فضای تفاهم قطعی و معتبر است و چنان چه هرگونه برخورد تهدید آمیز و غیر قابل قبول با تشکل ها یا همکاران فرهنگی صورت گیرد تمامی تشکل ها خود را موظف می دانند به صورت یک پارچه و متحد عکس العمل لازم را نشان دهند.


نام تشکل های حاضر در گردهمایی

 

1-         کانون صنفی معلمان ایران

2-         کانون صنفی معلمان اردبیل

3-         کانون فرهنگیان اصفهان

4-         کانون صنفی فرهنگیان ارومیه

5-         هیئت موسس کانون صنفی معلمان تبریز

6-         انجمن صنفی چهارمحال بختیاری

7-         انجمن صنفی فرهنگیان خراسان

8-         کانون فرهنگیان شیراز

9-         کانون صنفی فرهنگیان کهگیلویه و بویراحمد

10-       کانون فرهنگیان کرمانشاه

11-       انجمن فرهنگیان کردستان

12-       کانون فرهنگیان کاشان

13-       کانون صنفی فرهنگیان زنجان

14-       کانون صنفی معلمان لاهیجان

15-       کانون صنفی معلمان استان مرکزی

16-       کانون صنفی معلمان مازندران

17-       هیئت موسس فرهنگیان فارسان

18-       کانون صنفی معلمان همدان

19-       کانون صنفی معلمان یزد

20-        هیئت موسس کانون صنفی معلمان شهرضا

 

سخنی بامدیران مدارس و معلمان

سخنی بامدیران مدارس و معلمان
  
فرهنگیان نیوز - تدبیر:

