به بهانه ی 11 و12 اردیبهشت روز کار خدمت و آموزش (کارگرمعلم)
بهارازشانه اردیبهشت بالا می آید ؟!
غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست
ازتو شکفته گردد و بر تو کند نثار
ای باران مروت وراست کاری چرا نمی باری؟! سرزمین ما تشنه ی بارش آرام ونسیم همگرایی است. خرد ودانایی رابکارگیریم تا مدارا کنیم ومدارا شویم .
ای سکوت وبی عملی،عاقبت،روشن،همه گیروموثرتاساحل عدالت وآزادی وآبادی فریاد سبزت رابلند سرخواهیم داد.ای زندانیان دربند وپرچم داران مبارزه برای عدالت وآزادی وقانون با شما همراه ایم. ای دنیای بشریت آگاه وانسانی باشما درراستای یک اندیشه ایم.کارگران معلمان، فرهنگیان آزادیخواهان دربند ومحبوس سلامتی وآسایش وآزادی راحق شما وهمه می دانیم. کودکان کار جوانان بیکار هموطنان کم درآمد زنان مردان کارگران زحمتکش کشاورزان عزیز آموزگاران آموزنده،پرستاران مهربان، کارمندان وحتی کارشناسان کاردان ومردم دوست، روزهای 11 و12 اردیبهشت را درجای جای ایران عزیزبعنوان بهارکاروتلاش وآموزش وخد مت وهم یاوری وهم داستانی گرامی میداریم.
معلمی که ترسانده شود وکارگری که ازسود کارش بهره مند نشود کارش با کمترین نتیجه وبدترین آثاراجتماعی...
البته هرچه داریم ازاندیشه کار تولید آموزش یادگیری خرد وخدمت به انسانیت است . وزیبایی آن، زندگی خواهی ،هنر ،شادی و همراهی بادیگران می باشد و دوست داشتن وپذیرفتن حق آنان وکنش درراه آزادی وحقوق انسانی نتیجه است.
براین اساس اندیشه استبداد وتمامیت خواهی وهمه ی حق خود پنداران را نیزبه عقل وانصاف ورعایت درست وکامل قانون،آزادی وحقوق بشر فرامی خوانیم .
بی گمان،ملت ما درپیوندی سرافراز،رهایی طلب شادمانه وآگاهانه آرام و بتدریج درسایه ی رشد ورسیدن به رهیافت های انسانی،گرانمایه گوهر آزادی وانتخاب، تلخی ها رادرهم خواهند ریخت تا با اصلاح زشتی ها به روزروشن امید برسند.
فرهنگیان گرامی، معلمان آگاه همچون شما ، با منتخبان وخدمتگذاران واقعی وقانونی کشوردرراستای حاکمیت ملی و حقوق اساسی همراه می شویم .اما ازغارت ودزدی ودروغ ونیرنگ وحیف ومیل اموال عمومی وتحمیل خواست شخصی وباندی وغیرقانونی بیزاریم وازچهره کریه سواستفاده ازقدرت، دیکتاتوری بی رحمی و ایده استبداد و خفقان که قانون وعدالت وحقوق اساسی ملت را بازیچه قراردهد وبا نظروعقیده وسلیقه ومنافع خودبه انحصاروغارت اموال وحقوق ملی بپردازد ، رویگردانیم .
به مناسبت روز معلم و کارگرازمردم وهمکاران فرهنگی یاوری واززحمتکشان همراهی وازدولت حق حاکمیت ملی، خد مت صادقا نه و گستره ای پویا وبرون زا شکوفنده وتاثیر گذاردرعرصه تلاش فرهنگی وآموزش می طلبیم وپیگیررعایت درست وکامل قانون ورفع مشکلات تورم وتبعیض توزیع درآمد،عدالت درامانتداری دقیق اموال عمومی، جلوگیری ازتباه سازی فرصت ها وامکانات ملی وهمچنین بکارگیری واقعی تدبیرکارشناسانه وبرچیدن فضای امنیتی ورفتارها وخشونت غیرقانونی هستیم .معلمان زندانی،فرهنگیان تبعیدی واخراجی وشلاق خوردن معلم به جرم فعالیت صنفی واجتماعی،.... ومرگ کارگر وبلاگ نویس نمونه ی کوچکی از استدلال منتقدان برای نگرانی های مزبورا ست .
