در حقیقت وظیفه وزارت آموزش و پرورش شکل دادن به کشور است. متولیان آموزش و پرورش در حقیقت نقشه آینده کشور را طراحی میکنند.
در سالهای اخیر از همت و سعی متولیان این وزارتخانه ما پیشرفتهای علمی شگرفی داشتیم اما به نظر میرسد نتوانستهایم در زمینه کشاورزی و صنعت رشدی همپای رشد علمی داشته باشیم.
زمانی که در اقتصاد مقاومتی حرف از توانمندسازی نیروی کار و افزایش بهرهوری میشود، مسلماً پاشنه آشیل و زیر ساخت آن نمیتواند جز محصلین و دانش آموزان کشور باشد.
زیرا هنگامی که جوان وارد دانشگاه میشود، احساس میکند دیگر تمایز یافته شده است و کمتر حاضر میشود جز با قلم و انگشتانش با چیز دیگری کار کند و از نگاه او اگر مشغول به کار دیگری بشود احساس میکند جامعه حقش را ضایع کرده است.
ما برای رسیدن به اقتصاد اول منطقهایی به همان اندازه که به نیروهای متخصص و اندیشمند در زمینه علوم و فنون روز نیاز داریم به همان اندازه به کشاورز و دامدار و صنعتگر ماهر نیاز داریم.
و به نظر میرسد در این حیطه نقش آموزش و پرورش از بقیه وزارتخانهها پررنگتر باشد.
نگاه به این وزارتخانه باید از دید صرفاً آموزشی خارج شود این وزارتخانه قرار نیست فقط دانش آموزان را به دانشگاهها هدایت کند. ظرفیتهای این وزارتخانه بسیار عظیمتر از آن است که تصور شود اگر نگاه به این وزارتخانه کمی اقتصادی شود، حل بسیاری از مشکلات اقتصادی و فرهنگی کشور آسان میشود.
اگر دلسوزان و برنامهریزان این وزارتخانه صنعتگران و صادر کنندگان را به سمت این نیروهای کار بومی و پر انرژی هدایت کنند، دیری نمییابد که هزینه تولید در کشور پائین میآید. این وزارتخانه میتواند مستعدترین و خلاقترین و در عین حال کمتوقعترین نیروهای کار را در اختیار تولیدکنندگان تمامی بخشها اعم از صنعتی و کشاورزی قرار دهند.
اگر چنین شود دیگر متولیان فرهنگی ما دغدغه پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان را ندارند. نوجوانی که به شوق کسب درآمد۹ ماه آموزش بیند و در فصل تابستان از صبح تا عصر مشغول کار است.
تنها یک فیلم میتواند نیازهای فرهنگی او را مرتفع کند. و این علاوه بر هدف اصلی ما در اقتصاد مقاومتی است که تربیت نیروهای توانمند و افزایش بهرهوری نیروهای انسانی است. هنوز یادمان نرفته است که در زمان جنگ چه حماسهها که همین نوجوانان مدرسهایی خلق نکردهاند از حسین فهمیده گرفته تا…
و حالا که نوبت به خلق حماسه در اقتصاد داریم هم نباید از ظرفیت این بزرگترین وزارتخانه کشور غافل باشیم.
و به این نکته توجه کنیم که ایران تنها در صورتی میتواند به کشوری پیشرفته و قدرتمند تبدیل شود که در تمامی زمینهها پیشرفتی یکسان و هماهنگ داشته باشد.