سخنی بامدیران مدارس ومعلمان
آ
موزش وپرورش کالای همگانی تولیدمی کندوهمه مردم تحت تاثیرمحصولات آن قرارمی گیرند،به همین دلیل درجوامع پیشرفته دراولویت تمام برنامه ریزیهای خردوکلان قرارمی گیرد.
درکشورهای پیشرفته مثل سنگاپور،ژاپن،کره جنوبی،تایوان و...حقوق یک معلم معادل حقوق یک مدیرکل وپزشک است ولی درایران نظام آموزش وپرورش یکی ازسیاست زده ترین ومحروم ترین وزارتخانه است که موردبی مهری سیاستگذاران وکم توجهی کادرآموزش وپرورش قرارگرفته است.
درست است که درگذشته نهادهای سیاستگذارمثل مجلس ودولت نسبت به نظام آموزشی حساسیت چندانی نداشته اندوبیشترشعارمی دهندتارای جمع کنندولی خودمدیران آموزش وپرورش ومعلمان نیزبه این کم توجهی هاعادت کرده اندوپیگیرمطالبات خودوحرکت به سمت سازمان پیشرونیستند.
اینک که دولت جدیدبارویکردجدیددرصدرنظام اجرایی قرارگرفته است امیدواریم شاهدفقر80درصدی معلمان وآتش گرفتن مدارس ناشی ازبخاری های غیراستاندارد نشویم.
بااینحال ازمدیران آموزش وپرورش،مدارس ومعلمان نیزانتظارداریم دردیدگاه ورویه های خودتجدیدنظرکنندوپیگیرمطالبات خودبشرح زیرباشند:
1-اغلب معلمان ومدیران مدارس اطلاعات وآگاهی اندکی ازنظام آموزش نوین دنیادارندزیراروزمرگی آفت آموزش وپرورش است وپرسنل محترم آموزش وپرورش به این شرایط قانع می شوند.
کشورهای سنگاپور،کره جنوبی،نیوزلند وفنلاندبهترین نظام آموزش وپرورش رادارند،کدام مدیریامعلم ازکشورهای فوق بازدیدکرده وازتجربیات آنهابهره مندشدند؟
گردش علمی درآموزش وپرورش ایران جایگاهی ندارددرحالیکه سال گذشته5میلیون نفردانش آموزازسراسردنیاازسنگاپوربازدیدکردندوبانظام آموزش وپرورش آن آشناشدند.
مدارس ایران بایدجذابیت بیشتری برای دانش آموزان داشته باشند.
کتابهای درسی درایران فاقدجذابیت برای دانش آموزان است ونظرات معلمان درتدوین کتابهاکمترلحاظ می شود،تدریس درمدارس کتاب محوراست.درجوامع پیشرفته دردوره ابتدایی فقط علوم ریاضی،فن آوری اطلاعات،علوم تجربی،ادبیات ملی وزبان انگلیسی تدریس می شودوموضوعات تحقیق وانشاءدانش آموزان نیزدراین زمینه هاست.
مهارتهای زندگی شامل موضوعاتی مثل فن ارتباطات،اصول مذاکره وگفتگو،آشنایی بافنون حل مسئله،مدیریت خشم،تفکرانتقادی،آشنایی باهوش هیجانی،تکنولوژی اطلاعات و اصول جهانی شدن و...بایدازاول ابتدایی درمدارس تدریس شود. این مباحث میتوانندموضوعات تحقیق یاانشاءبرای دانش آموزان باشند.
زبان انگلیسی آنقدرمهم است که بایدازدوره مهدکودک آموزش داده شودزیرا50%جمعیت جهان به زبان انگلیسی مکالمه میکنندوایرانیان دراین زمینه ضعیف هستند.
2-وقتی واردادارات آموزش وپرورش می شویدکارکنان رابویژه کارکنان خانم رابالباسهای تیره وپوشش مشکی می بینید،امیداست روانشناسی رنگهادرآموزش وپروش پیاده شود.
دریک محیط آموزشی رنگهای متنوع وکلاسهای آراسته وشاداب به فرآیندیادگیری کمک می کند.
3-اغلب معلمان ومدیران مدارس قادربه استفاده ازتکنولوژیهای نوین ارتباطی مثل اینترنت وشبکه های اجتماعی نیستندومعمولا دانش آموزان بااستفاده ازاینترنت اطلاعات جدیدی نسبت به معلمان دارندکه این روندقدرت نفوذکلام معلم راکم می کند.
4-ازمدیران نوآوروباشجاعت وشهامت بیشتردرراس آموزش وپرورش استفاده شودانسانهای محافظه کاروترسوقادربه ایجادتحول درخودومحیط کارنمی باشندوبه حداقلهاقانع می شوند.
شرط ارتقاءمعلمان ومدیران میزان دانش پذیری وتکنولوژی پذیری آنان باشد.
5-والدین وخانواده هانیزپیگیرنظام آموزشی نوین باشند،دراجرای برنامه های آموزش وپروش به توجیه علمی بیشترتوجه شودمثلا برگزاری جشن تکلیف برای دختران9ساله باعث بلوغ زودرس جنسی می شودودربچه هااسترس ایجادمی کند.
6-متون درسهانبایدبچه هارادنیاگریزکندبلکه به آنهاامیدونشاط توام باخلاقیت دهد،آنهاراپرسشگرببارآوردومحقق وکنجکاوکند.
تکراری وخسته کنندگی متون درسی باعث افزایش ترک تحصیل دانش آموزان می شود.
7-تمرکزتصمیم گیری ودولتی بودن سیاستگذاریها مانع جدی برای توسعه آموزش وپرورش است.
8-مدارس ایران ازنظرات تجهیزات آزمایشگاهی وسیستم کامپیوتری فقیرهستند،هرمدرسه به یک کارشناس امورپژوهش وکارشناس فن آوری اطلاعات برای راهنمایی دانش آموزان نیازدارد.
9-طرح هوشمندکردن مدارس موفق عمل نکرده است ونیازبه بازنگری دارد.
10-این دیدگاه که دانش آموزان باموعظه وسخنرانی یاباخواندن کتابهای حجیم مذهبی وایدئولوژیکی تربیت دینی می شوندوبه هنجارهای رسمی پایبندمی گردندنیازبه بازنگری جدی دارد.
بسیاری ازهمین دانش آموزان دارای عکس بدون روسری درصفحه فیس بوک هستندوپس ازخروج ازمدرسه نسبت به حجاب بی تفاوت اند.
برای دانش آموزان عملکردورفتاررهبران فکری جامعه معلمان،هنرمندان،رسانه ها،مفسران،سیاستمداران و... ووالدین ملاک قرارمی گیردنه موعظه ومتون حجیم کتابها.
بایددقت شود،تکرارحرفهاودرسهای بی عمل بچه هارانافرمان می کند.علیرغم این همه هزینه وفعالیت سازمانهای فرهنگی-مذهبی متنوع، نسل جوان راه خودشان رامی روند،تبلیغات غلط وتکراری انسانهاراتغییر نمی دهدبلکه آنهاراخسته ودلزده می کند.
تربیت محصول مناسبات اجتماعی،عملکردرهبران فکری جامعه،رسانه هاومنطق امروزی جهان است.
31/6/92دکترعباس حاتمی dr.hatami93@yahoo.com