قانون اساسی : شکنجه وضرب شتم ممنوع بدیهی است رویکرد قانون به مجرم بوده نه غیرمجرم
اما ازتعامل شفاف هوشمندانه متمدنانه برپایه استقلال با دنیای بشری، ملت ها وحتی دولتها وتوزیع حق امنیت قانونی وعادلانه برای همه حمایت می کنیم .اگردرمورد بحران اجتماعی وفضای موجود،نظرما رابخواهند، به نظرمی رسد اگرمعلمان کارگران دانشجویان وروزنامه نگاران وکلاء ، فعالان اجتماعی زندانی ومتهمان به جرم سیاسی تعریف نشده ودیگر زندانیان سیاسی گمنام آزادشوند. حرمت ملت رانگه داشته ،شفاف وپاسخگوباشند.به اختلاس وسواستفاده وجرائم رسیدگی وجلوگیری نمائید.نظارت قانون وجامعه مدنی رابپذیرید. زیرا درجامعه مردم سالار "قدرت هیچ کس خارج از کمان ،انتخاب تا نظارت ملت ، قابل توجیه حقوقی نیست. ودرحاکمیت اراده ی ملی، قدرت، ثروت، یافته های گوناگون حتی هدایا... امانت ملت است.
ایران کشور ثروتمندی است ومردم کار می کنند مالیات می دهند ودرآمد های هنگفت وبسیار غیرقابل کتمان است . درآمد نفت وغیره احمدی نژاد با تورم وبدهی های مانده وشرایط موجود وحرفهایش چه تناسبی دارد؟! لذا توزیع ناعادلانه سود ودرآمد کارگران وکارکنان دولتی وحقوق بگیران بخش خصوصی، کنترل شرکت ها و تراست ها ی وابسته به نحله های قدرت وثروت وحل تورم واجرای تامین اجتماعی همه گیر،توجه به بخش مهم کشاورزی ،حفظ سلامت عمومی ومحیط زیست ازجمله وظایف دولت است. اما درمقابل رشد تورم، خصوصی سازی اموال وسرمایه های ملی ، اخراج کارگران،عدم افزایش دستمزد متناسب زندگی وجلوگیری ازفعالیت اجتماعی صنفی وسندیکایی ونهادهای مدنی ، برخورد همراه باخشونت وغیرقانونی با اعتراضات عمومی و فعالیت های کارگری ومجموعه های فرهنگی هنری ، تحمیل محدودیتهای افراطی به زنان، تحمیل فشار بر رسانه ها وصاحب نظران ومشکلات فراوان وایجاد زمینه نگرانی های جمعی موجود و ناراحتی اقلیت هوشیار وفعالان سیاسی، دانشگاهیان وجامعه ی مدنی قابل قبول نیست. لذا ازمجلس نمایندگی ملت وازمردم،هوشمندی وانتخاب منتخبان لایق فروتن با صداقت ، وپایبند به منافع ملی وکاردان ومتعهد به نظرملت انتظارمی رود. ازسوی دیگر، آرزوداریم با ،اجرای درست قانون، عدالت ورعایت آن واجرای حقوق بشروحقوق اساسی وداد ستاندن ازبی داد راشاهد باشیم .این که کشورما بابخش بزرگی ازجهان دشمن دیده شود وسالها ازسوی نمایندگان جامعه جهانی متهم ومحکوم به بد رفتاری با مردم رنج کشیده خود ویا دخالت درامورداخلی دیگرکشورها بشود،شایسته نیست ! واقعا کشور دیگری استان کشورما است ؟! ضروری است به آزادی بیان وتاثیررسانه های آزاد وحرفه ای وبکار گیری درست وعلمی قانون ومنابع وامکانات ومنافع مالی وانسانی ملت و مدیریت کارآمد ونظام سیاسی درقامت جمهوریت نیز برسیم که حق مسلم ملت است.