مریم مهرانراد
اطلاعات - 27 اردیبهشت 93




حفظ کرامت و شأن معلم همواره شعار کسانی بود که برای خالی نبودن عریضه، آنرا مستمسک قرار میدادند. برای اولینبار دکتر فانی در برنامه پیشنهادی خود و در قالب اهداف رفتاری بر کرامت معلم صحه گذاشت و کشاندن معلم به نهادهای قضایی را دون شأن دانست و تشکلهای معلمی را نه تهدید بلکه فرصت معنی کرد. نواندیشی دکتر فانی بارقه امیدی شد تا فعالان آموزشی و صنفی، امیدوارانه چشم به آینده دوخته و برای کمک به مسئولان مهیا شوند. این پیشگامی درحالی در سراسر کشور به وجود آمد که حتی یک تشکل صنفی اجازه سهمخواهی از دکتر فانی را به خود نداد. گرچه این امید در نظر، بسیار عملی ولی در عمل بسیار دستنیافتنی شد. حدیث مکرر کسب موقعیت دستهبندیهای جناحی برای چندمینبار آزموده شد. معلمان فعال در عرصه مسائل صنفی و آموزشی بر این باور بودند که کارگزاران وزیر، برنامه پیشنهادی وزیر را مطالعه و عملکرد خویش را بر مبنای اصول قابل قبول وی، برنامهریزی خواهند کرد. با شروع عزل و نصبها و ارائه برنامهها و تثبیت مدیران میانی در آموزش و پرورش، دوباره این باور شکل گرفت که در بر همان پاشنه میچرخد! تفکر برخورد با منتقد هیچ تغییری پیدا نکرده و معلمان همچنان مهجورند. فعالان صنفی که مشتاقانه و دلسوزانه مصاحبهها و برنامههای وزیر را رصد میکردند و بعضا از فعالان ستاد انتخاباتی رئیسجمهور بودند، با نومیدی به حاشیه رفتند. مدیران کلی که در جلسات معارفه از تشکیل مجلس معلمان میگفتند، همکاری با فعالان صنفی را منوط به کسب رضایت وزیر دانستند. فعالانی که آماده شده بودند تا از دل و جان مایه بگذارند با مدیرانی روبهرو شدند گویا که از برنامههای وزیر اطلاع نداشتند. برخورد مدیران میانی آموزش و پرورش باعث شد تا ضربالمثل «خودکرده را تدبیر نیست.» نقل مجلس معلمان در اوقات استراحت باشد. اکنون این سوال پیش میآید که ملاک وزیر برای انتخاب مدیران کل و مناطق و ادارات چه بوده است؟ اگر ملاک، برنامه پیشنهادی وزیر است که در این صورت واحد ارزیابی و عملکرد باید گزارش عملکرد مسئولان را بهصورت ماهانه و ... به وزیر اطلاع دهد. آیا نباید در گزارش واحد ارزیابی عملکرد، میزان تعامل مدیران با تشکلهای معلمی مورد سنجش قرار گیرد؟ آقای وزیر چگونه میتواند از فعالان فرهنگی بهعنوان فرصت یاد کند درحالی که، این افراد برای معلم نمونه شدن در پیچ و خم تأئید صلاحیت میمانند. آقای وزیر چگونه از تشکلهای صنفی بهعنوان فرصت یاد میکنند در حالی که، شایستهسالاری گمشده آموزش و پرورش است. آشنایان به سیستم مدیریتی آموزش و پرورش میدانند که مدیران آموزش و پرورش در سطح ادارات و استانها در عرصههای اجتماعی و علمی ضعیف ظاهر شدهاند. آیا شایسته نیست از پتانسیل موجود در تشکلهای صنفی برای ارتقای سطح علمی مدیران آموزش و پرورش استفاده شود؟ آقای وزیر شما در جلسه مجلس اعلام کردید که در بین فرهنگیان نفوذ کلام دارید که البته چنین است اما، آیا اندیشیدهاید که این نفوذ کلام، حاصل کدامین رفتار و اندیشه شماست و اگر روزی توسط کارگزاران تان خلاف آن ثابت شود، شما بیش از هرکس دیگر آسیب میبینید. آقای وزیر ممکن است شما امروز از ناحیه بعضی از جناحهای سیاسی مورد هجمه قرار گیرید. مشکلی نیست. دعاگویی یک میلیون معلم برای یک عمر بس است. آقای وزیر باید از روزی ترسید که معتمدان شما که با برنامههایتان آشنایی ندارند، سابقه نیک شما را بازیچه اهداف و آرزوهای خود قرار دهند.