http://www.farhangiannews.ir/

چرا دانش آموزان درس نمی خوانند

چرا دانش آموزان درس نمی خوانند؟


عبدالجلیل کریم پور / روزنامه اعتماد / شنبه 93/1/23



یکی از دغدغه های اصلی معلمان، خانواده ها و کل نهاد آموزش و پرورش این است که چرا دانش آموزان درس نمی خوانند و نسبت به این قضیه بی تفاوت هستند؟ برای رفع این معضل چه تدبیری اندیشیده شده است؟آنچه در ابتدا توجه به آن ضروری به نظر می رسد ذکر این نکته مهم است که دانش آموز به عنوان عامل اصلی این قضیه باید این نیاز را در خود احساس کند، باید بخواهد و در راه خواستن خویش تلاش کند. اما چرا او کمتر این نیاز را در خود احساس کرده و کمتر در این زمینه تلاش می کند؟مشکل را باید در کجا جست وجو کرد؟ متولیان امر برای رفع این معضل چه تدبیری اندیشیده اند؟یکی از اهداف اصلی درس خواندن این است که فرد بتواند نتیجه آن را در شغلی خوب ببیند، بتواند نیازهای مادی خویش را به وسیله آن برطرف کرده و از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردار شود. آیا کسانی که چندین سال درس خوانده اند و مدارکی را دریافت کرده اند از این موقعیت ها برخوردار شده اند؟ آیا تدبیری جدی برای جذب فارغ التحصیلان اندیشیده شده است؟ چرا دانش آموز نمی خواهد درس بخواند؟ مشکل از معلم است یا دانش آموز؟ چه کسان دیگری در این قضیه مقصرند؟ در نگاهی کلی می توان گفت از دانش آموز و معلم گرفته تا خانواده و نظام آموزشی و... در این قضیه مقصرند. اما آیا با تقصیر به گردن همدیگر انداختن مشکلی رفع می شود؟ پس چه باید کرد؟گفتیم که دانش آموز خودش باید بخواهد و به دنبال آن برود. طبعا این کار با زور و اجبار امکان پذیر نیست: با بالای سر دانش آموز ایستادن و او را وادار کردن به اینکه درس بخواند کاری از پیش نمی بریم. باید ذوق تحصیل را در دانش آموز ایجاد کرد، باید مدرسه به گونه یی باشد تا برای دانش آموز هر مقطع جذاب شود. بایدروش های تدریس و خواستن از دانش آموز تغییر کند. باید فعالیت عواملی که در مدرسه مشغولند واضح و آشکار باشد و فقط انجام وظیفه در جواب دادن بخشنامه ها خلاصه نشود. از تدریس های جذاب فقط برای جشنواره ها و کلاس های ضمن خدمت استفاده نشود. معلم به علم جدید به گونه جدی و صحیح مسلح شود تا حرفی جدید برای دانش آموز داشته باشد. روش های کار به گونه یی جدی تغییر کند. یک بار هم که شده به گونه یی جدی برای رفع نقایص آموزشی و... با استفاده از کارشناسان خبره و اهل فن قدم برداشته شود. آنانی که در محیط اداری خدمت می کنند به کلاس های درس فرستاده شوند تا نقایص کار را بفهمند و از پشت میز تصمیم نگیرند! نمی شود گروهی فقط تدریس کنند و گروهی نیز فقط تصمیم بگیرند