12و11اردیبهشت روزهای هم اندیشی هم یاوری کار وهم دستی، آموزش وخدمت گرامی
ازفرهنگیان ومردم بزرگ ایران انتظارداریم که هوشمندانه ومسولیت پذیر آگاهانه باچشمانی بینا گوشهایی شنوا همراه با همه خواهی وهمه بینی درزمینه مسایل ومشکلات سرزمین پدران وفرزندانمان دقت ومشارکت آگاهانه وآینده سازداشته ،ودرپیوندی هم بسته ،بدورازدرون گریزی، ساده اندیشی خرافه وتک بینی به دفاع وحق خواهی همگانی باتوجه به فرصت های تاریخی استوار باشیم. زیرا وجدان وانسانیت اجازه نمی دهدهیچ وظیفه وباری رابه رندی یاحتی نا گذیر روی دوش دیگری قراردهیم....
ایران سرزمینی کهن برخوردارومتنوع است.لذا مدیریت تک بعدی،سرسخت وبی انعطاف ، باکاربرد متفاوت وغیردمکراتیک قدرت و قانون همراه با خشونت وبی رحمی و حیف ومیل وغارت اموال عمومی واستفاده ی ابزاری ازقانون وتوزیع ناعادلانه و غیر قانونی درآمد وامکانات، دخالت درحریم شخصی حق این مردم نیست. حتی توزیع سبد کالاویارانه به این شکل را در شان ملت بزرگ ایران نمی دانیم.
نهادآموزش درتوسعه وپیشرفت وحتی انحطاط وگسست جامعه نقش مهمی دارد از این رو آموزگاران ودبیران وفرهنگیان فهیم وآگاه و فعالان صنفی وشورای هماهنگی کانون های معلمان سراسرکشور همچنان که بارها در اطلاعیه های منتشرشده خواستارعدم دخالت وگسترش انحصاری یا سیاست آدم سازی درنهاد آموزش وتحمیل ناکارآمدی بیشتردرتدوین واجرای طرحهای نظام آموزشی ورفع فضای امنیتی گزینشی درساختار آموزش بوده اند وبا ترویج آموزش طبقاتی و گلخانه ای وتوزیع جزیره ای امکانات ومنابع وفربه ساختن منابع انسانی دراین نهاد با نیروهای بازنشسته و کهنه گرا وسیاسی موافقت نداریم .وبه ضرورت رعایت حقوق دانش آموزان دختر وپسردرشهروروستا ومناطق محروم وتغییرساختارواپسگرا والقایی آموختن باورداریم. ایجاد رشد با معیارهای علمی وشکوفایی فکرذهن واستعدادوخلاقیت دانش آموزان باتازه ترین مفاهیم ودستاوردهای انسانی ومفاهیم کاربردی زندگی اجتماعی وحرفه ای موثر ولازم است. حتی درک وآشنایی کامل و مقایسه ای درمورد آزادی،حقوق بشر،کار تولید خدمت و حقوق اساسی وبکارگیری متدهای آموزش علمی ورشد شادمانه وباطراوت نسل جوان آینده ازجمله حقوق اساسی آنان است وتحمیل وانباشت ذهنی آموزه های اطاعت،ارادت،خود محوری،فرقه گرایی،ترس وخرافه، سلطه پذیری دانش گریزی وخردناپذیری در آموزش مدرن جایی ندارد. حتی القاء دشمن ستیزی، موهوم پروری ، سالوسی، گریزاز دنیا وکامیابی اززندگی،تظاهر،نمامی، شخصیت دوگانه وحتی تحمیل ذهنیت های اخلاقی دورماندن از نشاط هنر موسیقی...رابه ذهن وفکرکودکان نارواوظلم می دانیم.