باید رشته یی مخصوص مدیریت در نظر گرفته شود تا مجبور نباشیم افرادی را بنا به مصالحی به عنوان مدیر مدرسه یا مسوولی در اداره منصوب کنیم. تمام تلاش این باشد تا معلم از لحاظ مادی اقناع شود، چرا که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود. سعی کنیم دانش آموز را منطقی و متفکر بار آوریم تا بپذیرد که باید درس بخواند، نه اینکه فقط محیط مدرسه را محلی برای گذران وقت خویش در نظر بگیرد. خلاصه اینکه باید خودمان بخواهیم تا تغییر ایجاد شود وگرنه هیچگاه هیچ تغییری بدون تلاش و برنامه ریزی امکان پذیر نیست.

http://www.karimpoor53.blogfa.com/

8 سال پیش در چنین روزی ... 25 فروردین 85

8  سال پیش  در چنین روزی ...

25     فروردین          85


تا ریخچه تشکل های صنفی معلمان

بیانیه بیست و چهارم – 25و26 فروردین 85 شهرکرد

 

در جلسه 16 اسفند 84 تشکل های صنفی معلمان قرار شد گردهمایی بعدی در فروردین ماه 85 برگزار شود . کانون صنفی فرهمگیان چهارمحال بختیاری میزبانی ان را بر عهده گرفت . طبق روش معمول گردهمایی تشکل ها ، ابتدا هر تشکل گزارش و پیشتهاد خود را جهت تصمیم گیری به تشکل ها ارائه می کند . در روز اول گردهمایی (25 فروردین) ابتدا رئیس سازمان آموزش و پرورش چهارمحال بختیاری به تشکل های صنفی خوش امد گفت و برای انان آرزوی موفقیت نمود . پس از آن آقای تمدن نماینده ی شهرکرد و عضو کمیسیون بودجه مجلس ، گزارشی از بودجه آموزش و پرورش و لایحه ی مدیریت خدمات کشوری و موانع و مشکلات پیش رو را به اطلاع نمایندگان معلمان کشور رساند و به سئوالات آنان پیرامون موضوع مذکور پاسخ گفت . نماینده ی شهر کرد در مجلس شورای اسلامی تاکید نموئ ، تلاش گردد که لایحه مدیریت خدمات کشوری تا آخر سال 85 تصویب گردد .

وگرنه سال 86 به علت این که سال آخر مجلس هفتم است ممکن است تصویب و اجرای ان با مشکلاتی مواجه گردد . ایشان گفتند : بنده طی ملاقاتی که در تعطیلات نوروز با آقای احمدی نژاد رئیس جمهور داشتم ایشان گفتند : بنده تصمیم دارم با سه (ر) مبارزه کنم . رانت خواری – رشوه خواری – رابطه بازی . که آقای تمدن در جواب ایشان گفتند این کار بسیار مشکلی است . پس از سخنرانی نماینده شهرکرد ، تشکل های صنفی در بعد از ظهر و شب به بحث و گفت و گو پیرامون محتوای بیانیه پرداختند و سرانجام بیانیه زیر صادر گردید .

        در حاشیه گردهمایی ، اقای مرتضوی نماینده فارسان به اتفاق همکاران به بازدید یکی از مراکز دیدنی شهر فارسان رفتند که ضمن آن از مسئولان خواستند پی گیر اجرای خواسته ها و مطالبات معلمان باشند . مجلس دولت و مسئولان همگی معتقدند به تعبض و تضییع حقوق معلمان هستند ولی متاسفانه میان گفته و عمل چندین هزار منزل است !!!