یاورکانون صنفی معلمان ایران
همراه نسل جوان ودانش آموزان
علی اصغرذاتی اردیبهشت 93
http://yavarzat.mihanblog.com/

حفظ کرامت و شأن معلم همواره شعار کسانی بود که برای خالی نبودن عریضه، آنرا مستمسک قرار میدادند. برای اولینبار دکتر فانی در برنامه پیشنهادی خود و در قالب اهداف رفتاری بر کرامت معلم صحه گذاشت و کشاندن معلم به نهادهای قضایی را دون شأن دانست و تشکلهای معلمی را نه تهدید بلکه فرصت معنی کرد. نواندیشی دکتر فانی بارقه امیدی شد تا فعالان آموزشی و صنفی، امیدوارانه چشم به آینده دوخته و برای کمک به مسئولان مهیا شوند. این پیشگامی درحالی در سراسر کشور به وجود آمد که حتی یک تشکل صنفی اجازه سهمخواهی از دکتر فانی را به خود نداد. گرچه این امید در نظر، بسیار عملی ولی در عمل بسیار دستنیافتنی شد. حدیث مکرر کسب موقعیت دستهبندیهای جناحی برای چندمینبار آزموده شد. معلمان فعال در عرصه مسائل صنفی و آموزشی بر این باور بودند که کارگزاران وزیر، برنامه پیشنهادی وزیر را مطالعه و عملکرد خویش را بر مبنای اصول قابل قبول وی، برنامهریزی خواهند کرد. با شروع عزل و نصبها و ارائه برنامهها و تثبیت مدیران میانی در آموزش و پرورش، دوباره این باور شکل گرفت که در بر همان پاشنه میچرخد! تفکر برخورد با منتقد هیچ تغییری پیدا نکرده و معلمان همچنان مهجورند. فعالان صنفی که مشتاقانه و دلسوزانه مصاحبهها و برنامههای وزیر را رصد میکردند و بعضا از فعالان ستاد انتخاباتی رئیسجمهور بودند، با نومیدی به حاشیه رفتند. مدیران کلی که در جلسات معارفه از تشکیل مجلس معلمان میگفتند، همکاری با فعالان صنفی را منوط به کسب رضایت وزیر دانستند. فعالانی که آماده شده بودند تا از دل و جان مایه بگذارند با مدیرانی روبهرو شدند گویا که از برنامههای وزیر اطلاع نداشتند. برخورد مدیران میانی آموزش و پرورش باعث شد تا ضربالمثل «خودکرده را تدبیر نیست.» نقل مجلس معلمان در اوقات استراحت باشد. اکنون این سوال پیش میآید که ملاک وزیر برای انتخاب مدیران کل و مناطق و ادارات چه بوده است؟ اگر ملاک، برنامه پیشنهادی وزیر است که در این صورت واحد ارزیابی و عملکرد باید گزارش عملکرد مسئولان را بهصورت ماهانه و ... به وزیر اطلاع دهد. آیا نباید در گزارش واحد ارزیابی عملکرد، میزان تعامل مدیران با تشکلهای معلمی مورد سنجش قرار گیرد؟ آقای وزیر چگونه میتواند از فعالان فرهنگی بهعنوان فرصت یاد کند درحالی که، این افراد برای معلم نمونه شدن در پیچ و خم تأئید صلاحیت میمانند. آقای وزیر چگونه از تشکلهای صنفی بهعنوان فرصت یاد میکنند در حالی که، شایستهسالاری گمشده آموزش و پرورش است. آشنایان به سیستم مدیریتی آموزش و پرورش میدانند که مدیران آموزش و پرورش در سطح ادارات و استانها در عرصههای اجتماعی و علمی ضعیف ظاهر شدهاند. آیا شایسته نیست از پتانسیل موجود در تشکلهای صنفی برای ارتقای سطح علمی مدیران آموزش و پرورش استفاده شود؟ آقای وزیر شما در جلسه مجلس اعلام کردید که در بین فرهنگیان نفوذ کلام دارید که البته چنین است اما، آیا اندیشیدهاید که این نفوذ کلام، حاصل کدامین رفتار و اندیشه شماست و اگر روزی توسط کارگزاران تان خلاف آن ثابت شود، شما بیش از هرکس دیگر آسیب میبینید. آقای وزیر ممکن است شما امروز از ناحیه بعضی از جناحهای سیاسی مورد هجمه قرار گیرید. مشکلی نیست. دعاگویی یک میلیون معلم برای یک عمر بس است. آقای وزیر باید از روزی ترسید که معتمدان شما که با برنامههایتان آشنایی ندارند، سابقه نیک شما را بازیچه اهداف و آرزوهای خود قرار دهند.
مصطفی میرزاییان
توضیح : متن پیش روی شما،بخش دوم از سفارش نامه ی شانزده نهاد مدنی - آموزشی جهان به سران کشورهای حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل در مهر 92 است که در آن،سران کشورها به توجه بیشتر به آموزش و حق برخورداری از آن فراخوانده شده اند. این سفارش نامه ده بند است که بند نخست آن با مقدمه ای از مترجم در بخش پیش منتشر شد. بخش دوم - بنده