لایحه مدیریت خدمات کشوری سه سال و نیم در مجلس مورد بررسی قرار گرفت و به گفته ی برخی مسئولان حدود 5000 ساعت کارشناسی شد ولی باز تصویب آن با اشکالاتی نظیر ار مالی برای دولت مواجه شد . آیا قبلا بار مالی آن در قانون پیش بینی نشده بود ؟ هر قانونی که تصویب می شود برای دولت بار مالی خواهد داشت . پیش بینی منابع مالی به عهده مسئولان ذیربط است . مثلا با منطبق نمودن ساعت کشور با ساعت جهانی بدون فروش نفت ، می شود بخشی از بودجه آن را تامین نمود . چرا گره ای را که با دست می توان باز کرد به دندان واگذار کنیم .

 

به نام خداوند جان و خرد

بیانیه پایانی همایش تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

شهر کرد – فروردین 85

        با اهداء سلام به محضر ملت بزرگ ایران به ویژه فرهنگیان آزاد اندیش و عدالت خواه و ضمن عرض تبریک به مناسبت هفته ی وحدت ، هفته ی بزرگداشت مقام معلم و همچنین پیروزی بزرگ فرزندان ملت رشید اسلام در زمینه ی فناوری صلح آمیز هسته ای توسط دانشمندان ایرانی ، دانش آموزان دیروز و نخبگان امروز .

همکاران گرامی بی تردید همان گونه که مخالفت با هر گونه تبعیض در صحنه ی بین المللی را ناروا شمرده و وظیفه ی خود می دانیم که نسبت به آن اعتراض نمائیم ، در داخل از وجود تبعیض های آشکاری که همه مسئولان بر وجود آن معترف هستند در رنجیم و سکوت در این زمینه را جایز نمی شماریم . بر این اساس و مطابق وعده ای که در گزارش تجمع تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور در مقابل مجلس در تاریخ 16 اسفند 84 داده بودیم ، یک بار دیگر در تاریخ 25 و 26 فروردین 85 در شهرکرد (چهار محال بختیاری) گرد هم آمدیم و پس از بحث و بررسی فراوان ، ضمن درک شرایط خاصی که از نظر بین المللی با آن مواجه هستیم و به منظور جلوگیری از سوء استفاده ی بدخواهان ، تصمیمات زیر اتخاذ گردید که امیدواریم همکاران فرهنگی با حمایت خود مارا برای پیگیری های بعدی یاری نموده و بار دیگر بر عزم خود برای دفاع از حقوق صنفی تاکید نمایند .

        از آنجایی که بسیاری از وعده های مسئولان در دولت و مجلس که می بایست در بودجه ی سال 85 عینیت مس یافت عملا به فراموشی شپرده شده است از جمله : وعده ی دو برابر نمودن قدرت خرید معلمان در طی 4 سال تنها به افزایش 3 درصدی در سال 85 آن هم با تبلیغات گسترده و تحقیر آمیز منتهی گردید و نظام هماهنگ حقوق و پرداخت که از ابتدا دغدغه ی فرهنگیان بوده است در هاله ای از ابهام قرار دارد و دو ماه پاداش که از حقوق مسلم فرهنگیان بوده به بهانه ی جمعیت زیاد فرهنگیان از آنها سلب شده است و انتقادهای مکرر فرهنگیان و تشکل های صنفی به طرح ارتقاء شغلی هنوز مورد توجه قرار نگرفته و علاوه بر آن فرم ناقص و کارشناسی نشده ی ارزشیابی 100 امتیازی نیز با اعتراضات گسترده ی همکاران مواجه و بر معضلات فوق افزوده است ، مقرر گردید تا به منظور پیگیری خواسته های فوق راه کارهای زیر اجرا گردد :

1- به مناسبت 12 اردیبهشت درخواست تجمع یا راهپیمائی در تهران و با حضور شما عزیزان ، همانند کارگران که هر ساله در روز 11 اردیبهشت مراسن روز جهانی کارگر را برگزار می کنند ، ارائه گردد که این درخواست قبلا توسط تشکل تهران انجام شده است و امیدواریم که مسئولان این بار با پاسخ مثبت خود و صدور مجوز برگزاری این مراسم به وظیفه ی قانونی خود عمل نمایند .

2- هم زمان در تاریخ 12 اردیبهشت از ساعت 10 ال 12 همکاران فرهنگی با عنایت به ماده ی 2 بخشنامه ی شماره ی 101214/43/4/1 مورخ 17/10/80 وزارت کشور با اطلاع مسئولین ذیربط در مراکز استان ها در سازمان ها و در شهرستان ها در ادارات آموزش و پرورش جمع خواهند شد .

2- اگر به هر دلیلی تا تاریخ 5/2/85 مسئولان از پاسخ به درخواست قانونی تهران جهت برگزاری تجمع یا راهپیمائی مخالفت نمایند ضمن اینکه همکاران تهرانی نیز بند 2 را اجرا خواهند کرد در روز 16 اردیبهشت در شیفت صبح و عصر در رنگ دوم به صورت نمادین در دفتر مدرسه جمع می شویم و به بحث پیرامون راه های پیگیری مسائل صنفی خواهیم پرداخت .

       بدیهی است همکاران محترم در روزهای بعد همچون گذشته این ساعت را جبران خواهند نمود . امبدوارم مسئولان کشور با عنایت به این اقدام حداقلی و نمادین همکاران فرهنگی به خواسته های به حق همکران پاسخی شایسته دهند :

همکاران فرهیخته

تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور ، برنامه ریزی های آینده ی خود را با توجه به پیامی که از پاسخ مثبت یا منفی شما به فراخوان فوق دریافت می نمایند تنظیم خواهند نمود .

اتحاد و هماهنگی ، رمز پیر.وز و موافقیت است

 

کانون صنفی معلمان ایران (تهران) – کانون صنفی فرهنگیان یزد – انجمن صنفی فرهنگیان خراسان – کانون صنفی فرهنگیان اصفهان – کانون صنفی فرهنگیان شیراز  - کانون صنفی فرهنگیان خراسان – کانون صنفی معلمان اردبیل – کانون صنفی معلمان همدان – کانون صنفی معلمان کرمنشاه – کانون صنفی معلمان آذربایجان شرقی – کانون صنفی معلمان ارورمیه – کانون صنفی معلمان مازندران – کانون صنفی معلمان نکا – کانون صنفی معلمان قائم شهر – کانون صنفی معلمان کرمان – کانون صنفی معلمان شهر ری – کانون فرهنگیان اسلامشهر – کانون معلمان آستانه ی اشرفیه – کانون صنفی فرهنگیان قم – کانون صنفی فرهنگیان ابهر – انجمن صنفی فرهنگیان خمینی شهر – کانون صنفی معلمان لاهیجان – کانون صنفی معلمان دماوند .

دبیرخانه ی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

چهارمحال و بختیاری

 

 

طرح مدیر تراز انقلاب اسلامی

از سال گذشته ، آموزش و پرورش با ارسال بخشنامه به مدارس متوسطه از مدیران می خواهد که اسامی دانش آموزان ممتاز را به اداره متبوع ارسال کنند. ملاک برتری ، برخورداری از هوش و ذکاوت، سطح آموزشی بالا، شرکت در فعالیت های جانبی پرورشی همچون حضور در نماز جماعت، بسیج دانش آموزی و ..... می باشد. آموزش و پرورش برای نام گذاری این طرح ، نام "طرح تربیت مدیر تراز انقلاب اسلامی" را برگزیده است و هدف آن را انتخاب، معرفی و گزینش مدیران آینده کشور اعلام کرده است. این بخشنامه از سوی بسیج دانش آموزی تهیه و ارسال شده است.

شناخت و پرورش استعدادها از وظایف اصلی نظام و آموزش و پرورش کشور می باشد و در این مهم هیچ ابهامی نیست. اما این اقدام تا چه حد کارشناسانه است و مبتنی برواقعیات می باشد؛ مسئولان باید پاسخ در شأن داشته باشند. سئوالات فراوانی در این رابطه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود.
1 – اگر بنای آموزش و پرورش بر یافتن استعدادها و پرورش آنها می باشد، آیا سیستم عریض و طویل آموزش و پرورش توانایی شناخت دانش آموزان ممتاز را ندارد و می بایست به کمک یک نهاد نظامی اجرا شود؟ آیا مطابق با بخشنامه لیست ارسالی می بایست بدون اطلاع دانش آموز تهیه و ارسال گردد؟
2 – این طرح به همگان می نماید که مدیران آینده کشور از هم اکنون گزینش می شوند و تلاش های آتی فرد در آینده وی هیچ تأثیری نخواهد داشت.
3 – آیا این طرح مصداق واقعی تبعیض نیست؟ موفقیت در فعالیت های آموزشی و پرورشی و حضور در بسیج دانش آموزی به معنای توانایی در امر مدیریت است؟ 
4 – آیا در کشوری با شرایط اقتصادی کشور ما ؛ هزینه برای این موارد مقرون به صرفه خواهد بود؟ این در شرایطی است که شهریه تا یک میلیون تومانی در مدارس دولتی ما امری عادی است.
5 – دهه ها کشورهای سوسیالیستی برای تربیت مدیران متعهد از این شیوه استفاده می کردند اما سرانجام از میان همین مدارس، پروستاریکا و گلاسنوست بیرون آمد. آیا آزموده را دوباره آزمودن خطا نیست؟ 
6 – سال هاست که دانش آموزان نخبه کشور در المپیاد ها شرکت می کنند و در سطح جهانی مقام های ارزشمندی را کسب می کنند. متولیان این امر می بایست توضیح دهند که برون داد این تلاش هر ساله آموزش و پرورش چه فوایدی برای کشور در پی داشته است؟ 

بسیاری از علماء و مراجع نسبت به این قبیل کارها و مسابقات که خروج مغزها را در پی داشته است هشدار داده اند. بسیاری از اساتید آگاه دانشگاه از استثماری بودن این طرح هشدار داده اند ولی متأسفانه گوش شنوائی پیدا نشده و این شائبه را بوجود آورده است که برگزاری المپیادها امری آگاهانه برای شناخت نخبگان کشور و معرفی آنها به کشورهای توسعه یافته است. اکنون طرح " تربیت مدیر تراز انقلاب اسلامی " در حال اجراست. آیا این طرح سرنوشت مسابقات المپیاد کشوری را خواهد داشت؟
7 - سال ها پیش دانشگاه امام صادق (ع) با اهدافی مشخص تأسیس شد. عموم فارغ التحصیلان این دانشگاه دارای تفکرات و دیدگاه هایی مشترک در مسائل خرد و کلان مملکتی هستند. آیا امروز بسیج دانش آموزی تلاش دارد که این سطح را از دانشگاه به دبیرستان تقلیل دهد؟
8 – هر اقدامی در آموزش و پرورش می بایست توسط کارشناسان و متخصصان امر تعلیم و تربیت صورت پذیرد. اگر این طرح کارشناسانه و به منظور پرورش استعدادها می باشد، چرا از انجمن اولیاء و مربیان و یا شورای معلمان مدرسه استفاده نمی شود؟ آیا فرمانده حوزه بسیج دانش آموزی - مدرسه - صلاحیت معرفی دانش آموزان نخبه را دارد؟
به هر روی؛ آموزش و پرورش متولی طرحی تبعیض آمیز و شکست خورده – کشورهای بلوک شرق – شده است که علاوه بر اینکه امری غیر کارشناسانه و سلیقه ای است؛ عواقب سوء نخبه پروری و پرورش و گزینش جناحی مدیران آینده کشور را در بر دارد. با فرض موفقیت این طرح، در آینده ما شاهد جدایی هر چه بیشتر نیروهای صف و ستاد از یکدیگر خواهیم بود.

امید است وزیر محترم با تدبیر خاص خود و به مدد بصیرت مقام معظم رهبری از دخالت نهادهای غیر فرهنگی در امر تعلیم و تربیت جلوگیری به عمل آورند.

http://www.nmadrseh.blogfa.com/